دیگر نه بلوط ها به رویمان می خندند و .... / رئوف محمودپور » ..:: komakal paveh news::.. پایگاه خبری، تحلیلی پاوه و هورامان

 

صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته             

  سخن کۆمه‌کاڵ

 

  ارسال خبر
  آرشیو مطالب
» شهريور 1389 (28)
» مرداد 1389 (78)
» تير 1389 (94)
» خرداد 1389 (121)
» ارديبهشت 1389 (90)
» فروردين 1389 (69)
» اسفند 1388 (45)
» بهمن 1388 (47)
» دي 1388 (46)
» آذر 1388 (23)
» آبان 1388 (71)
» مهر 1388 (42)
» شهريور 1388 (31)
» مرداد 1388 (32)
» تير 1388 (27)
» خرداد 1388 (30)
» ارديبهشت 1388 (44)
» فروردين 1388 (36)
» اسفند 1387 (44)
» بهمن 1387 (68)
  لینکستان
» هزار ماسوله
» هورامان
» انجمن موسیقی پاوه
» کرمانشاه آنلاین
» کردستان امروز
» هورامان فوتو
» الجمعه
» پاوه.نت
» هورامان بلاگ
» هوراماننو
» بیساران
» گورانی بی ناز
» دوچرخه سواری پاوه
» زاگرس نا
» شۆنما
» هه‌نار
» هه نبانه
» رۆژان نیوز
» پاوه شار
» شهرداری پاوه
» فرمانداری پاوه
» کانون نویسندگان هورامان
» هه‌واروو عشقی
» میردوک
» هه‌ورام
» تاریخ مصور پاوه
» تاریخ مکتوب پاوه
» کوردانه
» روستای خانقاه
» لاره‌کاو
» وه‌رکه‌مه‌ر
» فوتو پاوه
» اداره ارشادسلامی پاوه
» اداره تربیت بدنی پاوه
» هورامان
» اخبار نودشه
» اداره تربیت بدنی جوانرود
» مسکن مهر پاوه
» خط سوم
» معلولیت محدودیت نیست
  پربازدیدترین مطالب
» به بهانه دوسالگی سایت کۆمه‌کاڵ / یاسر خالدی زاد
» نگاهی به عملکرد یکساله‌ی محمد نجفی فرماندار شهرستان پ ...
» تجربه فضاهای مدرن شهری در پاوه / شایان ربیعی
» کنکور پاوه‌نشینی / طنز نویس : هنگامه
» حکمت و فلسفه روزه/ حیدر غلامی
» فرماندار جدید پاوه فردا معارفه می شود
» کسب اطلاع از اسامی پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد و بالات ...
» پاوه از نگاه یک روزنامه نگار پاوه ای
» نمایشنامه‌ای برای تمام فصول + عکس/ طنز نویس : دردمند
» گفتگو با بهاروند رییس اداره منابع طبیعی شهرستان پاوه
آمار

 

به وبسایت خبری و تحلیلی پاوه و هورامان خوش آمدید . /  سه‌یری پاوه شار ماڵه‌وماڵ وه‌شه‌ ن .... جه‌ پاوه ویه‌رد کوێمه‌کاڵ وه‌شه‌ن

دیگر نه بلوط ها به رویمان می خندند و .... / رئوف محمودپور

 دسته: یادداشت      بازدیدها:261     تاریخ: 13 تير 1389

Imagدر ایام کودکی، آنگاه که در دنیای کودکانه شعری را زمزمه می کردم که  هنوز هم در ذهنم طنین انداز است؛« به دست خویش درختی می نشانم/ به پایش جوی آبی می کشانم/ درختم کم کم آرد برگ و باری/ بسازد بر سر خود شاخساری ...»، به انبوه درختان درهم تنیده ی اطراف روستایمان می نگریستم و به پدران خود و کودکان دیگر رشک می بردم که توان نشاندن این همه درخت را از کجا آورده و چگونه به پای آنها  جوی آب کشیده اند؟! ذهن کودکانه پدرانی توانا و افسانه ای برایم ساخته بود. پدرانی همچون قهرمانان افسانه هایی که برایم بازمی گفتند! و ...

  نیز در همان دنیای کودکانه بسیاری اوقات شادمان از ثمرهایی بودم که پدر و مادر از جنگل برایمان می آوردند. هیزم های جنگل  زمستانهای سرد و پربرف را برایمان شیرین و میوه های آن زندگی را پر لذت می کردند.ولذا  آن شعر برایم عزیزتر و عزیزتر می شد.

کم کم که بزرگ شدم وجود طبیعی جنگل های زیبا را بیشتر درک می کردم و نیز عدم دخالت پدران را در کاشت و پرورش آن. وصف آن را در انشاهایی که آموزگاران به عنوان تکلیف به ما می دادند می لاواندم و به آن می بالیدم.و...

اکنون از آن سالها جز خاطره هایی شیرین و رؤیایی چیزی باقی نیست. هم شرایط روحی تغییر کرده و هم دوران و وضعیت زندگی. و اما پیوند عاطفی با طبیعت بیشتر و جدی تر. این بار آگاهانه و مایوس از دست ویرانگر هم عصرانم در تخریب طبیعت و ویرانی زندگی جنگل ها.

در همین دوران کوتاه چند ساله که من و همعصرانم نوبت ( گذر از زمین )  را یافته ایم، شاهد تقریبا ریشه کن شدن حیات وحش منطقه  هستیم. دیگر نه از گله های بزکوهی و کَل خبری است ، نه از « کوله  خرسها» و « بزله خوک های» زیبا. نه لولیدن دسته جمعی گرگ ها موسیقی ترس و لذت را می باراند و نه کرشمه ی دسته جمعی کبک ها و جست و خیز خرگوش و حیله ی روباه و ...

و این همه وحشتی است که من و همعصرانم آفریده ایم. متأسفانه نه از بیدار شدن وجدان جمعی خبری است و نه از کسانی که می بایست نگهدار و پرورش دهنده ی حیات طبیعی باشند. تشدید این وضعیت آن جمله ی شیرین و پرمعنای متفکر انسان دوست بزرگ مشرق زمین « کریشنا مورتی » را به یاد و به یاد می آورد که می فرماید:

 »اگر قوه ی لمس طبیعت را از دست بدهید، قوه ی لمس انسانیت را نیز از دست خواهید داد. چنانچه هیچ وابستگی به طبیعت نداشته باشید، به خاطر مال اندوزی، ورزش، خوراک و یا حتی به خاطر علم ، بچه خوک های آبی ، نهنگ ها، دولفین ها و انسان را به قتل خواهید رساند، آنگاه طبیعت از شما می هراسد و زیبایی خود را باز می ستاند... « .

شاید قهر طبیعت از انسان همعصر به اوج رسیده که اینگونه زیبایی و نعمات خود را یکی پس از دیگری باز می ستاند. حیات وحش که واحسرتا. دریاچه ی زریبار در حال مرگ تدریجی. چند هفته قبل با چند نفر از دوستان، غروب هنگامی به دیدگاه دریاچه رفتیم. یکی از آنها که شاعری جوان بود، بر دست خود کوبید و ناخودآگاه نالید : نگاه کن ... دریاچه در حال تمام شدن است!! او راست می گفت. زیرا نیزارها آرام و با وقار در حال پوشاندن سطح آب دریاچه اَند. و...

واما در این اوایل (تابستان1389)1 مصیبت بزرگتری دامنگیر طبیعت منطقه شده است. شاید به قول کریشنامورتی؛ این بار درخت های بلوط هم از انسان هراسیده و زیبایی خود را باز می ستانند.

آری آتش سوزی. هر روز منطقه ای و هر ساعت تپه ای. آتش نه با عجله، اما زنجیروار! جنگل ها و چراگاه های منطقه را به کام می کشد و از زیبایی و سبزی، ماتمی از خاکستر و سیاهی بر جای می گذارد. و انگار چوپان بیچاره را خواب گرفته!.

همان جنگل هایی که زیبایی آنها در دوران کودکی برایم رؤیایی و افسانه یی بود واکنون معنی دار و واقعی، در حال نابودی اند. جنگل هایی که منبع درآمد خوبی برای مردم منطقه اند. برای نمونه در همین سال جاری بنا به پرس و جویی گذرا که بنده به عمل آورده و گردآوری آمار سرانگشتی ، در چند روستای منطقه « توتوندر، سیاناو، ویسه،دزلی» از توابع مریوان و سروآباد، بیش از یک صد میلیون تومان پول از راه تهیه و فروش محصولات جنگلی عاید مردم شده است. و این علاوه بر چراگاه های درجه یک می باشد که هزاران راس دام آنها را تغذیه می نماید.(ونیز بغیر از مبالغی حق اجاره که اداره منابع طبیعی ( به عنوان متولی طبیعت)! از آنها اخذ نموده)

جنگل ها علاوه بر تصفیه ی هوا و تولید گاز مفید برای انسان ، دهها ثمر خوراکی ، دارویی و صنعتی تقدیم بشر می کنند. محصولاتی از قبیل « وَن ـ بنیشت ـ به روو ـ مازوو ـ گزگل ـ خرنووکه ـ  میله و ـ گلابی و آلوبالوی و بادام کوهی و ...» . و این همه از ثمرات درختانی است که نه ما و نه پدرانمان در کاشت و پرورش آنها نقشی نداشته و جوی آبی به پای آنها نکشیده اند و آنها اینگونه شاخ و برگ بخشش خود را گسترانیده اند.و حال به چه جرمی اینگونه طعمه ی آتش می شوند سؤالی است که انسان معاصر باید پاسخگوی آن باشد. نه اینکه جوی آتش به پای آنها می کشانیم؟!

از خود می پرسم « نه از دیگران» آن مسافران خسته ی جاده های پرپیچ و خم (سنندج ـ مریوان) ، (سقز ـ مریوان) و (پاوه ـ مریوان)، که به شهر توریستی استان کردستان!! سفر می کنند و در راه با دیدن آن همه مناظر سوخته بیشتر و بیشتر خسته می شوند، چگونه و کجا خستگی خود را رفع کنند؟! (لابد در پارکهای زیبا و شهربازی و... که از بدیهیات اماکن توریستی است.) و این در حالی است که قبلا سرسبزی و مناظر زیبای جنگلهای اطراف جاده از بهترین خاطره های رضایت آفرین مسافران بود.

ما همعصران جنگلهای سوخته، چگونه وجدان خود را راضی کنیم که نمی توانیم طبیعی ترین و برترین منابع دیار خویش را نگهداری(نه توسعه)! و آن را به نسلهای آینده بسپاریم؟!چه کسی را مسئول حفظ و نگهداری این نعمت گرانبها و زیبا بدانیم؟ آن روستایی سیگار به لب و خسته از کار روزانه، یا سازمانها و اداراتی که فلسفه ی وجودیشان به همین منظور است. شاید هر یک پاسخی و دلیلی بیاورند و « هةلوورة مةلوورة، شةأ لة مالَی من  دوورة».

و اما جنگلها و چراگاههای منطقه می سوزند و همین اوایل سال 1389 را به عنوان سال فاجعه ی زیبایی  منطقه رقم می زنند. به قول مورتی؛ دیگر نه کبکها هم آواز مایند و نه بلوطها به رویمان می خندند. زیرا ما قوه ی لمس طبیعت را از دست داده ایم. و به قول تولستوی نمی توانیم خوب زندگی کنیم زیرا نه شیوه ی چطور کار را کردن بلدیم و نه شیوه ی چگونه عشق ورزیدن را.
...........................................................
 
1  -کۆمه‌کاڵ : یادداشت فوق مربوط به تابستان 86 می باشد که با توجه به آتش سوزی های گسترده اخیر در منطقه و با اجازه از نویسنده یادداشت به سال 89 تغییر یافت .

Imag


مطالب مرتبط:

  • در سرزمین نیک اندیشان چه می گذرد؟ / سید عب ...
  • دالانی بهشتی در غرب کشور/ الهام فرهادی
  • پاوه از نگاه یک روزنامه نگار پاوه ای
  • به کدامین گناه ... ؟ / امید حبیبی
  • وظایف شهرداری و شهروندان / کیوان حاتمیان
  •  

     ●نظرات با نام های کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

    نويسنده: کیوان | تاريخ ارسال: 13/04/1389 - 20:14

    هرکجا هستم باشم
    آسمان مال من است
    پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است

    ما امانت دار زمین و آسمانیم!پس بیایید امانت دارانی باشیم که نبض زمین و آسمان را خوب می دانند! به آبی آسمان مهر بورزیم وبه قول سهراب کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد!
    دیگرجایی برای انتقاد نیست جایی برای متهم کردن نیست!وقت آن است که بسازیم!راه کارارائه دهیم نه با دیدگاهی افراطی در تقابل با یکدیگر بایستیم و سعی بر انکار همدیگر داشته باشیم!ریشه ی همه ی مشکلات از ندانستن ها و یا آگاهی های غلط است!پس پیش به سوی اطلاع رسانی مفید به امید بازگشت سخاوت زمین و برکت آسمان!
    http://larakaw.blogfa.com/
     

       پاسخ   

    نويسنده: بلوط سوخته | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 04:02

    سلام همشهريان دل و جنگل سوخته و سياه
    با نگاهي ساده به اطراف خويش هر دل و عقل بيداري درک واقعيات را از هر معماي ساده و ابتدايي آسانتر ميتواند دريابد, که چرا روزانه در اطراف ما جنگلها و و زيستگاه جانداران طبيعي پياپي در شعله هاي آتش قرباني نگاه خاموش غير مسولانه مسولان اين ديار ميشوند?!!! و آگاهانه هر سال در اين فصل سياهي را به جاي زيبايي سرسبز مراتع و جنگلهاي وحشي اطراف ما به چشمان ما به مهماني و تماشا ميگذارند.
    من که گويم اين حديث سري درازتر از آنچه که خود مي دانند در جنگلها و ريشه ي درختان ماها تنيده است... واي به روزي که اين ريشه ها پايان يابد و آن روز است که نوبت ريشه هاي آدمي فرارسد و آتش اين جهنم زندگي بشري را بيشتر در شعله هاي خوي فرو بلعد.
    با تشکر فراوان
    بلوط سوخته
     

       پاسخ   

    نويسنده: طبیعت | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 06:24

    چه کنیم در دیاری هستیم که همه مردمانش فقط به فکر منافع خودشان هستند چه کنیم که اگر مردم دیگر جاها دیار ما را داشتن ان را بر روی سر خود می گذاشتن در این بین فقط اتش سوزی ها نیستن بلکه این طبیعت از دست نظافت ماهم شاکی است هر کجا میروی پر از بطری ها و قوطی هاست درسته طبیعت زبانی برای شکایت ندارد پس انسانیت ما کجاست یک لحظه بنشینیم و فکر کنیم که اگر یک ماه دیگر به ان مکان بریم باید کجا بنشینیم چرا باید برای یک لحظه خوشی خود طبیعت را به سمت نابودی بکشانیم چرا؟چرا؟چرا؟
     

       پاسخ   

    نويسنده: ققنوس | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 06:31

    احداث جاده بین مراتع می تواند به حل این مشکل کمک کند و رسیدن ماشین آلات آتش نشانی و نیروهای امدادی را تسریع کند در ضمن ایجاد یک پایگاه هوایی با هلی کوپتر مجهز می تواند نقش مهمی داشته باشد شهرستانهای جوانرود پاوه و روانسر وثلاث مشترکا می توانند یک پایگاه مجهز احداث کنند اگر بخواهند که محیط زیستی باقی بماند هلال احمر هم می تواند کمک کند . ادارات محمیط زیست و منابع طبیعی کارشان شده اجاره درختان برای کشیدن شیره آنان اما وقتی همان درختان می سوزند چه اقدامی کرده اند ؟ ماهیان سیروان منقرض شدند کبک ها از بین رفتند و بلوطها هم در صف نابودی اما این ادارات هیچ اقدام چشمگیری انجام نداده اند . براستی فرماندار محترم از این ادارات چرا عملکردشان را نمی پرسد ؟
     

       پاسخ   

    نويسنده: سهراب | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 07:21

    یه سوال دارم. چرا کمی ساده تر نمی نویسید؟ این رو از این بابت میگم که بشه متنها رو راحت تر خوند. مثلا شعرهای سعدی رو نگاه کنید با اینکه خیلی معانی پری دارن اما راحت میشه کلی از شعرشاشو پیوسته خوند بدون اینکه احساس کنی نمیفمه چی میگه. منو ببخشید شاید اینجا و با این موضوع جاش نباشه ولی کمی ساده تر بنویسید و با کلمات ساده جمله بسازید. این رو به عنوان یه دوست توصیه میگم و البته به قول طرفداران دموکراسی باید بگم "این نظر منه".
     

       پاسخ   

    نويسنده: آریا | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 07:47

    دلم تنگ است/ دلم می سوزد از باغی که می سوزد
     

       پاسخ   

    نويسنده: من | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 08:33

    سلام
    امیدوارم فرماندار محترم شهرستان در این زمینه واکنش نشان دهند. آتش سوزی اخیر در منطقه سردره اطراف پاوه یکی از بزرگترین آتش سوزیهای چندسال اخیر بوده. ای کاش عاملین این آتش سوزی هر چه زودتر شناسایی و معرفی شوند.
    نابودی محیط زیست و تنوع گیاهی و جنگلی، ضربه زدن به اقتصاد دامداران و بنه‌ کاران شهرستان.
     

       پاسخ   

    نويسنده: متعجب | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 08:50

    با سلام با تشکر از نگارنده سطور فوق از خوانندگان محترم کومکال و نیز مدیریت زحمتکش سایت تقاضا مندم که راه حل ها و پیشنهادات کاربردی خود را جهت بر انگیختن بیشتر مسئولیت اذهان عمومی در قبال این پدیده ی آزار دهنده و مبارزه با آن را در سایت ارئه نمایند شاید با این روش بتوان از نابودی طبیعت زیبا و مظلوم شهرمان جلو گیری نماییم
    منتظر راه حل های دوستان میمانیم
     

       پاسخ   

    نويسنده: کیوان | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 15:29

    شاید یکی از چند علت این اتش سوزیها وجود پلاستیکهای شفافی باشن(پلاستیک پاکت سیگار)که در محیط هستن و گرم بودن و تابش نور افتاب باعث میشه که این پلاستیکها مثل ذره بین عمل کنن
    سطلهای زباله تا حدی میتونن کمک کنن که مردم این پلاستیکهارو ساماندهی کنن
    تا شاید یکی از علل این مصیبت کم بشه
     

       پاسخ   

    نويسنده: ئاگرین | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 17:32

    تو رو خدا به مسئولا بگید یه کاری بکنن
    ما که یه روزی به کوهستانامون میبالیدیم اونام که بسوزن و از بین برن چی داریم که به رخ دیگران بکشیم
    پس کجایین مسئولا نا مسئولا
    اگه این مسئولیت پذیریه که .......... بلده مسئولیت کنه!!!!!!!!!!!!
     

       پاسخ   

    نويسنده: خبات | تاريخ ارسال: 14/04/1389 - 21:34

    مشکلاتمون کم بود که این آتش سوزی هم به آن اضافه شد
    راستی مسئولین دارن چکار می کنند
    http://www.shorapaveh.blogfa.com/
     

       پاسخ   

    نويسنده: تفکر قبل از حرف زدن | تاريخ ارسال: 15/04/1389 - 07:58

    یکی به آقای کیوان بگه که قبل از این که این ایده ها رو جهانی کنه و به اطلاع عموم برسونه یک مقداری هم روی اصالت و امکان پذیر بودنشون فکر کنه
     

       پاسخ   

    نويسنده: فجايع | تاريخ ارسال: 15/04/1389 - 16:49

    کيوان جون بحث جدا از اين حرفهاست .مگه تو ديگر نقاط مختلف دنيا اين جور کاغذهاي شفاف وجود ندارد? خودمون را به بيراهه نزنيم, شفافيت را از درون آتش جنگلهاي اطرافمان بيرون بکشيم.!!!!
     

       پاسخ   

      ارسال نظر
    نام
    ايميل:


      آخرین مطالب سایت






















     

     

     

     

       

     

      صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته

    All Right Reserved By www.Komakal.com © 2008-2010

    Design By : www.Howraman.ir