بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که کتابخانی و به طور کلی مطالعه، سیر در اندیشه و تفکّر دیگران و گشودن پنجرهای به دنیای ناشناختههاست. کتاب خواندن یک فعالیّت مفید برای درک کردن اطّلاع یافتن و آگاه شدن است و انسان را در درک خود و تعیین سرنوشت خویش و جامعهاش فعالانه شرکت میدهد. اگرچه امروزه شبکههای اطّلاع رسانی بخش عمدهای از اوقات افراد هر جامعهای را برای کسب اطّلاعات به خود اختصاص میدهند؛ اما باید اذعان داشت که این نوع اطّلاعات یا از عمق وژرفای لازم برخوردار نیستند و یا اگرهم باشند، ماندگاری، اثربخشی و لذّت حاصله از کتاب خوانی را ندارند. زیرا اگرچه در وبها و شبکههای تلویزیونی، رادیویی، ماهوارهای، تلفن همراه و ... انواع اطّلاعات به معرض نمایش گذاشته میشود، اما آن معلومات که از کتاب گرفته شود، ماندنیتر و مؤثرتر هستند.
هنگامی که فرد کتاب به دست میگیرد و سرگرم مطالعه میشود، رابطهای با کتاب برقرار میکند که به نوعی راحتی و آرامش روح و روان را در پی دارد. با این وجود بسیاری از مردم از این لذّت محروماند و بسیاری خود را از آن محروم کردهاند و به تبع آن، این عادت پسندیده را به فرزندان خود نمیآموزند. عادت به مطالعه امری است، اکتسابی و گرایش به آن هم باید از دوران کودکی پرورده شود. مطالعه را میتوان یک حس قلمداد کرد؛ حسی که باید برانگیخته شود تا فرد با کتاب و کتاب خوانی مأنوس گردد؛ افزون بر آن مطالعه نیاز زندگی روزمره است. هر فرد با خواندن کتاب اهداف خاصی را دنبال میکند امّا افزایش اطّلاعات انگیزهی اصلی هر مطالعهای است و هر کس با این نیّت به سراغ کتاب میرود. امّا در کنار آن گذراندن اوقات فراغت، افزایش سرگرمیها، بالا بردن سطح عزّت نفس، آشنایی با واژگان و ... نتیجهی جانبی مطالعه است و با خواندن هر کتاب یکی از این نتایج حاصل میشود و پنجرهای به دنیای تیرهی هرکس گشوده میشود. با هر کتابی که خوانده میشود، بر اطّلاعات و علم فرد لایهای افزوده میشود. امّا به راستی جایگاه کتاب در خانهها و خانوادههای ما کجاست؟ از نظر فرهنگ کتابخوانی در چه سطحی هستیم؟ آیا کتاب در سبد فرهنگی خانوادهی ما جایگاهی دارد؟ آیا به کتاب هم به عنوان یکی از نیازهایی که برای تأمین آن هزینهای را متحمل میشویم، مینگریم؟ شبانهروز چند دقیقه را با کتاب سپری میکنیم؟ در سال چقدر برای خرید کتاب هزینه میکنیم؟ در کنار سایر تفریحات چندبار به کتاب خانه سر میزنیم؟ آیا همان قدر که برای خرید کالاهای مصرفی زودگذر هزینه میکنیم، برای کتاب که غذای روح ما و فرزندانمان است و در ضمن ماندگارتر و تأثیرگذارتر هم هست، هزینه میکنیم؟ آیا کتاب را برای بیدار شدن میخوانیم یا بهتر خوابیدن؟
اینها و چندین سوال مشابه دیگر در زمینهی مطالعه و رغبت ما به آن مطرح میشوند و ما کمتر به دنبال پاسخ آن و دلایل اُفت رونق مطالعه در میان خود و نسل نوجوان و جوان هستیم. این رکود مطالعه و این بیعلاقگی به کتاب در تمام سطوح جامعهی ما ریشه دوانیده است. برای اثبات این مدعا آماری را که یک ماه بعد از نمایشگاه بین المللی کتاب در سال 89 منتشر شده است از نظر میگذرانیم:
در کشور ما هر نفر در 1892 روز فقط یک کتاب میخواند. بر طبق آمار مردم کشورهای در حال توسعه نزدیک به 80 درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند، اما کمتر از 30 درصد کتابهای مصرفی را تولید میکنند و کمتر از این نسبت به کتاب خوانی مشغولند. این در شرایطی است که کشورهای توسعه یافته با جمعیتی حدود 20 درصد جمعیت جهان 70 درصد کتابهای مصرفی جهان را تولید میکنند. در فرانسه با جمعیتی حدود 55 میلیون نفر هر روز 350 هزار جلد کتاب به فروش میرسد. امّا در کشور ما هر نفر حدود 6 سال یک جلد کتاب میخواند. نتایج یک تحقیق مطالعهی آزاد در میان نوجوانان و جوانان را بسیار پایین نشان میدهد. طبق این تحقیق سهم مطالعهی غیردرسی هر دانشآموز 5/5 دقیقه در 482 از اوقات فراغت - تعطیلات - در شبانهروز است. در حالیکه همین دانشآموز 187 دقیقه از اوقات فراغت خود را بدون برنامه سپری میکند. بیشتر وقتش را با تلویزیون میگذراد و بقیه را به امور شخصی اختصاص میدهد.
بر اساس این تحقیق این آمار بین دختران و پسران هم متفاوت است. به طوریکه دختران 9/5 و پسران 3/3 دقیقه کتاب غیردرسی میخوانند. ضمن اینکه در سبد هر خانواده ایرانی کمتر از 5/0 درصد به خرید کتاب اختصاص دارد که این نشان دهندهی اهمیت کم مطالعه در میان مردم ایران است. کشور ما با 70 میلیون نفر جمعیت، 1 میلیون و 29 هزار عضو فعال در کتاب خانهها دارد. این در حالی است که 30 تا 40 درصد مردم کشورهای توسعه یافته عضو کتاب خانه هستند و سرانه دریافت امانتی کتاب آنها 70 برابر کشور ماست. این تحقیق به خوبی نشان میدهد که کتاب و کتاب خوانی در چرخهی زندگی ما یا جایگاهی ندارد و یا جزء اولویتهای آخر ماست. بدیهی است تا زمانی که نگاه ما به کتاب و مطالعه اینگونه باشد، وضعیت ما از این اسفبارتر است. لازم که نسل امروز با احساس مسئولیت بیشتر به مطالعه اهتمام بورزد و در اوقات فراغت خود سهمی هم برای اُنس بیشتر با کتاب قائل شود. افزون بر این عدم اقبال جوانان و نوجوانان ما به مطالعه و کتاب خوانی دلایل زیادی که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود. امید است تا با چارهاندیشی بهتر زمینهی آشتی با کتاب در جامعهی ما فراهم شود.
-
1) گران بودن کتاب و ناتوانی علاقهمندان به خرید کتابهای دلخواه خود.
-
2) کهنگی و قدیمی بودن کتب موجود در کتابخانههای عمومی و بیتوجهی به تجهیز کتاب خانهها و انتخاب کتابها بر مبنای سلایق محدود.
-
3) عدم تناسب نظام آموزشی در مدارس و دانشگاهها با نیازهای مطالعاتی نوجوانان و جوانان.
-
4) رکود علمی و پژوهشی در مراکز فعال در حوزهی نوجوانان و جوانان.
-
5) فقدان فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در خانوادهها و در میان والدین.
-
6) حجم انبوه مطالعات تحصیلی که عامل گریزان نمودن دانشآموزان و دانشجویان از امر مطالعه شده است.
-
7) افراط و تفریط در امور تفریحی که زمینهساز بروز ناهنجاریهای اجتماعی از جمله بیتوجهی به امر مطالعه میشود.
سابق خسروی
دبیر دبیرستانهای پاوه
....................................
یادداشت فوق به بهانه فرا رسیدن تعطیلات تابستانی و سردرگمی دانشآموزان فراهم شده است. امید است که در این تعطیلات با بهرهگیری بهینه از اوقات فراغت، سهمی هم برای مطالعه در نظر بگیرند.