فمنيسم اسلامي
الف : پيشينه تاريخي : فمنيسم اسلامي ، به عنوان يكي از قوي ترين جريانات فمنيستي در دنياي مدرن ، نقش مؤثري در ارتقا سطح زندگي زنان در جوامع اسلامي داشته است .قرن نوزدهم بعضي از متفكران مسلمان و نويسندگان آنان ، به تدريج شروع به ارائه ي نوشته هاي زن مدارانه و آگاهي بخش از بعد جنسيتي دردرون اخلاق معنوي اسلامي نمودند.كساني مانند « طاهره قره العين ، بي بي خانم استرآبادي ، زينب فواز ، عايشه تيموريه و قاسم امين .شايد بتوان گفت « مصر » از اولين كشورهاي اسلامي مي باشد كه انديشه هاي فمنيستي به آن راه يافته است .مهمترين آثار زن پژوهشي اين دوران ،« تحرير المرأه » و « المرأه الجديدة » بود كه در واپسين روزهاي قرن نوزده (1899.م ) توسط « قاسم امين » منتشر شد .اغلب اورا به عنوان « پدر فمنيسم مصر » مي شناسند .قاسم امين دركتاب خود بعضي از اقدامات و اعمال رايج در جامعه ي خود را به نقد كشيد ؛ با اعمالي چون چند همسري مرد ، حجاب ،تفكيك جنسي در اسلام ، و آن ها را بر خلاف اسلام و مغاير با روح حقيقي اسلام تلقي كرد .
كتاب او تاثيري بي شماري بر جنبش هاي سياسي زنان در سراسر جهان عربي و اسلامي گذارد .هنوز اين كتابها مورد ارجاع است . با اين وجود آن زمان كسي آنها را « فمنيسم اسلامي » مورد خطاب قرار نمي داد .اين اصطلاح اخيرأ توسط برخي محققان غربي و اسلامي ياد شده است .
« شميمه شايخ » در آفريقاي جنوبي ،اصطلاح « فمنيسم اسلامي » را در سخن راني و مقالاتش در دهه (1990 .م ) به كار برد .در تركيه محقق ترك yesim arat و Feride acur در مقالاتشان و « نيلوفر كاد » در كتاب خود « مدرن ممنوع » كه به زبان تركي در سال 1991 منتشر شد از اصطلاح فمنيسم اسلامي بهره بردند . درعربستان سعودي « mai yamani » از اصطلاح فمنيسم در كتاب خود « فمنيسم و اسلام » (1996 ) استفاده كرد .
مفاهيم فمنيستي در جوامع مسلمان ناچار بود با آگاهي سه گانه « ملي ، فراملي و بين المللي » مواجه شود كه در طول مرزهاي جنسيت ، مذهب و سياست ايجاد شده بود .درحالي كه در سال هاي آخر قرن نوزدهم مجادلات و مباحث پيرامون تفسير نو از اسلام مي توانست به قيمت زندگي زناني كه چنين تفسيرهايي را ارائه مي دادند تمام شود،اما پايان قرن بيستم اين بنيان هاي مذهبي بودند كه به تدريج و البته با اكراه ، واقعيت تفاسير زنانه و مبتني بر متن را پذيرفتند .اين نتيجه ، حاصل تلاش هاي ليبرال و عقلاني مدرنيست ها در تفسير و اصلاح اسلام بود كه تقريبا به يك قرن پيش باز مي گشت .فمنيسم سكولار ( فمنيسم ساده ) و رشد و توسعه ي نفوذ غرب سبب دامن زدن به گسترش فمنيسم در جهان اسلام شد .اما شكل گيري يك حركت فمنيستي پايدار و بومي در بين زنان مسلمان تا سال هاي اخير به تعويق افتاد. اين تاخير تاحدودي نشان دهنده ي رابطه ي پيچيده اي بود كه بين مطالبات زنان براي دستيابي به حقوق برابر و نهضت هاي ملي گرا و ضد استعماري در نيمه اول قرن بيستم وجود داشت . زنان مسلمان كه به آگاهي هاي فمنيستي دست يافته بودند تحت فشار قرار مي گيرند تا خود را با اولويت هاي ملي گرايي و ضد استعماري و دستورالعمل هاي دولت هاي جديد سكولار و نوگرا ، اما مستبد سازگار كنند .استعمارگران كه براي توسعه ي آزادي زنان ، نگاه الگو محور داشتند هرگونه تغييري در وضعيت زنان ، به عنوان آگاهي در كشف هويت استعماري آنان تلقي مي شد و وجوه خارجي آزادي زنان همچون « كشف حجاب » كه شبيه سازي زن مسلمان به زن غربي بوده ، آزادي زنان مسلمان را به عنوان تسليمي در برابر غرب معرفي كرد .دراين ميان « جنبش ملي گرايي جهان عرب » به عنوان يك جنبش مذهبي عليه غرب ايستاد و ملي گراهاي اسلامي از آزادي زنان به نام « ظفر اسلامي» دفاع مي كردند كه نياز به «فمنيسم »ندارد . در اين برهه از زمان زن مسلمان با انتخابي دردناك مواجه بود ،انتخابي بين هويت اسلامي خود و آگاهي جديد فمنيستي.
بعد از دو يا سه نسل سرگشتگي زنان ميان فمنيسم غربي و اسلام مرد سالار ، به اين ادراك رسيدند كه هيچگونه تضادي بين ايمان به اسلام و فمنيست وجود ندارد .بنابراين به تدريج « فمنيسم مسلمان » به ويژه « فمنيسم عرب مسلمان » در دهه 1970 شكل گرفت .«فمنيسم هاي مسلمان » در اسلام چند وجه يافتند كه به اهدافشان مبتني بر حقوق زنان ، برابري جنسيتي و عدالت اجتماعي خدمت مي كرد ، در نتيجه ،گفتماني دفاعي و واكنشي به كار آمد كه آشكارترين شكل آن در جنبش « پوشش اسلامي » ديده مي شود .اين دوره به نام « احياي اسلام » معروف است كار فمنيست ها در فضاي هاي مسلمان را با مباحث پيرامون تاريخ نگاري مسلمان و زنان ، مقارن كرد .اين بحث چهار چوبي را براي ظهور « فمنيسم اسلامي » در دهه 1990 فراهم آورد.
« فمنيسم اسلامي » آگاهي انتقادي از حاشيه نشيني ساختاري زنان در جامعه است و با فعاليت هاي هدايت شده به سوي تغيير روابط قدرت جنسيتي درگير است تا جامعه اي كه تماميت انساني را براي همه بر اساس « عدالت جنسيتي »، برابري انساني و آزادي از ساختارهاي ستم ،فراهم آورد .
مباحثي كه در فمنيسم اسلامي مطرح مي شوند :
رويكرد فمنيست هاي اسلامي ، داراي معرفت شناسي خاص خود است و بر اساس تحليل متن محور از متون اسلامي « قرآن و حديث » قرار دارد ، كه ادعا مي شود منحصرا تابع تفسير مردانه بوده است .
در واقع فمنيسم اسلامي مي خواهد نسخه ي جديدي از جامعه ي اسلامي ايده آل ايجاد كند كه نقش زنان در آن متفاوت است .آنان براين امر پافشاري مي كنند كه قرآن اصل برابري همه انسان ها را باور دارد .اما اعمال برابري زنان با مردان ، توسط اعمال ايده هايي پدرسالار تحريف شده است و فقه اسلامي مبتني بر انديشه هاي پدر سالاري است. پيش فرض فمنيسم اسلامي اين است كه يك راست بايد سراغ « قرآن » رفت ، ( امينه ودود ،رفعت حسن ،فاطمه نصيف ) و عده ايي ديگر از فمنيست ها بازخواني هاي خود از قرآن را در مطالعه ي خود از تركيبات متنوع شريعت بكار مي گيرند .( عزيزالحبري ، شهين سردار علي ) و سايرين بر باز مطالعه ي احاديث متمركزند.( فاطمه میرينيسي ، هدايت توكسان ) .فمنيست هاي اسلامي مباحث خود را بر نسبيت فرهنگي استوار مي كنند بدين معنا كه هرجامعه اي براي مسائل خود پاسخ بومي دارد و بايد در فضاي فرهنگي خود مورد قضاوت قرار گيرد .آنان به سمت آرمان هاي تساوی طلبانه پیش می روند و تفاوت زن ومرد مسلمان در احکام و قوانین را مورد انتقاد قرار می دهند از دیدگاه آنان اسلام حقیقی متعالی تر از اسلام سنتی است و هدف آنان برابری کامل مسلمانان صرف نظر از جنسیت ،در حوزه عمومی و خصوصی است بنابراین مرد سالاری و تبعیض جنسی را مردود دانسته و خواستار برابری زن و مرد در جامعه هستند . فمنیست های اسلامی معتقدند دین اسلام و فرهنگ اسلامی ذات یا گوهر ثابت ولا یتغیر نداشته و از سایر ادیان به خصوص یهودیت و مسیحیت ، نه پدر سالار تر است ونه تبعیض آمیز تر ،بلکه بر عکس منبع اصلی اصول عقیدتی و فلسفی دین اسلام یعنی قرآن در مقایسه با انجیل وتورات حاوی مضامین و ظر فیت بالنسبه تساوی جویانه و عدالت پرورانه تری است پس می توان گفت نیازمند بازنگری در تفسیر ومتن میراث اسلامی هستیم از دیگر شاخصه های اصلی تفکرات فمنیسم اسلامی تأکید بر تشابه وتساوی حقوق زن ومرد است .آنان معتقدند که حکمت خداوند و عدالت او ایجاب می کند که زمینه ی پرورش همه ی استعدادهای انسانی در همه ی انسانها به طور برابر فراهم شود . اگر چه تفاوت های بین دو جنس در آفرینش قابل انکار نیست اما قدرت بیشتر در یک موجود دلیل بر ان نیست که در حقوق وضعی و قرار دادی نیز این برتری حفظ شود آنان بر نقش ومشارکت اجتماعی زن در جامعه تأکید دارند و براین باورند که زن مانند یک مرد یک موجود اجتماعی است و بسیاری نیازهای او در جامعه تأمین می شود نیاز به روابط اجتماعی وکسب درآمد و ابراز وجود انسانی حق اوست و خداوند این استعداد و ابزارهای آن را در خلقت او نهاده و هیچ منع صریحی درمتون دینی برای مشارکت های اجتماعي زنان وجود ندارد اگر تكليفي آشكار نيز در زمان طلوع اسلام بوده است به جهت نبود يا کمبود امکانات لازم و برای ملاحظه و حمایت بیشتر از زنان آن عصر بوده است و هرگز به منظور ایجاد محدودیت و مانع به سر راه زنان توانمند و شایسته و علاقه مند به امور اجتماعی نبوده است .پس توزیع مسئولیت ها در جامعه باید بر اساس شایستگی ها و توانمندیها و توزیع امتیازات بر اساس میزان نیازها باشد نه بر اساس جنسیت.
از دیگر شاخصه های تفکرات فمنیست های اسلامی تأکید بر حفظ کیان خانواده است آنان به نقش مؤثر زنان در نهاد خانواده به عنوان همسر و مادر توجه خاص دارند و با فمنیست ها ی غربی که نهاد خانواده و مادری را ساخته نظام مرد سالاری می دانند مخالفت می ورزند و از «فرد گرایی » دیدگاههای لیبرالیستی انتقاد می کنند از دیدگاه آنان خانواده ومادری در ذات خود مشکل زا نیست اما از خانواده ی سنتی انتقاد می کنند آنان معتقدند که اولویت نقش مادری برای زنان به معنی حذف نقش های اجتماعی نیست به علاوه مادری که اگاهی و توانایی های اجتماعی بیشتر دارد در آموزش و تربیت فرزند نیز موفق تر است هم چنین باید توجه داشت اهمیت نقش پدر در خانواده نیز باید از نقش های اجتماعی او پر رنگ تر باشد و همکاری پدر و مادر در بهبود اقتصاد خانواده و پرورش مشترک فرزندان توسط آن دو موجب استحکام خانواده است .
دغدغه ی اصلی فمینیست های اسلامی در حوزه مسائل حقوقی است دستیابی به نظام حقوقی در مواردی چون قضاوت ،شهادت ،ارث، دیه ازدواج ،طلاق و سرپرستی خانواده ها،آرمان هایی هستند که برای تحقق آنها تلاش می کنند . به نظر فمنیست های اسلامی بینش سنتی از دین در پرسش از چگونگی عدالت عرفی و عقلانیت و چگونگی رفع نیازهای فردی و اجتماعی انسان و نقش اجتهاد پویا در مسائل اجتماعی با توجه به متقضیات زمان به خصوص در حوزه مسائل زنان پاسخ قانع كننده اي ندارد.قطعا دين اسلام اين قابليت را دارد كه از دریای عمیق و پهناور خود گهرهای بی همتایی کشف نموده و با شناخت صحیح جامعه و انسان های امروزی و نیازهای جدید شان با استفاده از مواد اولیه و اصیل ومحوری که دین در اختیار دارد بنیاد اجتماعی مستحکمی به وجود آورد .
منابع :
-
1- فریدمن ، جین ،فمنیسم ،ترجمه : فیروز مهاجران ، تهران ،انتشارات آشیان
-
2- والاس كلر ، ابوت ،پاملا،«در آمدی بر جامعه شناسی نگرشهای فمنیستی »،مترجم : مریم خراسانی ،حمید احمدی - تهران ،دنیای مادر
-
3- آزاد ،تقی /بهاء ،مهدی ،« بررسی مسائل اجتماعی » ،نشر جهاد ،چاپ اول
-
4- استورارت میل ،جان ،«جنبش اجتماعی زنان » ترجمه: دکتر خسرو بیگی ، نشر بانو
-
5- بدران ،مارگریت ،« درباره ی مفهوم فمنیسم اسلامی » ،ترجمه سهیلا وحدتی
-
6- توحیدی ،نیره ،«فمنیسم ،دموکراسی و اسلام گرایی » ،لوس آنجلس
-
7- متسمک ،محمدرضا ،« فمنیزم اسلامی » ناشر باشگاه اندیشه
-
8- رضوانی ،محسن ، « پایان جنسیت » ،ناشر باشگاه اندیشه
-
9- نیک پی ،امیر ، «نگاهی به برخی تحولات دینی درایران معاصر » مجله ی زنان ، ش 132
-
10- منصور نژاد ، محمد « مسئله های زن ،اسلام و فمنیسم » تهران برگ زیتون
-
11- میر حسینی ،زیبا ،« اواهای تازه فمنیستی در جهان اسلام » مجله ی زنان ،ش 132
-
12- دایانا پاسنو ، فمنیسم ، راه یابی راه ، ترجمه محمد رضا مجیدی
-
13- عبدالرسول هاجری ، فمنیسم جهانی و چالش های پیش رو