از پيكره تا پيام / حبيب اله مستوفي » ..:: komakal paveh news::.. پایگاه خبری، تحلیلی پاوه و هورامان

 

صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته             

  سخن کۆمه‌کاڵ

 

  ارسال خبر
  آرشیو مطالب
» شهريور 1389 (30)
» مرداد 1389 (78)
» تير 1389 (94)
» خرداد 1389 (121)
» ارديبهشت 1389 (90)
» فروردين 1389 (69)
» اسفند 1388 (45)
» بهمن 1388 (47)
» دي 1388 (46)
» آذر 1388 (23)
» آبان 1388 (71)
» مهر 1388 (42)
» شهريور 1388 (31)
» مرداد 1388 (32)
» تير 1388 (27)
» خرداد 1388 (30)
» ارديبهشت 1388 (44)
» فروردين 1388 (36)
» اسفند 1387 (44)
» بهمن 1387 (68)
  لینکستان
» هزار ماسوله
» هورامان
» انجمن موسیقی پاوه
» کرمانشاه آنلاین
» کردستان امروز
» هورامان فوتو
» الجمعه
» پاوه.نت
» هورامان بلاگ
» هوراماننو
» بیساران
» گورانی بی ناز
» دوچرخه سواری پاوه
» زاگرس نا
» شۆنما
» هه‌نار
» هه نبانه
» رۆژان نیوز
» پاوه شار
» شهرداری پاوه
» فرمانداری پاوه
» کانون نویسندگان هورامان
» هه‌واروو عشقی
» میردوک
» هه‌ورام
» تاریخ مصور پاوه
» تاریخ مکتوب پاوه
» کوردانه
» روستای خانقاه
» لاره‌کاو
» وه‌رکه‌مه‌ر
» فوتو پاوه
» اداره ارشادسلامی پاوه
» اداره تربیت بدنی پاوه
» هورامان
» اخبار نودشه
» اداره تربیت بدنی جوانرود
» مسکن مهر پاوه
» خط سوم
» معلولیت محدودیت نیست
  پربازدیدترین مطالب
» به بهانه دوسالگی سایت کۆمه‌کاڵ / یاسر خالدی زاد
» نگاهی به عملکرد یکساله‌ی محمد نجفی فرماندار شهرستان پ ...
» فرماندار جدید پاوه فردا معارفه می شود
» تجربه فضاهای مدرن شهری در پاوه / شایان ربیعی
» کنکور پاوه‌نشینی / طنز نویس : هنگامه
» حکمت و فلسفه روزه/ حیدر غلامی
» کسب اطلاع از اسامی پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد و بالات ...
» پاوه از نگاه یک روزنامه نگار پاوه ای
» رازه‌کوڵيلێ / کاسه‌هامسایی، نمازۆ جیایی- شه‌هلا سادق ...
» گفتگو با بهاروند رییس اداره منابع طبیعی شهرستان پاوه
آمار

 

به وبسایت خبری و تحلیلی پاوه و هورامان خوش آمدید . /  سه‌یری پاوه شار ماڵه‌وماڵ وه‌شه‌ ن .... جه‌ پاوه ویه‌رد کوێمه‌کاڵ وه‌شه‌ن

از پيكره تا پيام / حبيب اله مستوفي

 دسته: یادداشت, مشاهیر      بازدیدها:500     تاریخ: 18 بهمن 1388

حبیب اله مستوفیبه مناسبت پرده بر داري از پيكره ي ميرزا عبد القادر پاوه اي

روژێ ئه‌بێ کوردوستان ، ئه‌ده‌ب بکرێ به گران

یه‌کێ ئه‌پرسی له دو، قانع شاعری چۆن بو؟

وێنه‌م بۆ ئه‌و زه‌مانه ، لک لا به‌ری دڵانه

قریب 160سال پیش در شهری مینو وه ش و در دامان طبیعتی بکر مردی پا به عرصه وجود می نهد و بهره مند از قریحه خدادادی، برداشت هاي خود از پیرامون را هم از نظر سخت افزاری (طبیعت و معیشت ) و نيز نرم افزاری (اخلاق- آداب و رسوم) در قالب کلمات موزون ( قریب سه هزار بیت شعر ) می ریزد و فراز و فرود ها را می آزماید و به شهادت راویان ،کمتر قدر می یابد و سرانجام در نهایت فقر قلم از دست نهاده وکسی چه میداند، شايد در غبار حزن انگیز غروبی غمناك و یا در سرما و سوز زمستانه شبی دردناك در کاروان سرایی متروک در شهر کرمانشاه چشم ها را بر هم نهاده ، جان به جان آفرین تسلیم می کند وجنازه اش بردوش ماموران بلديه(شهرداري) بر كناره ي شهر كرمانشاه در خاك جاي مي گيرد.

میرزا عبدالقادر در زمان حیاتش به خود حق میداد که ندا سر دهد:

رویی هه‌زار که‌س ئامان ویرده‌ن / هیچ که‌س جه‌نی من ده‌نگش نه‌که‌رده ن

چرایی وچگونگی گله مندی شاعر از عصر ونسل خود مجالی دیگر ومقالی مبسوط تر را می طلبد والبته راهی است فراخ، فرا روی تمامی علاقه مندان وکنکاش گران فرهنگ مدار این دیار.

اما اینک وبا گذشت بیش ازیک قرن ونیم، پیکره ی او دربرابر اندک بازمانده های سرسخت بافت قدیمی ( لانه زنبوری ) شهر و نماد تعامل و اشتراک حیات خانه ی ما و بام خانه ی شما، رو به کومکال وآتشگاه، بالابال وسربلند قد بر می افرازد تابار دیگر ناظر مله مه‌سناو، سه‌ر بازی، دیلی، گه‌ویلی، پشته و .... هانه‌وا باشد.

ساخت و پرداخت این پیکره توفیقی است زیبنده و بایسته ی دوستداران فرهنگ و ادب دیار سپند وسر سبز هورامان ونشان از تشخیصی نیکو دارد( گرچه اورا بسی بیش از این سزاوار است )  برای تمامی کوشندگان راهیابی به این مقصود، از پیشنهاد دهندگان اولیه ی طرح، تصویب کنندگان و مجریان زحمتکش به ویژه هنرمند جوان وعزیز آقای بشير ناصري  که این بر ساخته حاصل ورز یافته ی انگشتان توانمند اوست به عنوان کمینه فرهنگی این شهر سپاسگزارم وهمه ی این عزیزان را مصداق بیت زیر از  میرزا می دانم:

 ئارۆ تۆ وێنه‌ی حال زان حالان / جه روی دانایی په‌رسات هه‌والان
سه‌لاح هه‌ر ئیده ن و یادم باری / یادت یادم بۆ په‌ی یادگاری

اما جان مایه ی کلام، از پیکره تا پیام....

عابران سر در گریبان کشیده و سرنشینان تاکسی های شهری و گاهی مسافران از گرد راه رسیده ویا کودکان کنجکاو، دست در دست پدر یا مادر و نیز نوجوانان وجوانان پرسشگر ( راهروان همیشگی سرپیچ مشهور هاله) بعد از این در کناره ي خیابان فعلی بیست وشش مرداد و به تعبیر پیشین( پێچو زیاره‌تو عه‌نایه‌تی) بر مجسمه ای می نگرند که در برابرگرما وسرما ایستاده وناظر آمدن ها ورفتن هاست.

( میرزام جه ده‌وران عومرم که‌م نیه‌ن / تو چێش مه‌زانی من چێشم دیه‌ن)
چند ساحیو که‌مال کوگای گه‌نجم دی / چند ئه‌بله خه‌یال مه‌جنون ره‌نجم دی

در نگاه اول، این ناظر چیزی بیش از برساخته ای ازخاک و سنگ نیست اما اگر هیاهو و جنجال و کشمکش های پر تب و تاب قابل تامل زندگی روزمره اجازه دهد وعابران و مسافران را مجال آن باشد که سری بلند کنند و این پیر مرد مغموم ایستاده بر کناره ی پیچ را بنگرند حتما می پرسند که او کیست؟ وچه می خواست؟ وچه می گفت؟ جواب کیست؟چندان دشوار یاب نیست وبر پای پیکره( هرچندبسيارمختصر و كم رنگ و بو) حک گردیده است ميرزا عبدا لقادر شاعر 1328- 1266.. ه ق. ......................

اما مهم پیام های اوست، تو بر تو و پنهان در لابلای ابیات باقی مانده از او و منتظر نگرشی نوین و تفسیری دوباره

تۆ حه‌کیم حاڵ من ساحیو ده‌ردم / گوشو هوشودل بده روه فه‌ردم
ئه‌حبابان یه‌کسه‌ر بوانان جه‌نۆ / دیسان شا نامه‌ی وه‌سف شان تۆ

نگارنده هیچگاه در دام این اندیشه گرفتار نبوده است که معاصرین یک شاعر یا نویسنده وهنرمند به دلیل نزدیکی زمانی با او همیشه و لزوما بهترین برداشت ها را از افکار او ارائه داده اند، بلکه براین باورم که دریافت های پسین از افکار پیشین با توجه به تحولات وتغییرات ایجاد شده می تواند از ژرفای بیشتری برخور دار باشد. به بیان شیوای مصلح مرحوم، اقبال لاهوری:

ای بسا شاعر که بعد از مرگ زاد / چشم خود بر بست وچشم ما گشاد

تندیس میرزا عبدالقادر پاوه ایمیرزا و پرده برداری از وقایع جاری عصر

به‌نده سه‌یاحی روی سه‌ربساتم / دایم جوینده ی عه‌جایباتم
جه هه‌ر ئه‌شیایی مه‌په‌رسو ئه‌حواڵ / جه ترشی و جه شور جه شیرینی و تاڵ
مه‌بو حالی بو جه گشت ئه حواڵان / تا که تاریخ بو جه لام پی ساڵان

در ابیات فوق شاعر با شیوایی تمام هدفش را از شعر بیان می کند و اعلام می دارد که شعر را برای شعر نمی سراید بلکه آن را در خدمت کشف روابط جاری و ساری در جامعه قرار می دهد . او می خواهد ترجمان زیبایی و زشتی ، سهولت و صعوبت ، غم و شادی معاصرین خود باشد . اما طرفه تر آنکه پس از این کشف ، رسالت خود را پایان یافته تلقی نمی کند بلکه می خواهد آنرا به نسل های بعد از خودنیز منتقل نماید (تا که تاریخ بو جه لام پی ساڵان)

« دیالوگ » شیوه مورد توجه میرزا در بیان مضامین  

ارائه معانی و انتقال پیام به مخاطب توسط شعرا به روشهای گوناگون فراخور سطح دانستگی و هاضمه زمان ومکان بیان گردیده است که در این میان گفتگو های دو طرفه (دیالوگ) از جایگاهی ممتاز برخوردارند .گفتگو بهترین شیوه در مسیر اقناع است که سوکمندانه عدم اعتقاد به آن وارائه ی مفاهیم درقالب معمول بیانات ونصایح آمرانه و واعظانه نه تنها راه گشا نیست بلکه می تواند آفت زا نیز باشد. گویی میرزا ازشیوه ی پسندیده ی پرسش و پاسخو کارایی آن بخوبی آگاه بود، چرا که به یاری  این روش ،جامه های غامض  و تو بر تو و ستبر دوخته شده بر اندام مفاهیم زیبا را یکی پس از دیگری کنار زده و لذت کشف حقایق را نصیب خواننده و مخاطب نموده است . از آن جمله اند : منظومه آسمان و زمین ‍٬ لیفه شر ٬ بالای نمامان ٬ چنار هولی ٬ شه مال و کوله و عاله‌مه‌ن (ملخ و سار)

آشتی دادن مفاهیم به ظاهر در تقابل( پارادوکسیکال) در اشعار میرزا

یکی از لوازم وبایسته های دیالوگ پذیرش امکان حق به جانب بودن هریک از طرفین بحث وپرهیز از هرگونه پیشداوری در مورد نتیجه است. این نکته را در پاره ای از ابیات میرزا می توان رد یابی نمود اما بحث مشروح در این باره موضوع مقاله حاضر نیست، لاجرم به گونه ای گزینشی برای علاقمندان جستجوی بیشتر به مواردی اشاره میشود 

الف : دنیا و دین

نگاه اولیه و بررسی اجمالی اشعار میرزا نشان دهنده طرح موضوع ارتباط دنیا و دین از جانب او نمی باشد اما تاملی بیشتر در منظومه آسمان و زمین نکات مهمی را آشکار می سازد ٬ نکته جالب شروع منظومه فوق با ابیات زیر است :

مو قه‌ده‌مه‌ي ته‌رح به‌زم ره‌نگینه ن / مه‌عره‌که‌ی مه‌ساف دونیا و هه‌م دینه‌ن
یاران زه‌مینه‌ن یاران زه‌مینه‌ن / سه‌یر گوفتوگوی سه‌ماو زه‌مینه‌ن
به‌حس فه‌زیله ت به‌ین وێشانه‌ن  / نمه‌ز تا ئاخه‌ر حه‌ق وه‌کیشانه‌ن

شاعر بخوبی اعلام می دارد که آنچه در قالب دیالوگ و گفتگوی سمبلیک در پی می آید شرح مبسوط جایگاه آسمان (سمبل دین و مفاهیم معنوی و مجردات ) و زمین (نماینده دنیا  ٬ امور مادی و معیشتی ) است .

شاید یکی از زیباترین ابیات ابتدایی این منظومه بیت زیر است که شاعر در اوج واقع بینی و برای جلوگیری از هر گونه پیش داوری و القای نظر خود به خواننده بیان می کند که :

به‌حس فه‌زیله ت به‌ین وێشانه‌ن  / نمه‌ز تا ئاخه‌ر حه‌ق وه‌کیشانه‌ن

آنگاه گفتگو ادامه می یابد وهریک از طرفین دلایل خود رابیان می کنند که هرکدام در جای خود شایسته ی تامل است و در پایان آسمان خطاب به زمین :

واتش ئه‌ی زه‌مین جه‌لای کیت وه‌نده‌ن /  واته‌ت یه‌کایه‌ک دانا په‌سه‌نده‌ن
 ئا فه‌رین جه‌هوش فام عه‌زیمت /  ره‌حمه‌ت و ئوستاد ده‌رس و ته‌علیمه ت

ب: دین و ده‌ین

تعلقات بیش از حد دنیوی و پیروی از هوا و هوس (ده ین ) با توجه به ساختمان وجودی انسان همیشه گریوه های خطرناکی را در مسیر حرکت انسان به سوی کمال و معنويت (جوهر دین) ایجاد نموده اند که بعضا سرگردانی هایی را نیز سبب شده است  .

در این ورطه کشتی فرو شد هزار / که نامد از آن تخته ای در کنار

میرزا به این نکته واقف بوده و در ابیاتی چنین بیان نموده است :

خه‌سته‌ی سی به‌لام یه‌ک جه ‌یه‌ک به‌تر
هه‌ریک چون ئه‌فعی ئه‌ژده‌های دو سه‌ر

نه‌فس ئه‌ماره و ده‌ین و ره زاله ت
چی ش که رون هه‌ی داد و هه‌رسی له‌عنه‌ت

ده‌ینم په‌ری دین زۆرش ئاورده‌ن
دین جه زولمی ده‌ین فه‌رارش که‌رده‌ن

دین بیه‌ن وه‌کاه ده‌ین و به‌رزی کۆ
دین نه چنگی ده‌ین جه کۆ برمه‌شۆ؟

تندیس میرزا عبدالقادر پاوه ای

میرزا ضمن بیان موضوع تقابل دین و ده ین در بیت آخر سوالی را طرح می کند . دین در کجا می تواند خود را از دست ده‌ین نجات دهد ؟ جالب توجه این است که نمی گوید چگونه می توان دین را از دست ده‌ین نجات داد واین امر تصادفی نیست بلکه هدفمند است . از کجا ؟ تا چگونه؟ فاصله بسیار است . در پاسخ چگونه باید شیوه را تشریح نموده مثلا بگوییم با مطالعه کتب و یا شرکت در کلاس و... اما در پاسخ به کجا فقط باید آدرس داد در فلان جا  و میرزا با بهره گیری از روش عرفانی برای حل تقابل چنین اعلام می دارد .

پیری پرتاعه‌ت پڕ زۆر و زاتم / بوجه‌ی سی به لا بده‌ر نه‌جاتم
مه‌ر وه‌ته سه‌روف پیری پاک نه‌زه‌ر / هانام هه ر وه تون هانا یا عومه ر[1]

یعنی همنشینی با صلحا و پاک اندیشان پاک نهاد و عرفا ي نيك آيين

مقایسه کنید با این بیت زیبای خواجه ی رمز و راز، حافظ نکته پرداز :

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم / یعنی از اهل جهان پاکدلی، بگزینم

ارائه ي تصویري گویا، از پاره اي بيماري هاي فرهنگي جامعه

نان به نرخ روز خوردن و باز تولید  مفاهیمی مانند ریا و تظاهر در جامعه عصر  میرزا  در بسیاری از اشعاراو بخوبی نشان داده شده است از آن جمله است در شعر مربوط به تقسیم شکار [2]با حضور شیر توسط گرگ (سمبل رک گویی و جسارت  ) که هیچ کس از جمله خود را بی نصیب نکرده بود اما جان بر سر روش خود نهاد وتقسیم بعدی آن توسط روباه (سمبل ریاکاری و تزویر ) که همه چیز را به شیر تقدیم کرده بود و مورد تقدیر شیر واقع شد .

گوساله په‌ی چاشت مێش په‌ی ئیفتارت / نه‌چیر له‌زیزه‌ن په‌ری نه‌هارت
ئیمه‌یچ ئه‌گه‌ر بی چڵی یا چویی / یا گورگانه خوار یا ریخه لۆیی
جه‌ یومن ئیقبال خودادادی تۆ / مه‌و یارمێ مه‌عاش و هه‌رسوره‌ت بۆ
نکته جالب جواب روباه است که پس از تحسین توسط شیر علت انتخاب این روش تقسیم را مرگ گرگ بیچاره می داند .

شێر وات ئافه‌رین روبا جه هۆشت / جه نیکی که‌مال جه تێژی گۆشت
مه‌علومه‌ن جه ئه‌سل کونه فه‌راشی / ته‌بعت به‌عیده‌ن جه خۆ تراشی
ئی ده‌رسه راسی کێ دان وه ‌یادت / ره‌حمه‌ت و ته‌علیم ده‌ری ئوستادت
روبا وات عه‌قلم جه گۆرگ ئاموخته‌ن / چه‌پاله‌ش چه‌نی وه هه‌م دادوخته‌ن
هون که‌له‌ی گورگ نیشانم داده‌ن / خاسته‌ر جه‌ ته‌علیم هه‌زار ئوستاده‌ن

وكلام آخر اينكه: بنياد پيكره در قالب وقامت نماد بايسته وزيباست اما پرداختن به پيام آشكار و نهان آن البته ضروري تر و زيباتر . چنين باد ان شاءالله

...................................
[1]شيخ عمر ضياءالدين(1318-1255 ه ق)
[2]داستان فوق را میرزا از مثنوی مولانا اقتباس نموده است


مطالب مرتبط:

  • هه‌ورامان / هادی سپنجی - پاوه
  • وه‌هار / باقی شه‌فێعی - پاوه
  • غه ریب ترین ماچ / ئیبراهیم هه‌ورامانی
  • ئاسانه‌که‌و تۆ / شعرێوه‌ جه مختاری هدا ...
  • " سه‌رمه‌ست میلاد حه زره ت " / فه‌ره‌ید ...
  •  

     ●نظرات با نام های کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

    نويسنده: رها | تاريخ ارسال: 18/11/1388 - 19:31

    مثل همیشه عالی بود اقای مستوفی
    واقعا وجود شما ماییه افتخار است سلامت و موفق باشید
    کاک یاسر واقعا خسته نباشید
     

       پاسخ   

    نويسنده: هورام | تاريخ ارسال: 18/11/1388 - 20:34

    ده‌س وه‌شی جه ئاغای مسته‌وفی، به ڕاسی بابه‌تێوه زه‌ریف و یاگه سرنج بێ
    دوباره سپاس
     

       پاسخ   

    نويسنده: هانه وا/واشينگتن | تاريخ ارسال: 18/11/1388 - 22:08

    استاد ارجمند و گرامي جناب آقاي مستوفي عزيز
    کلام شيوا و رساي شما استاد و آموزگار منطق و شيمي دوران دبيرستانم هميشه يادگار تعاريف و تماثيل زيباي گفتار بي گره در باب تشريح و تفهيم معاني در ذهن و ياد من جاويدانه باقي است .از جمله اشعار زيباي مولوي و شمس تبريزي و حافظ شيراز...با صداي شما در ذهن دوران نوجواني من زمزمه مي شود.
    باز هم از اين متن زيبايي که به قلم تواناي شما نگاشته شده بود درسها آموختم و در خدمتتان فيض بردم. سالم و سلامت براي مردمان اين ديار هميشه محفوظ بماني.
    هانه وا/واشينگتن
     

       پاسخ   

    نويسنده: بیره ور | تاريخ ارسال: 19/11/1388 - 04:15

    آقای خالدی زاد نسخه pdf دیوان میرزا عبدالقادر چه شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    .......................................
    کومه کال : جناب بیره ور سلام
    به امید خدا در طراحی جدید سایت قسمتی برای دانلود کتاب ، نرم افزار ، موسیقی و ... در سایت راه اندازی خواهد شد و کتاب شاعر بزرگ میرزا عبدالقادر نیز جهت دانلود در اختیار عموم قرار خواهد گرفت .
    تا طراحی جدید سایت منتظر بمانید .
     

       پاسخ   

    نويسنده: ریبوار | تاريخ ارسال: 19/11/1388 - 04:55

    البته باید به شما حق داد که در تاریخ به دنبال تکیه گاه ودوست باشید.دنیا که هیچ اما با توبه تان آخرت از آن شماشد.بامیرزا خوش باش میرزا.
     

       پاسخ   

    نويسنده: ساجده | تاريخ ارسال: 19/11/1388 - 14:45

    سلام
    میرزا عبدالقادر را داشتن افتخاری بزرگ بود که خوشبختانه پس از سالها سهل انگاری و نداشتن روحیه تقدیر از اینچنین ستاره هایی امروز این معرفی و قدرشناسی یقینا شروع مثبتی خواهد بود برای داشتن پاوه ای سرافراز ، همان پاوه ای که همه به آن می بالیدیم!
     

       پاسخ   

    نويسنده: پی وه ره | تاريخ ارسال: 19/11/1388 - 20:34

    با سلام
    راستش جای شکرش باقیه که شهر ما هم از تندیس های اینچنینی برخوردار شد اما جای چند نکته اینجا خالی ست
    1) اگه همه دوستان دقت کرده باشند متوجه می شوند همانطور که آقای مستوفی هم در ابتدای متن خود به آن اشاره کردند
    رویی هه‌زار که‌س ئامان ویرده‌ن / هیچ که‌س چه نی من ده‌نگش نه‌که‌رده ن
    که باز هم می بینیم میرزا به پاوه پشت کرده
    است و باز هم از دست مردم و مسئولین می نالد
    2) اگر همشهری و یا مسافری بخواهد در پای این مجسمه عکسی به یادگار بگیرد عکاس آن بایستی درست در وسط خیابان بایستد قطعا مورد اصابت یک دستگاه 3 اف قرار می گیرد
    3) محل قرار گیری در نقطه ای گذری واقع شده که امکان توقف و بازدید مجسمه را از نزدیک ناممکن ساخته است در نتیجه کسی نمی داند که این تندیس متعلق به چه شخصیتی است
    4) اگر در این عکس به نمای پشت میرزا دقت کرده باشید به منظره ای زشت از سیم های خطوط انتقال برق برخورد می کنید که این نما را نیز می توان دوباره در آب نمای ورودی پارک کومکال مشاهده کرد
    5) جا دارد از دست اندرکاران این کار بخصوص کسی که محل این تندیس را انتخاب کرده است کمال تشکر را به جا آورده و از این دوست عزیز به خاطر خدمت شایانی که به میرزا و شهر نموده است تشکر ویژه ای داشته باشیم متشکرم
     

       پاسخ   

    نويسنده: دوست زاولي | تاريخ ارسال: 20/11/1388 - 06:20

    اين شهر امروز به مردان واقعي نياز دارد تابه مجسمه ها در شهري كه بيگانگان بي فرهنگ خيابان ومغازه ومطب و پاركينگ و.... را اشغال كرده اند مجسمه نمتيواند حلال مشكلات باشد .
     

       پاسخ   

    نويسنده: ققنوس | تاريخ ارسال: 20/11/1388 - 12:40

    اضافه شدن یک نماد از شهرستان کاری نیکوست جا داشت در فلکه فرمانداری بجای آن راستی نمی دانم اسمش را چه بنامم که در وسط میدان است (ساختمان - نماد شهری -مدل - تندیس ) راستی شما عزیزان بفرمایید چیزی که وسط فلکه فرمانداریست چی هست ؟ جا داشت بجای این چیز مبهم آن پیکره البته کمی باکیفیت بهتر ساخته ونصب می شد .
    بهر حال شروع خوبیست خسته نباشند
    راستی هزینه اش چقدر شده و چه کسی آن را ساخته آیا کسی که ساخته با میرزا آشنایی داشته است ؟
    باز هم حرف دارم راستی چرا همیشه دوران پیری افراد را می سازند مگر میرزا دوره جوانی هم نداشته ؟
    در آخر کاش رنگش هم طوری بود که خیلی زود کثیف نشود .
     

       پاسخ   

    نويسنده: واشه | تاريخ ارسال: 21/11/1388 - 13:01

    با سلام خدمت همه ی کومه کالی ها
    در جواب جناب ققنوس باید بگم که اگر دقت کرده باشید آن نمادی که در میدان فلکه هست علی نوشته شده است.کاش برای مجسمه ی یرزا جای بهتری را انخاب می کردند که هم مکان تفریحی می بود و هم در گذر مسافران بود برای مثال جاده ی دره نیشه.به حر حال من فکر کنم که میرزا در قبر هم به خاطر انتخاب این مکان نامناسب از دست مسئولین ناراحت باشند.به هر حال تشکر می کنم.
     

       پاسخ   

    نويسنده: واشه | تاريخ ارسال: 22/11/1388 - 08:07

    با سلام خدمت همه ی کومه کالی ها
    در جواب جناب ققنوس باید بگم که اگر دقت کرده باشید آن نمادی که در میدان فلکه هست علی نوشته شده است.کاش برای مجسمه ی میرزا جای بهتری را انخاب می کردند که هم مکان تفریحی می بود و هم در گذر مسافران بود برای مثال جاده ی دره نیشه.به حر حال من فکر کنم که میرزا در قبر هم به خاطر انتخاب این مکان نامناسب از دست مسئولین ناراحت باشند.به حر حال تشکر می کنم.
     

       پاسخ   

    نويسنده: سه راو1818 | تاريخ ارسال: 24/11/1388 - 11:31

    باسلام خدمت استاد گرامی اقای مستوفی
    مثل همیشه عالی بود. به راستی پاوه شار و جوانانش به شما افتخار می کند . با تشکر sarav1818
     

       پاسخ   

      ارسال نظر
    نام
    ايميل:


      آخرین مطالب سایت






















     

     

     

     

       

     

      صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته

    All Right Reserved By www.Komakal.com © 2008-2010

    Design By : www.Howraman.ir