آئين "پيرشاليار" راوي هزاران سال يكتاپرستي ايرانيان » ..:: komakal paveh news::.. پایگاه خبری، تحلیلی پاوه و هورامان

 

صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته             

  سخن کۆمه‌کاڵ

 

  ارسال خبر
  آرشیو مطالب
» شهريور 1389 (30)
» مرداد 1389 (78)
» تير 1389 (94)
» خرداد 1389 (121)
» ارديبهشت 1389 (90)
» فروردين 1389 (69)
» اسفند 1388 (45)
» بهمن 1388 (47)
» دي 1388 (46)
» آذر 1388 (23)
» آبان 1388 (71)
» مهر 1388 (42)
» شهريور 1388 (31)
» مرداد 1388 (32)
» تير 1388 (27)
» خرداد 1388 (30)
» ارديبهشت 1388 (44)
» فروردين 1388 (36)
» اسفند 1387 (44)
» بهمن 1387 (68)
  لینکستان
» هزار ماسوله
» هورامان
» انجمن موسیقی پاوه
» کرمانشاه آنلاین
» کردستان امروز
» هورامان فوتو
» الجمعه
» پاوه.نت
» هورامان بلاگ
» هوراماننو
» بیساران
» گورانی بی ناز
» دوچرخه سواری پاوه
» زاگرس نا
» شۆنما
» هه‌نار
» هه نبانه
» رۆژان نیوز
» پاوه شار
» شهرداری پاوه
» فرمانداری پاوه
» کانون نویسندگان هورامان
» هه‌واروو عشقی
» میردوک
» هه‌ورام
» تاریخ مصور پاوه
» تاریخ مکتوب پاوه
» کوردانه
» روستای خانقاه
» لاره‌کاو
» وه‌رکه‌مه‌ر
» فوتو پاوه
» اداره ارشادسلامی پاوه
» اداره تربیت بدنی پاوه
» هورامان
» اخبار نودشه
» اداره تربیت بدنی جوانرود
» مسکن مهر پاوه
» خط سوم
» معلولیت محدودیت نیست
  پربازدیدترین مطالب
» به بهانه دوسالگی سایت کۆمه‌کاڵ / یاسر خالدی زاد
» نگاهی به عملکرد یکساله‌ی محمد نجفی فرماندار شهرستان پ ...
» فرماندار جدید پاوه فردا معارفه می شود
» تجربه فضاهای مدرن شهری در پاوه / شایان ربیعی
» کنکور پاوه‌نشینی / طنز نویس : هنگامه
» حکمت و فلسفه روزه/ حیدر غلامی
» کسب اطلاع از اسامی پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد و بالات ...
» پاوه از نگاه یک روزنامه نگار پاوه ای
» رازه‌کوڵيلێ / کاسه‌هامسایی، نمازۆ جیایی- شه‌هلا سادق ...
» گفتگو با بهاروند رییس اداره منابع طبیعی شهرستان پاوه
آمار

 

به وبسایت خبری و تحلیلی پاوه و هورامان خوش آمدید . /  سه‌یری پاوه شار ماڵه‌وماڵ وه‌شه‌ ن .... جه‌ پاوه ویه‌رد کوێمه‌کاڵ وه‌شه‌ن

آئين "پيرشاليار" راوي هزاران سال يكتاپرستي ايرانيان

 دسته: یادداشت      بازدیدها:237     تاریخ: 17 بهمن 1388

Imag پير شاليار آييني روحاني و نماد هزاران سال يکتا پرستي ايرانيان، به يادگار مانده در نزد ايراني ترين قوم ايران زمين در ارتفاعات زاگرس، هر سال صدها گردشگري داخلي و خارجي را به بخش اورامان تخت شهرستان سروآباد در استان کردستان مي کشاند.
منطقه "هورامان" يا اورامان به گويش امروزين زادگاه و مهد پرورش افراد سختکوشي است که استقامت را از کوه‌هاي سر به فلک کشيده آن و لطافت طبع را از انواع گل‌هاي زيباي دامنه‌هاي کم نظير رشته کوه‌هاي زاگرس به ارث برده‌اند.
واژه " هورامان " از دو بخش " هورا " به معني اهورا و "مان" به معناي خانه و جايگاه و سرزمين تشکيل شده است، بنابراين هورامان به معناي سرزمين اهورايي و جايگاه اهورا مزدا است.
"هور" در اوستا به معني خورشيد آمده و هورامان جايگاه خورشيد نيز معني مي‌شود، البته کلمه "اور" ريشه واژه کردي "ئاور" يا " ئاگر " به معني آتش است که امروز هم در ميان کردها رواج دارد.
بنا به اعتقاد مردم زاگرس نشين روستاي " هورامان " زماني شهر بزرگي بوده و مرکزيت خاص داشته است و به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مرکز حکومت ناحيه هورامان ياد مي‌کنند.
وضعيت خاص روستا از نظر معماري، موقعيت جغرافيايي، چشمه‌هاي پر از آب و همچنين مراسم خاص، آداب، رسوم و وجود مقبره و مسجد پيرشاليار به ويژه جمعيت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهميت آن در زمان ساسانيان است.
مراسم پير شاليار از زمان‌هاي بسيار دور در اين روستا برگزار شده است و مراسمي که با ريشه کهن جشن عروسي پيرشاليار (شهريار) را يادآور مي‌شود.
جشن عروسي پير شاليار مراسمي بسيار کهن است، اگر چه اين مراسم در طول زمان با تغييرات بسياري مواجه شده است، ولي ريشه‌هاي کهن اساطيري خود را به خوبي حفظ کرده است.
در منابع مکتوب تاريخي آمده است: يک پير روحاني به نام پيرشاليار از مغان زرتشت نزد مردم اورامان بسيار محترم است و کتابش را به بيگانگان نشان نمي‌دهند و کلماتش به جاي ضرب‌المثل به کار مي‌رود.
اين مراسم هر سال در بهمن ماه، در آغاز چله کوچک، در سه مرحله و طي سه هفته در منطقه اورامانات از توابع شهرستان مرزي سروآباد استان کردستان انجام مي‌شود.
در اولين هفته بهمن ماه، گردوهايي که در شهريور ماه از باغ پير شاليار چيده شده است، براي اهالي ارسال مي‌شود و به اين ترتيب اهالي از شروع مراسم عروسي پيرشاليار با خبر مي‌شوند.
دومين مرحله از آيين سنتي پير شاليار موسوم به آيين ازدواج "پيرشاليار" که يکي از آيين‌هاي باستاني پيش از اسلام است از صبح روز آخرين چهارشنبه پيش از ‎۱۵ بهمن ماه با ذبح قرباني و با حضور صدها نفر از کردستاني ها در روستاي "اورامان تخت" سروآباد آغاز مي شود.
مراسم پیرشالیار در هورامانهر ساله مردم روستا سالگرد ازدواج پيرشاليار را که آخرين چهارشنبه پيش از پانزدهم بهمن ماه است به همان گونه که اولين بار برگزار شده است جشن مي‌گيرند.
در اين مراسم بامداد چهارشنبه پس از نماز صبح در آن زمان که کودکان روستا در کوچه‌هاي بسيار باريک و برف گرفته ده با فرياد " کلاوروچنه" به درب منازل رفته، سهم خود را از تنقلات طلب مي‌کنند.
مردان آبادي در شرف آماده کردن حيواناتي هستند که در طول سال خانواده به دلايلي مختلف نذر کرده‌اند تا در اين مراسم قرباني کنند.
در مراسم پير شاليار وظايف تقسيم‌بندي شده است و هر خانواده‌اي همان کاري را انجام مي‌دهد که اخلاف او در زمان حيات پير در مراسم عروسي انجام مي‌داد، بدين معني که خانواده‌اي مسوول نگهداري از احشام نذري و ذبح آنها، خانواده ديگر مشغول پخت و پز آش نذري و هر کس وظيفه‌اي بر عهده دارد.
هر سال حدود ‎ ۳۰راس گوسفند و بز و دو راس گاو در اين مراسم ذبح مي‌شود و خون گرم احشام قرباني شده در حالي که بر اثر سرما بخار از آن بلند است از بام خانه پير به بام خانه پايين دست و از آنجا هم بر بام خانه ديگري روان مي‌شود تا در انتها بر بام خانه‌اي يخ مي‌زند.
اهالي اين روستا بخشي از گوشت را تقسيم مي‌کنند و باقي به عنوان آش نذري در منزل پير پخت مي‌شود و در ظهر چهارشنبه و پنجشنبه بين مردم تقسيم خواهد شد.
مردم اين روستا معتقدند اين آش هرگز کم نخواهد بود و جمعيت هر چند زياد باشد کسي با ظرف خالي از منزل پير نخواهد رفت اما جمعيت هميشه از سر شوق براي گرفتن غذا فشار مي‌آورد.
در خلال انجام مراحل مختلف مراسم که از چهارشنبه تا پنجشنبه شب به طول مي‌انجامد در خانه پير به روي مردم باز است و هر کسي مي‌تواند براي زيارت تخت گيوه و تسبيح پير که از او به يادگار مانده است وارد منزل شود.
بعد از نماز ظهر دراويش قادري که به طور عمده از اهالي روستاهاي اطراف و روستاهاي مرزي عراق که از سه‌شنبه شب به اين محل آمده‌اند بر بام خانه پير حلقه زده و با آواي عرفاني دف شروع به ذکر و سماع مي‌کنند.
در اين ميان سالمندان سر رشته ذکر را به عهده دارند و جوانان هراز گاهي در ذکر و سماع معنوي از خود بيخود مي‌شوند.
بعد از پايان مراسم ذکر همگي به مسجد روستا رفته و نماز مغرب را به جماعت مي‌خوانند و نمي‌توان کسي را در کوچه‌ها ديد در اين هنگام مردان در مسجد و زنان در خانه‌هاي به فرادا تسبيح حق مي‌گويند.
از بامداد روز پنجشنبه ادامه مراسم از سر گرفته مي‌شود و همه در تکاپو و تلاشند و ديگ‌هاي بزرگ آش در خانه پير بر آتش گذاشته مي‌شوند و جماعت به انتظار نهار مي‌مانند.
خانه پير اتاقي بزرگ است که در کنار ديوارهاي آن سکوهايي براي نشستن ساخته‌اند و بر ستون‌هاي چوبي اتاق نيز تيرهاي چوبي موازي تکيه داده شده تا مردم بر آن بنشينند.
مراسم پیرشالیار در هوراماندر خانه پير هر خانواده جاي مخصوص خود را دارد و به رغم افزايش جمعيت در اين چند صد سال، مساحت خانه هنوز مردم را جا مي‌دهد.
در اين خانه هر شخص مي‌تواند فقط در جايي بنشيند که اجداد او طي ‎ ۹۵۰سال پيش در آنجا مي‌نشستند.
در اين زمان امام جماعت روستا به ارشاد مردم پرداخته و موعظه مي‌کند و براي جوان ترها پير را به عنوان الگو معرفي مي‌کند و بر تقدم اهميت آخرت بر دنياي فاني تاکيد مي‌کند.
يک هفته بعد از اين مراسم يعني در سومين جمعه بهمن ماه نيز، مردان نان‌هايي را که به شکل قرص‌هاي طلايي رنگ از آرد گندم و مغز بادام کوبيده تهيه شده و با گياهان خشک چون ريحان و سياه‌دانه تزيين شده است، بر سر مزار پير شاليار مي‌برند و پس از جمع شدن بر سر مزار پير، نان‌ها را روي هم مي‌ريزند و آنها را خرد کرده، با ماست بين حاضران تقسيم مي‌کنند.
هر سال در دومين هفته ارديبهشت، اهالي اورامان و روستاهاي مجاور به رسم تبرک و براي شفاي بيماران قطعه‌اي از تخته سنگ کنار مزار پير شاليار را مي‌کنند و با خود مي‌برند و بر اين باورند که کرامت پير شاليار باعث تبرک اين سنگ شده و سنگ هر ساله دوباره سبز خواهد شد.
به‌نظر مي‌رسد اين مراسم که همزمان با جشن سده بر پا مي‌شود يادگار روزگار پرستش مهر در اين سامان است.
جشن سده مراسمي است که در آن ايزد مهر برکت بخشنده را در چهلمين روز زايشش، در آن هنگام که زمين آغاز به دم زدن مي‌کند، زماني که گوسفندان بار بر زمين مي‌نهند، مي‌ستايد و با ريختن خون قرباني ياد ايزد حامي دهقانان و توليدکنندگان را که با کشتن گاو باعث برکت کشت و دام و روييدن رستني و گياهان سودمند و خرمي و شادي ما در زمين مي‌گردد، گرامي مي‌دارد.
پيروان او در محرابه‌هاي باستاني بقاياي متبرک را که در شمعدان سنگي است بر سکوهاي چوبي پاس مي‌دارند.
بنابر باورهاي کهن مردمام زاگرس، جانشين ايزد مهر پيري است با کراماتي شبيه او که پير شاليار همان جانشين اوست.
منبع: ایرنا / برگرفته از : کردستان امروز


مطالب مرتبط:

  • من و پیر شالیار(عروسی مقدس 1374)
  • خشونت عليه زنان / نگار
  • گزارشی از فستيوال (جشنواره) هورامان در كر ...
  • سخاوت طبيعت و خشونت ما / عارف قادريان
  • جنبش روشنفكري كُرد ( بخش دوم و پایانی)
  •  

     ●نظرات با نام های کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

    نويسنده: زرتشتی | تاريخ ارسال: 17/11/1388 - 19:30

    راستش من یکبار به این مراسم رفتم و با خودم عهد کردم که دیگر به این مراسم نروم چراکه هیچ سنخیتی با پیرشالیار ندارد.
     

       پاسخ   

    نويسنده: رها | تاريخ ارسال: 18/11/1388 - 14:36

    جاده های پریشان را به سمت سرزمین پیر شالیار طی میکنیم تا ما هم در جشن عروسی اش شرکت کنیم .

    کوههای شاهو چون گیسوان آشفته زنی زیبا بر دامان زمین ریخته شده و چون نو عروسی زیبا باران وجودش را ابیاری کردهبود. انگار درد تنهایی این مردم را باران شسته است است

    جاده های دست بشر گاه دامن اش را آشفته ساخته و سنگ هایی که از سکوت زمستانی خود را رهایی بخشیده اند به جاده های نه چندان شلوغ مسیر پناه اورده اند شاید عابری دست نوازشی بر تنهاییشان بکشد تنهایی کوه حدیثی پر تکرار بود که در تمام مسیر شنیده میشد

    هوا پر بود از باران وعطر خاک و زیبایی و زیبایی

    سیروان پرآب تر و افتاده تر مسیرش را میشکافت و بل مغرورانه ایستاده بود نظاره گر زیبایی ها بود

    سبزه و شکوفه نوید بهاری زود رس میداد

    مردمان روستاها سرشار بودند از پاکی و صداقت و کودکانشان پر از حس کودکی و زنانی که جز پاکی و ساده گی چیزی در نگاه هایشان نبود

    روستای بلبر را که از بالا نگاه مینی به زیبا طبع بودن خالق اش بشتر پی میبردم چه زیبا پشتش را به کوه داده بود و رو به سیروان مینگریست

    از بلبر به سمت هورامان تخت به سمت خدا نزدیک میشوی ابرها همین جا هستند کنار تو چه زیباست دستهایم را بلند میکنم فکر میکنم اینجا نزدیکترین جا به آسمان خداست

    به پیر شالیار رسیدیم گنبد سبز رنگش را باران شسته نگاهت را که به هورامان می دوزی تابلو ای زیبا میبینی بر قامت کوههای زاگرس نقش بسته و باران شسته در انتظار روزی نوست و چون نگینی در دل کوه میدرخشد

    مسیر را به سمت هتل سنگی هورامان ادامه میدهیم معماران بومی چه زیبا چینه های سنگی را به کارت پستال بدل کرده اند که چشم هر عابری را به سمت خویش میکشاند

    هوا سرد است وبارانی. اما شلوغی مسیر و بام خانه ها خبر از آغاز جشن میدهد هورامان امروز میهمانان زیادی دارد مراسم روز پنج شنبه بعد از نماز عصر از مسجد زیبای هورامان به سمت خانه پیر شالیار شروع میشود

    زنان طبق اداب حق شرکت در مراسم را نداشتند اما این حرف ها مانع رفتن من نمیشد و خوشبختانه نسبت به زنان غریبه حساس نبودند وما هم بر دل یکی از بام ها یا شاید حیاط خانه ای دیگر منتظر شروع مراسم شدیم صدای دف ملودی دلنشینی شد که این لحضه ها را در یاد من ماندنی خواهد کرد ذکر و سماع و رقص امیزه ای از شادی مراسم عروسی پیر بود مراسم تا نزدیکی اذان مغرب ادامه پیدا میکرد طعم ترش وبه یاد ماندنی "ولوشین ترشه" مراسم عروسی همراه نوای دف رساعاتی زیبا را برایمان رقم زد

    مردان چون ذنجیر های بهم پیوسته تمام بام ها را پر کرده بودند و پلکانی انسانی از مردم نمایی خاص به

    صبح به سمت پاوه به راه افتادیم برف امان نگاه کردن نمیداد جاده سرشار بود از پاکی و زیبایی بود

    تصاویری که امروز دیدم براستی زیبا ترین اثر خلق شده ی هستی بود برف شکوفه ها را به سخره میگرفت اینجا زمستان است مراسم می بخشید

    دل مردم سرشار از عشق و باور به پیرشان است اعتقاداتی سرشار از سادگی مردمان آن دیار.

    هوا سردتر سد و دانه های برف هم انگار رلشان میخواست در مراسم باشند کم کم همه جا سفید شد و برف شب را در هتل ماندیم صبح که پنجره را گشودم تنها سپیدی بودوبرف.

    برف امان نگاه کردن نمیداد جاده سرشار بود از پاکی و زیبایی تصاویری که امروز دیدم به راستی زیبا ترین صفحه دفتر گیتی بود طبیعتی بکر و بی مثال که هیچ هنرمندی یارای به تصویر کشیدنش نیست برف ارام در گوش شکوفه نجوا میکرد اینجا هنوز زمستان است.
    http://kordane.blogfa.com
     

       پاسخ   

    نويسنده: شهرام رستمی | تاريخ ارسال: 19/11/1388 - 06:16

    پیر شالیار یکی از پیران آیین یارسان میباشد.خواهشمند است به دفاتر مقدس آیین یارسان مراجعه شود.
     

       پاسخ   

    نويسنده: بیشتر بدانیم! | تاريخ ارسال: 19/11/1388 - 08:32

    پیر شالیار که یکی از روحانیان بزرگ زرتشتی بوده است که به تبلیغ دین زرتشت می پرداخته و بعدها به دین اسلام گرویده.پیرشالیار فرزند جاماسب، یکی از رهبران و مُغان آیین زردشت بوده که در اورامان می‌زیسته است، در افسانه های مردم منطقه اورامانات پیری اسطوره ای به نام «پیر شالیار» هست كه می گویند صاحب كرامات بوده است. از جمله این كرامات عجیبی كه درباره او روایت می كنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است كه «پیر شالیار» او را شفا می دهد. ماجرا از این قرار بوده است كه «شاه بهار خاتون» كر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینكه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط كرده است كه هر كسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی كه نزدیك روستای «اورامان تخت» می رسند گوش های دختر به طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیكی های خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آنها را جلب می كند و سریع دیو از تنوره ای كه هم اكنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیك خانه «پیر شالیار» هست، بر زمین می افتد و كشته می شود، در این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز می شود و شروع به صحبت كردن می كند. پادشاه دخترش را به عقد وی در می آورد و مردم جشن عروسی بزرگی برای پیرشالیار و بهار خاتون برپا میکنند که مراسمی که امروز برگزار برگزار می شود سالگرد همان روز است.

    ..................................

    این مغ کتابی را به نام «مارفه‌تو پیرشالیار» (‌معرفت پیرشهریار) به لجهه­ی کردی اورامی به نظم درآورده است مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آ ان ---- گوشت جه‌ واته‌ی پیرشالیار بوو هوشت جه کیاسته‌ی زانای سیمیار بوو
    (‌به گفته پیرشهریار گوش بده، و برای درک نوشته‌ زردشت دانا و هوشیار باش )

    داران گیان‌داران، جه‌رگ و دل به‌رگه‌ن گایی پر به‌رگه‌ن گایی بی به‌رگه‌ن که ره‌گ جه ‌هیلین، هیلی جه که‌رگه‌ن رواس جه رواس ورگه‌ن جه ورگه‌ن
    (درختان جان دارند،‌ جگر و دلشان برگ است، گاهی پر برگ و گاهی بی­برگند. مرغ از تخم است، و تخم از مرغ، روباه از روباه است و گرگ از گرگ)
    وه‌وری وه‌وارو، وه‌وره‌وه‌رینه وریسه ، بریو چوارسه رینه که‌رگی سیاوه هیلیش چه‌رمینه گوشلی مه مریو دوی درینه
    (برفی می­باره که برف خوره است، و رسن که پاره شود چهار سر پیدا می‌کند، ماکیان سیاه، تخمش سفید است، ‌دیگچه که سوراخ شد، دو در پیدا می­کند)."
     

       پاسخ   

      ارسال نظر
    نام
    ايميل:


      آخرین مطالب سایت






















     

     

     

     

       

     

      صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته

    All Right Reserved By www.Komakal.com © 2008-2010

    Design By : www.Howraman.ir