ازتدوین نخستین قانون شهرداری(بلدیه)تاکنون نزدیک به صدسال میگذرد و همچنان نظام مدیریت شهری درکشور ما متولی بیش از پنجاه وظیفه رسمی و ثبت شده درقانون مذکورکه ازگهواره تاگوررا در بر میگیرد.
سازمان غیر دولتی و فراگیر شهرداری آرام آرام درحال تبدیل به سازمانی بزرگ که علاوه برانجام وظایف ثبت شده مسئولیت سایر وظایف به زمین مانده و بدون متولی در شهرها را به اجبار برعهده گرفته، وظایفی ازقبیل ایجاد پایانه های مسافربری ، میادین میوه و تره بار ، بازارهای روز ، مدیریت بر امور ترافیک ، ایجاد رسانه های اقتصادی اجتماعی و فرهنگی که هریک براساس قوانین جاری متولیان خاص خود را می طلبد که تقریبا درحد یک وزارت خانه باید باشند.
بدین ترتیب جایگاه مبهم ومخشوش وتغییر پذیر شهرداریها به عنوان یک موسسه عمومی محلی و فرا بخشی مورد تفسیرهای گوناگون مدیریتی درنظام اداری کشور با حد و مرزهای متفاوت قرار گرفته که همین امر ارزیابی عملکرد شهرداریها را در سطوح شهرهای مختلف دچار اغتشاش و نا هماهنگی نموده و اشکالات جدی در نحوه ی ارزشیابی عملکرد شهرداریها بوجود آورده است.
به همین دلیل درسطح کل کشور شهرداریها از نظر عموم شهروندان و دولت از کارایی کافی برخوردارنمی باشد و بیشتر به عنوان یک بخش خدماتی مطرح هستند تا یک نهاد چندبخشی جامع مسئول اداره امور شهری.
امروزه مدیران شهری می بایست علاوه بر اجرای برنامه های تاثیر گذار به اقتصاد شهری و افزایش کیفیت خدمات عمومی توجه جدی تری به سیمای شهری داشته باشند و شهروندان حق دارند درشهری زیبا و با طراوت زندگی کنند که البته برنامه احیای بافتهای فرسوده و زیبا سازی لبه های شهری باید از اولویت های نخستین باشد.
توسعه ی فضاهای سبز و گردشگری و تجدید هویت فرهنگی ضرورت غیرقابل انکاری دارد و بدین ترتیب علاوه برتوجه به تاریخ و هویت شهری گامهای بلندی در راستای افزایش تعلق خاطرشهروندان باید برداشته شود.
ارتقای فرهنگ شهروندی وشهرنشینی:
فرهنگ درهرنوع ازجامعه نشان دهنده شخصیت هویت رفتار وکردار آداب و مجموعه اخلاقیات و... اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده درقانون نمود پیدا میکند.
فرهنگ شهرنشینی ازجمله فرهنگهای کهن است و زمانی که جوامع بدوی وارد مرحله نوینی شدند قوانین وهنجارهای جدیدی راشکل دادند که از این بین مهمترین این تغییرات پذیرش نظم بودکه درروابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد و عاملی شد برای اینکه افراد جامعه به طور منطقی و قانونمند زندگی کنند و بدنبال آن قانون و دولت و گسترش روابط اجتماعی شکل گرفت وبه تدریج باگذشت زمان وبر حسب نیاز شهرها قوانین محاسبات اجتماعی حقوق اساسی وحقوق شهروندی نیز بوجود آمد و افرادی که از این قوانین سرپیچی میکردند ازطرف مراجع مورد تعقیب و مجازات قرار میگرفتند.
اگر منصفانه و بادیدی نقادانه به وضعیت موجود در شهرمان نظاره کنیم خواهیم دیدکه با فرهنگ صحیح واصیل شهرنشینی فاصله زیادی داریم چراکه روزانه ودرامور مختلف روزمره بویژه اموراجتماعی نابسامانی وناهنجاری واعمال به دور از فرهنگ شهرنشینی را شاهد هستیم .
پرتاب کردن زباله یا ته سیگار از داخل خودروها به خیابان ، رد و بدل شدن حرفهای رکیک و غیراخلاقی مزه پرانی وخنک بازی درمحفل عمومی ازسوی برخی ازجوانان ، گذاشتن زباله ها دریک ظرف روباز و بدون توجه به ساعت اعلام شده ازطرف شهرداری - دیرتریازودتر- و حتی قرار دادن آن مقابل خانه ی همسایه و یا درست کردن تپه ای از زباله درسرکوچه وکشاندن گربه ها به آنجا و سروصدای فردا صبح همسایه های وظیفه شناس و بقیه ی داستان مزاحمت برای همسایه ها بدون درنظر گرفتن آداب همسایگی اینها و دهها رفتار و کردار غیراجتماعی دیگر که هر روزه ازسوی برخی ازشهروندان سر می زند و ذکر آن د راین مقاله نمی گنجد که مواردی هستند که به وضوح آنها را مشاهده می کنیم.
شاید دراین زمینه مقصر صددرصد مردم و شهروندان نباشند. جامعه شناسان ما از اینکه دولتمردان در طول سالهای گذشته به هنجارها ومناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی کمتر پرداخته واهمیت داده اند انتقاد میکنندو معتقدند برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و دستگاههای اداره کننده لازمه داشتن جامعه و شهری سالم و شهروندانی قانونمند است .
آنها معتقدند باید به شهروندان در جامعه ، قوانین مربوط به شهرنشینی یادآوری و یا آموزش داده و در برابر هر قانون یا ضابطه ای ، ضمانت اجرایی لازم فراهم شود و در شرایطی که لازم باشد افراد مختلف مجازات شوند . باید بدانیم که اگر قوانین مربوط به شهروندان در جامعه یعنی ادای احترام به حقوق دیگران ، وقت شناسی ، عدم ایجاد مزاحمت ، در موضوعات مختلف برای دیگران ، حفظ محیط زیست و پیشگیری از هر نوع آلودگی ، ایجاد فضا و محله ای سالم ، مشارکت در اداره ی شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی ، برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و تعمال مثبت با آنها و دستگاههای اداره کننده ، احساس مسئولیت نسبت به محیط زندگی ، انجام وظایف قانونی ، کمک به حاکمیت قانون و هنجارها در تعاملات روزانه و مناسبات اداری ، ارزش ، و وظیفه دانستن حفظ و نگهداری شهر و ... مد نظر قرار گرفته و رعایت شود با توجه به بافت پیچیده ای که شهرها دارند و زندگی در آنها بدون رعایت قوانین و آداب و رسوم شهرنشینی ممکن نیست باعث تقویت قوانین شهروندی و فرهنگ شهرنشینی شده و از بسیاری هزینه های گزاف که مسبب آن ناهنجاری ها و ناملایمات اجتماعی است جلوگیری خواهد کرد و این مهم توجه ویژه ی دولت و نهادهای مسئول را می طلبد تا با ایجاد قوانین مدرن و استفاده از نظرات ارزشمند کارشناسان ، شهر و شهروندانی سالم به دور از ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی که شایسته ی ماست باشیم چرا که مشخصه ی اصلی و مثبت هویت تاریخی ما " فرهنگ شهرنشینی " است با همه ی ملزوماتش.
تبدیل شهرنشین به شهروند یکی از راههای حل بحرانهای شهری به ویژه در بخش های خدمات شهری است و این هدف که در اغلب موارد توسط مدیران شهر به فراموشی سپرده می شد امروز در راس برنامه های مدیریت شهری قرار دارد محله محوری ،توجه به مناطق حاشیه شهر ، توسعه ی خدمات و رفاه شهری ، توجه به مسایل فرهنگی شهر همه و همه از مواردی بوده که مدیریت شهری در دوره ی جدید به آن عنایت جدی داشته است تا به هدف خود یعنی ایجاد تفاوت در دو نقش شهر نشین و شهروند و توسعه نقش شهروندی برسد . اعضای محترم شورای شهر و شهردار رسالت عمده ی خود را باید گام برداشتن در حوزه ی تربیت بدانند و وظیفه ی خود را تنها معطوف به جمع آوری زباله و آسفالت کردن معابر نکنند بلکه وظیفه ی آنها ایجاد مراکز فرهنگی و تربیتی در جهت ارتقای فرهنگ شهروندی باشد .
در واقع مدیریت جدید درصدد است تا تفکر عام مردم در رابطه با وظایف شهرداری در حیطه ی فعالیت های عمرانی و خدمات فنی شهری را تغییر داده و مردم به تدریج با فعالیت های فرهنگی و اجتماعی شهرداری آشنا شده و از مدیران شهری خود انتظار ارتقاء سطح خدمات اجتماعی و فرهنگی داشته باشند . ایجاد نقش شهروندی به این دلیل برای مدیریت شهری اهمیت دارد که در جامعه احساس تعلق شهری را ایجاد کرده و به تبع آن مسئولیت پذیری افراد را نسبت به محیط شهری بالا می برد و عبارت دیگر زمانی که فرد خود را به عنوان یک شهروند تلقی می کند نا خوداگاه نسبت به جنبه های مختلف آن احساس مسئولیت کرده و در واقع خود را با دیگران در امور شهری شریک می داند .
درست در این زمان است که می توان از فرد انتظار همکاری با مدیریت شهری برای ایجاد زمینه های زیست بهتر در شهری مطلوب را داشت . می توان انتظار داشت که شهروند از حقوق فردی خود در قبال جمعی شهری گذشت کند . استفاده ی شهروندان از حمل و نقل عمومی و اشتیاق کمتر آنها نسبت به استفاده از خودروی شخصی برای رفع معضل ترافیک و آلودگی از مصادیق گذشت از حقوق فردی به نفع حقوق جمعی است . این در حالی است که می توان گفت که میزان تعلق اجتماعی شهروندان ضعیف بوده و نسبت به محیط زندگی خود احساس تعلق و یگانگی ندارند و در واقع در صورتیکه امکانات و رفاه شهری در جامعه افزایش یابد افراد ساکن در آن ، نقش شهروندی را سریعتر تجربه خواهند کرد .
از سوی دیگر آگاهی از نیازها و مسایل مردم و بررسی نگرش آنان در میزان نقشی که می توانند در رفع مشکلات شهری داشته باشند زمینه مساعدی برای برقراری ارتباط منطقی و صحیح بین نهاد خدمت رسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته و اعتماد میان شهروندان و مدیریت شهری برقرار می شود که این مشارکت شهروندان در مدیریت شهری می تواند در تامین منابع اقتصادی ، کاهش هزینه ی خدمات ، افزایش انسجام اجتماعی ، کاهش آسیبها و تنش های ناشی از زندگی شهری و رضایت شهری شهروندان موثر باشد، از این رو مدیریت شهری در صورتی می تواند موفق باشد که از پایین ترین سطح تا بالاترین سطوح درآن مدیریت شهری به عنوان لایه های سیاست گذاری و تصمیم گیری وجود داشته باشد . می توان گفت که میزان تعلق اجتماعی شهروندان ضعیف است و مردم پیش از آنکه شهروند باشند خود را افراد شهرنشین به حساب شناسانده و زمینه ی مشارکت اجتماعی آنان در مدیریت شهری فراهم شود . هر اندازه که پروژه های فرهنگی - تفریحی شهرداری نمود بیشتری پیدا کرد و تغییر سیمای شهر جلوه ای با شکوه تر یابد پرداخت هزینه هایی که به نوعی به خود شهروندان باز می گردد چندان دشوار نیست .
هویت شهری امروز ، ما را متاثر از دلایل تاریخی ، فرهنگی و اجتماع گذشته می داند و هویت شهری ما برگرفته از هویت شهروندان ماست و ابتدا باید از شهروندان ، « خود هویتی » را تعریف کنیم تا بتوانیم بر مبنای آن هویت شهری را تعریف کنیم .
کارشناسان معتقدند توسعه ی خدمات شهری و اجرای طرح های مشارکتی و محله ای راهی است که در ایجاد نقش شهروندی موثر است و در واقع رفاه شهری می تواند شهرنشین را به شهروند تبدیل کند . از سوی دیگر توجه عادلانه به توسعه در محله های مختلف شهر و تقسیم یکسان طرح ها و بودجه های شهری در محله های مختلف راهی است که می تواند در تشویق شهروندان به مشارکت شهری موثر باشد .
عامل اساسی دیگر در ایجاد نقش شهروندی وجود روحیه ی مشارکت است که این روحیه وابسته به نحوه ی برخورد مدیران شهری با شهروندان و نحوه ی عملکرد آنهاست .
بسیاری معتقدند که مشارکت شهروندان باید از سطحی ترین موارد تا طرح های بزرگ شهری دیده شود . در صورتی که این امر صورت پذیرد مردم برای سرمایه گذاری در حوزه شهری تشویق شده و سرمایه های بخش خصوصی به این سمت سرازیر می شود و مشکلات کمبود امکانات مالی و اعتباری شهرداری نیز برای اجرای پروژه های شهری تا حدودی مرتفع خواهد شد . در واقع احساس شهروندی ، مشارکت مالی را نیز از سوی شهروندان به دنبال خواهد داشت و شهروندان در سرمایه گذاری و سود دهی شهر خود را سهیم می کنند .
یکی دیگر از موارد مربوط به ارتقاء فرهنگ شهروندی و شهرنشینی بحث ترافیک شهری است که به عقیده برخی کارشناسان و صاحب نظران ، بهترین ابزار برای ارتقاء و توسعه فرهنگ شهروندی و همچنین ترافیکی ، مطالعه کتاب و ترویج کتابخوانی است که نزدیکی مردم با کتاب و مطالعه ، پایبندی عمومی به فرهنگ های اصیل شهروندی و شهرنشینی را به دنبال خواهد داشت . در واقع می توان گفت که در ارتقای فرهنگ شهرنشینی ، دو موضوع رفتارهای فردی و اجتماعی مطرح است که کتاب به راحتی می تواند حوزه رفتارهای فردی را تحت شعاع قرار دهد . البته مدیریت مسئولان دولتی به ویژه پلیس راهنمایی و رانندگی در حوزه فرهنگ ترافیک شهری در کنار فرهنگ پذیری مردم ، بر طرف کننده مسایل اجتماعی این حوزه خواهد بود . کتاب می تواند بسیاری از مسایل حوزه راهنمایی و رانندگی را که در قالب های فرهنگی و هنری نمی توان به درستی انتقال داد را به راحتی منتقل کند و انتقال بسیاری از مسایل موثر در انتقال فرهنگ ترافیک شهری که باید از سنین پایین جامعه تبیین شود در قالب داستانهایی که در کتب مختلف منتشر می شود امکان پذیر است که در حال حاضر رسانه ملی اقدام به پخش پویانمایی ونماهنگ های طنزگونه درباره رعایت قوانین راهنمایی ورانندگی وآسیب های ناشی ازعدم رعایت این مقررات پخش می کند که این فعالیتها تاثیرات خوبی دارد اما تمام واقعیات را نشان نمی دهد. از نظر شهری مردم باید با مسایل تلخی که ممکن است گریبان دوطرف یک حادثه رانندگی رابگیرد آشنا شوند وبنظر می رسد هیچ وسیله ای چون کتاب نتواند این موضوع را به مردم منتقل کند.
برخی از صاحب نظران نیز معتقدند که نهادینه شدن وارتقاء سطح فرهنگ شهروندی باعث اعتلای صنعت توریسم می شود که جهت رشد وگسترش صنعت توریسم باید از جهت توسعه ی زیر ساخت های اصلی شهری کمک ویژه ی ملی صورت گیرد.
می توان گفت که شعار شهرداری شهروند مداری واحیا وتوسعه ی محله ای است وما باید با ایجاد انگیزه واحساس تعلق اجتماعی مردم وارتقای سطح دانش آنان شهروندانی مسئول واجتماعی بسازیم . عنوان "شهروند سالم خانواده سالم محله سال وشهر سالم "با توسعه محلات به عنوان کوچکترین واحدشهری محقق میشود وانجام مطالعات اجتماعی با رویکرد کاربردی وبرای حل علمی معضلات محلی وافکار سنجی وانجام امور فرهنگی اجتماعی وهنری باید از برنامه های شهرداری برای محله ها باشد.
درخاتمه می توان چنین پنداشت که اظهارات مسئولین شهر نشان می دهد که برلزوم مشارکت شهروندان در مسایل شهری صحه گذاشته ودرتلاش هستند تا با هدفدار کردن اقدامات شهرداری برای رسیدن به این خواسته روحیه ی شهروندی وهمیاری گروهی را در ساکنان شهر تقویت کرده و از مشکلات شهر بکاهند.
جهانبخش لطف الهی - رئیس شورای اسلامی شهر پاوه