نامه های یک روستایی (1) / طنز نویس : ژاژول » ..:: komakal paveh news::.. پایگاه خبری، تحلیلی پاوه و هورامان

 

صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته             

  سخن کۆمه‌کاڵ

 

  ارسال خبر
  آرشیو مطالب
» شهريور 1389 (30)
» مرداد 1389 (78)
» تير 1389 (94)
» خرداد 1389 (121)
» ارديبهشت 1389 (90)
» فروردين 1389 (69)
» اسفند 1388 (45)
» بهمن 1388 (47)
» دي 1388 (46)
» آذر 1388 (23)
» آبان 1388 (71)
» مهر 1388 (42)
» شهريور 1388 (31)
» مرداد 1388 (32)
» تير 1388 (27)
» خرداد 1388 (30)
» ارديبهشت 1388 (44)
» فروردين 1388 (36)
» اسفند 1387 (44)
» بهمن 1387 (68)
  لینکستان
» هزار ماسوله
» هورامان
» انجمن موسیقی پاوه
» کرمانشاه آنلاین
» کردستان امروز
» هورامان فوتو
» الجمعه
» پاوه.نت
» هورامان بلاگ
» هوراماننو
» بیساران
» گورانی بی ناز
» دوچرخه سواری پاوه
» زاگرس نا
» شۆنما
» هه‌نار
» هه نبانه
» رۆژان نیوز
» پاوه شار
» شهرداری پاوه
» فرمانداری پاوه
» کانون نویسندگان هورامان
» هه‌واروو عشقی
» میردوک
» هه‌ورام
» تاریخ مصور پاوه
» تاریخ مکتوب پاوه
» کوردانه
» روستای خانقاه
» لاره‌کاو
» وه‌رکه‌مه‌ر
» فوتو پاوه
» اداره ارشادسلامی پاوه
» اداره تربیت بدنی پاوه
» هورامان
» اخبار نودشه
» اداره تربیت بدنی جوانرود
» مسکن مهر پاوه
» خط سوم
» معلولیت محدودیت نیست
  پربازدیدترین مطالب
» به بهانه دوسالگی سایت کۆمه‌کاڵ / یاسر خالدی زاد
» نگاهی به عملکرد یکساله‌ی محمد نجفی فرماندار شهرستان پ ...
» فرماندار جدید پاوه فردا معارفه می شود
» تجربه فضاهای مدرن شهری در پاوه / شایان ربیعی
» کنکور پاوه‌نشینی / طنز نویس : هنگامه
» حکمت و فلسفه روزه/ حیدر غلامی
» کسب اطلاع از اسامی پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد و بالات ...
» پاوه از نگاه یک روزنامه نگار پاوه ای
» رازه‌کوڵيلێ / کاسه‌هامسایی، نمازۆ جیایی- شه‌هلا سادق ...
» گفتگو با بهاروند رییس اداره منابع طبیعی شهرستان پاوه
آمار

 

به وبسایت خبری و تحلیلی پاوه و هورامان خوش آمدید . /  سه‌یری پاوه شار ماڵه‌وماڵ وه‌شه‌ ن .... جه‌ پاوه ویه‌رد کوێمه‌کاڵ وه‌شه‌ن

نامه های یک روستایی (1) / طنز نویس : ژاژول

 دسته: طنز      بازدیدها:703     تاریخ: 4 بهمن 1388

Imagنمک در نمکدان شوری ندارد / دلم تاقت دوریت را ندارد

ای نامه که می روی به سویش / از جانب من ببوس رویش

رێحانم کالان ده‌ره‌و  لهونی/ هورش نه‌کیشی با زل بۆ

سلامی آغشته به بوی ریحان و چنور و صابون کستوری و عطر مسقطی ، سلامی  گرم و آتشین که از روستای ( ده‌گا کۆن ) پرواز کرده و بعد طی فرسنگها وفرسخها راه ناهموار همانند تیری در قلب نازنین دوست بسیار بسیار ارجمندم کاک علا می نشیند .

باری برادر عزیز اگر از حال واحوال این دوست کمترین جویا میباشی الحمدالله هیچ ملالی نیست به جز دوری دیدار شما نباشد . من که الان قلم به دست گرفته و مشغول نوشتن نامه هستم به لطف خدا و کرم سید حسن امام زاده روستا خوب و سرحال و با نشاط هستم ، همه خوبند پدر ،مادر،عموها و عمه ها ، خاله ها و داییها ،سگها و گوسفندها ، بزها و خرها همه سلام رسانند و ازاین فاصله دور روی مبارکت را می بوسند .

هیچ اتفاق تازه ای در اینجا نیافتاده است فقط اینکه تعداد گوسفندها و گاوهای شیر ده خیلی کم شده است و برعکس تعداد خرها مرتب رو به افزایش است،خرهای فقیر و باربری که در دنیا بی نظیرند . به تازگی شورای روستا تصمیم گرفته اند که تعداد زیادی از این خرهای اصیل را به ممالک دور صادر نمایند که امیدوارم این کار انجام گرفته تا شبی را بدونه عرعر راحت بخوابیم.راستي يك مژدگاني هم بهت بدهم : خروس جنگي همسايه مان كه هميشه دنبال مرغهايمان مي گذاشت ، عمرشان را دادند به شما واز دست اين بي بندوباري وبي ناموسي راحت شديم .(البته بين خودمان بماند او نمرد بلكه پدرم با تيروكمان اورا كشت وبعد باصداي بلندرو به طرف ما كرد و گفت هر كسي كه بخواهد چشم چران وبي ناموس باشد عاقبتش همين است كه ديديد.)من هم بعداز ديدن اين صحنه ديگر جرات نميكنم حتي با خواهرم صحبت كنم آخه ميگم نكنه خداي نا خواسته پدرم فكر بدي بكندو مرا هم به سرنوشت آن خروس بخت برگشته دچار سازد . 

خلاصه علا جان : در نامه ای که برایم نوشته بودی ازمن خواسته بودی تا از زندگی در روستابرایت بنویسم ،از وضعیت فرهنگی ،سیاسی اجتماعی و اقتصادی و غیره وغیره .

چشم دوست من ، برایت مینویسم اما همه این چیزهایی که ازمن خواسته بودی در یک نامه نمی گنجند به همین خاطر سعی میکنم هر وقت که مجالی پیش آمد در نامه های متعدد مواردی را که به ذهن کوچکم خطور میکنند برایت بنویسم تا بلکه

 (اگر من نماندم در این روزگار          خطم بماند برای یادگار )

امروز می خواهم درباره یکی از خصوصیات خیلی خیلی خیلی و بسیار بسیار خوبی که مردم و مسئولان روستا دارند ویقینا مردم و مسئولان شهر فلک زده و بی روح شما ندارند برایت بنویسم و آن هم فرهنگ( تشکر )  کردن است .

همانطور که مستحضر هستید قطار فرهنگی روستای ما با سرعت هرچه تمامتر در حال پیشرویست و اگر هوا صاف باشد وبه چهار راه وچراغ قرمز بر نخورده و یا خدای ناخواسته روباه یا خرگوشی به جلوی آن نپرد، زودتراز همه کس به دهکده جهانی میرسیم.

هر روز یک دستاورد جدید و هرروز یک کشف تازه در تمامی قطبهای زندگی . ویکی از این کشفیات فرهنگی و اخلاقی که به تازگی دانشمندان ما آن را کشف کرده اند (فرهنگ تشکر کردن از همدیگر است )

مدتی است که همه از همدیگر تشکر میکنندو این اخلاق نیکو و پسندیده که در کتابها هم به آن اشاره شده است ،جای فرهنگ خیلی خیلی خیلی بد و منفور

( انتقاد) را گرفته است.

به تازگی ریش سفیدان محل دریافته اند که خلق وخوی انتقاد حاصل رخنه وتوطئه روستاهای همسایه بوده و آنها قصد داشته اند با رواج این تفکر شیطانی در میان مردم ما تفرقه انداخته و با این حربه چشمه پایین روستا را تصاحب نمایند ،غافل از اینکه مردم ما زیرک تراز آنند که دشمن فکر کرده است.

ماموران مخفی ما در یک اقدام کاملا حساب شده وپارتیزانی این توطئه را کشف و خنثی نمودند و ريش سفیدان محل با یک حرکت جسورانه و با صدور یک بیانیه فرهنگی ،کلمه وارداتی و منحوس ( انتقاد ) را غیر مجاز و غیر اخلاقی و مخالف با اصول اعتقادی و عرفهای تاریخی دانسته وکلمه نیکو وپسندیده ( تشکر ) را جایگزین آن نمودند و برای اثبات این قضیه هم یک آثار باستانی متعلق به 1350سال پیش در کوچه ای نزدیک مسجد روستا پیدا نمودند که به قول کارشناسان این اثر ارزشمند بر روی پله سومی کوچه افتاده بوده و در این مدت کسی آن را ندیده است و یا اگر هم دیده اند نپسندیده اند.

یکی از بزرگان طایفه این کشف را یک موهبت الهی وآن را گامی بلند در راه اعتلاء فرهنگی دانسته و خواهان اهتمام هرچه بیشتر مردم و مسئولین به این مسئله شد.

خلاصه علا جان :این اخلاق نیکو وخداپسندانه به زودی در روستای مارواج زیادی یافته و زیبایی خاصی به چهره روستا بخشیده است به طوری که در تمامی میادین و گذرگاهها و کوچه ها و بر روی صخره ها وتنه درختان و تانکر نفت خانه ها و در تنها روزنامه محلی و .... پلا کاردها و نوشته هایی با رنگهای متنوع به چشم می خورند که مردم قدر شناس ما از مسئولان حکومتی تشکر نموده اند. به عنوان نمونه چند تا از این نوشته ها را برایت مینویسم.

1-جناب آقای ........ مسئول محترم اداره...... بدینوسیله جابجایی اطاق ریاست شما از طبقه تحتانی آن اداره به طبقه فوقانی را به فال نیک گرفته واین حرکت را نشانه پیشرفت میدانیم به همین منظور از زحمات بی وقفه شما در جهت بالا بردن سطح آگاهی مردم ، تشکر و قدر دانی میشود.   (از طرف جمعی از صاحب منصبان روستا )

2- جناب آقای ..... ریاست محترم اداره.... از اینکه در دکانهای این محل اقدام به خرید 2کیلو پیاز و 1کیلو گوجه نمودیداز شما تشکر و قدر دانی می شود.

اجرکم عندالله  (از طرف جمعی از میوه فروشان میدان اصلی روستا)

3- مسئولین و پرسنل محترم اداره...... از اینکه سوار تاکسی شده و پول خرد همراه دارید کمال تشکر و قدر دانی به عمل آمده و از خداوند عز وجل توفیق روز افزون و ازدیاد پول خرد شما را خواهانیم. (از طرف جمعی از تاکسی داران)

4- ما مردم شریف روستای ( ده‌گا کۆن ) دیروز ساعت 7بعداظهر آقای ... مسئول محترم اداره ... را همراه با زن وبچه نازنینش در پارک مشاهده نمودیم و به همین خاطر ایزد منان را شاکریم که این موهبت الهی را نصیب ماملت قهرمان نموده است . ونیز از آقای ... تشکر می کنیم که مارا قابل دانسته و زن و بچه اش را به میان ما امت آورده است.و بدینوسیله از تمامی اعضاء خانوده ایشان مخصوصا پسر تپل مپل و مامانیشان کمال تشکر را داریم.

5- بدین وسیله از زحمات بی شائبه وتلاش شبانه روزی و نیز صبر و شکیبایی خودپرداز بانکها تشکر و قدر دانی نموده و از اینکه 2روز قبل از بانکها حقوق و مستمری ما را پرداخت مینمایند از آنها سپاسگزاریم. ( از طرف جمعی از مستمری بگیران )

6-اینجانبان جمعی از اهالی محله (بالا دست ) تولد فرزند دلبند جناب آقای .... مسئول محترم اداره .... را به ایشان تبریک عرض نموده وبه همین خاطر از ایشان تشکر می نماییم.

بله علا جان اینگونه پلاکاردها ی رنگین ومتنوع کاملا فضای روستا را دگرگون ساخته است وغروب هنگامان مردم و مسئولین همراه با خانواده و عیل وعشیره در کنار این پلا کاردها عکس یادگاری میگیرند وبه این ترتیب صفحات دیگری بر کتاب زرین تاریخ این ملت فرهنگ دوست  می افزایند.

خلاصه نیستی تا ببینی که چه غوغا  و هلهله ای به پاست.

در خبر تازه ای که دیروز به دستم رسید اهالی یکی از محله ها ی پایین دست در جلسه ای کاملا سری و محرمانه یک تیم مخصوص(تشکر) تشکیل داده و ماموریتهای سنگینی به آنها محول نموده اند. این تیم که متشکل از5 نفر عالم و8 نفر جوان تحصیلکرده میباشند موظف شده اند تا به محض اینکه مسئول هر اداره یا ارگانی در روستا تکان بخورد فورا وقبل از اینکه اهالی محله های دیگر بفهمند ،از او تشکر به عمل آورده و به این ترتیب گوی رقابت را از رقیبان بربایند.به همین منظور در یک اقدام متفکرانه ومبتکرانه برای اقوام و فامیلهای سالخورده و لب گور تمامی مسئولین محترم

اعلامیه ترحیم چاپ نموده و قرار است چندروز قبل از مرگ آنها، این اعلامیه ها را پخش نمایند تا باعث تعجب همگان شده و به این ترتیب سکوی اول را در تشکر کردن به خود اختصاص دهند.

(حالا کجاش رو دیدی)

یکی دیگر از ابتکارات جدید روستا این است که مسئولین 2یا چند اداره با هم در یکی از سالنهای روستا برنامه ای ترتیب داده و مردم را به صرف کیک و ساندیس و موز دعوت می کنند (البته کیک و ساندیس و موز را درآخر برنامه به مردم می دهند تا مبادا سالن را ترک کنند.)

خلاصه بعداز تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و پخش سرود ،مسئولین ادارات بر روی صحنه رفته ودر انظار امت قهرمان و با فرهنگ روستا ،مسئول این اداره از مسئول آن یکی اداره به خاطر زحمات و مشقات زیادی که برای رفاه حال مردم انجام داده است تشکر و قدر دانی می نماید و سپس یک لوح تقدیر و یک پتوی گلبافت 2نفره به او هدیه می دهد. وبعدا او نیز پتو و لوح تقدیر خودرا در گوشه ای از صحنه قایم نموده وازجیب شلوارش یک کاغذ مچاله شده بیرون آورده وبعداز خواندن چند بیت از اشعار مولوی بیچاره ، او نیز از زحمات و تلاش شبانه روزی مسئول محترم وبا تقوای این یکی اداره تشکر و قدردانی نموده و هردو مسئول در اوج کمرویی و شکسته نفسی دست در گردن یکدیگر انداخته و صورت مبارک هم را بوسه باران میکنندوبه این ترتیب از همدیگر تشکر می نمایند و مردم شریف و فرهنگ دوست هم با ذکر صلوات به استقبال کیک و ساندیس و موز میروند و جلسه با موفقیت هر چه تمامتر و با دستاوردهای معنوی و فرهنگی بسیار به پایان می رسد و حضارمحترم هنگام خروج از سالن در حالی که هنوز مشغول خوردن موز هستند برعلیه کسانی که مروج فرهنگ انتقاد بوده ومخالف پیشرفت ملت هستند شعار های تندی سر داده و با این کار مشت محکمی بر دهان یاوه گویان میکوبند.

آری دوست من : این گوشه کوچکی ازفعالیتهای فرهنگی روستای ( ده‌گا کۆن ) بودکه به طور مختصر آن را برایت شرح دادم در نامه های بعدی سعی می کنم موارد دیگری از فعالیتهای  اقتصادی،اجتماعی ،سیاسی و غیره را برایت شرح دهم اما به شرطی که شما هم راز نگه دار بوده و نگذاری که رمز موفقیت ما به دست دشمن قسم خورده بیافتد چون دشمن همواره در کمین است تا کلید موفقیت ما را یافته وقطار پیشرفت ما را متوقف سازد واز آن کلیدها و رموز به نفع خودش استفاده نماید .

و حال اگر از قضیه تشکر کردن بویی ببرند فورا آن را روستا به روستا ، شهر به شهر ، کشور به کشور و قاره به قاره پخش نموده و در یک چشم به هم زدن همه مردم دنیا شروع به تشکر کردن از مسئولان میشوند در حالی که این قضیه یک مسئله ملی فرهنگی بوده وفقط به روستای ( ده‌گا کۆن ) تعلق دارد ،بنا براین بایستی با جان ودل از آن پاسداری نماییم.

به همین خاطر به شما توصیه می کنم تا بعد از خواندن این نامه یک کاسه دوغ تهیه نموده و نامه را در آن ترید نمایید و سپس به جای آبگوشت آن را نوش جان نموده تا به دست دشمن نیا فتد .

دیگر عرضی ندارم . به امید دیدار

ای کسی که شبها میایی به خوابم / تو رابه خدا بده جوابم

ئه‌شکوفه و ساوی گه‌لاو شێلانێ / بورێوه وه‌ته‌ن غه‌ریوی وه‌سین

امضاء : ژاژول


مطالب مرتبط:

  • آب درمانی دراورامان/ محمد نجیب حسنی - پاو ...
  • تفسیری بر شمشال در او رامان / محمد نجیب حس ...
  • تو مرا دشمن خود میدانی! / یاسرحاتمی پور
  • اندیشه‌های نو حاصل هم‌اندیشی است / فروزا ...
  • گفتگو با بشیر ناصری ، سازنده مجسمه ی میرز ...
  •  

     ●نظرات با نام های کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

    نويسنده: جوان 20 ساله | تاريخ ارسال: 4/11/1388 - 20:26

    سلام واقعا نمیدانم چی باید بگم .خیلی جالب بود .ممنومنننممممممممممممممممممممممم .ای ول .از کاک یاسر هم سپاس گذار.
     

       پاسخ   

    نويسنده: دنگ | تاريخ ارسال: 5/11/1388 - 10:54

    واقعا زیبا بود...
    کاش تشکر و قدردانی جناب آقای ........ مسئول محترم اداره...... را از اهالی ده هم مینوشتی بابت کره،دوغ،کشک،ماست و...



    --------------------------------------------



    خیلی نامه بی مزه ای بود اگر روستاست پس اداره و تاکسی و ... اش ازکجا بود.
     

       پاسخ   

    نويسنده: اهل روستای کومکال | تاريخ ارسال: 5/11/1388 - 14:47

    وقتی که این نوشته طنز رابااتفاق تمامی اهل خانواده خواندیم یک بار دیگرپس از سالهای سال خنده بر لبانمان و اشک شوق بر دیدگانمان جاری شد.
    ژاژول جان تا حالا کجا بودی و در آن دل پر آشوبت چی می گذرد ؟ واقعا نمی دانم با چه شیوه ای آمدنت به کومکال راتبریک گفته و از خداوند منان به خاطر آفریدن همچون شمایی تشکرنماییم . فقط به یک شیوه میتوانیم از شما تشکر نماییم وآن هم به این صورت که یک پلاکارد در میدان اصلی شهر نصب نموده و بر روی آن این جملات را بنگاریم.
    ( بدینوسیله ما اهالی روستای کومکال ورود ژاژول عزیز به این روستارا به فال نیک گرفته و شب وروز دست به دعاهستیم تا خداوند منان اورا برای ما حفظ نموده ومورد غضب بندگان قرار نگیرد. آمین یا الهی )
    ژاژول جان از این به بعد تا آمدن دوباره ات ثانیه شماری میکنم ، تو را به خدا ما را چشم به راه نگذار .
    یارسر جان واقعا به شماهم تبریک میگویم ،موفق باشید.
     

       پاسخ   

    نويسنده: طرف دار طنز | تاريخ ارسال: 6/11/1388 - 09:20

    مطلب بدی نبود ولی نویسنده عزیز ضمن خسته نباشید این مطلب را کمی اصلاح کن (من هم بعداز ديدن اين صحنه ديگر جرات نميكنم حتي با خواهرم صحبت كنم آخه ميگم نكنه خداي نا خواسته پدرم فكر بدي بكندو مرا هم به سرنوشت آن خروس بخت برگشته دچار سازد .)مطالب هم کمی با هم جور نیستند صدای عرعر - برادر جان -دوست من- مسولین - روستا - تاکسی - سالنهای روستا - مرغ وخروس-عابر بانک -پارک- سگ بز گوسفد نه همه اینها در یک جا سخت جا میشوند مگر اینکه ان روستا شتر مرغ باشه یعنی نه شهر باشه ونه روستا.
     

       پاسخ   

    نويسنده: عرفان صالحی | تاريخ ارسال: 6/11/1388 - 18:48

    با سپاس از یاسر عزیز و خوش آمد به ژاژول گرامی.
    دوست عزیز نوشتن طنز را به فال نیک گرفته و امیدوارم از این پس بهتر و بیشتر بنویسید البته که این طتز ایراداتی داشت ولی چون نخستین کار شماست نباید هم بی نقص باشد اما چشم براه نوشته های بهتر و کاملتر و صد البته منطقی تر شما می مانیم. بهرحال زیبا بود و بجا ...
     

       پاسخ   

    نويسنده: يك طنز نويس در كرمانشا | تاريخ ارسال: 7/11/1388 - 09:03

    ضمن خسته نباشيد به ژاژول عزيز و دست مريزاد براي طنزجالب وبه جايش.
    ژاژول جان با اجازه خودت درچند جمله كوتاه جواب اظهار نظر آقايان (طرف دارطنزو عرفان صالحي) راپاسخ ميدهم
    برادران عزيز :اولا تا آنجايي كه ازطنز پيداست آقاي ژاژول تازه كار نيست و برعكس خيلي كهنه كارهم مي باشد و خيلي ماهرانه واستاداته مطالب را به هم ربط داده است .
    دوما : اگر آگاهي و مطالعه در زمينه طنز داشته باشيد آنوقت درميابيد كه طنز يعني( اغراق )وطنزنويس مجاز است كه مسايل وموارد را به شيوه فكاهي براي بيان يك مطلب به هم ربط دهد .مثلا كاريكاتور يك نقاشي طنز است ولي هيچگاه شما يك انسان را به قد وقواره كاريكاتوري نمي يابيد.پس بنابراين يك دماغ به اندازه يك بشكه نشانه ضعف يك كاريكاتور نيست.
    به عنوان مثال : نوشتن نام از درون قبر ويا ازبهشت وجهنم وغيره وغيره يك امر غير منطقي است ولي اگرآثار طنز را مطالعه كرده باشيد براحتي درمي يابيد كه اين گونه موارد به كرات در آثار طنز نويسان بزرگ ديده مي شود.
    پس بنابراين وجود تاكسي وبانك وفرودگاه و غيره در يك اثر طنز هيچگاه نشانه ضعف اين اثر نمي باشد
     

       پاسخ   

    نويسنده: ولدبیگی | تاريخ ارسال: 7/11/1388 - 13:42

    سلام دستتون درد نکنه واقعا جای طنز در فرهنگ ما خالیست،بسیار زیبا بود.
    خدمت این جناب محمد عرفان صالحی ...... بگویم:من و شاید بقیه خوانندگان هم هنوز نمیدانیم شما ........
    مطلبی کە روی سایت میاد شما به نحوی اظهار نظر میکنی،البته اظهار نظر حق هر کسیست،اما نه فقط نوشتن ،بلکه نظری مرتبط با تخصص،به کار و تخصص خود بچسپ کە موفقتری، ................
     

       پاسخ   

    نويسنده: پاییزغم ها | تاريخ ارسال: 7/11/1388 - 19:14

    خیلی خوب بود خسته نباشید
     

       پاسخ   

    نويسنده: شکوه | تاريخ ارسال: 9/11/1388 - 07:12

    .....

    خیلی جالبه که طنز جناب ولدبیگی زیباتر از طنز ژاژول است، جناب ولدبیگی چطور شما اجازه دارید نظر خودتان را بنویسید ولی کسانی که ایراد گرفته اند حق اظهار نظر ندارند؟ هرکسی که نظرش خلاف نظر شما بود نباید حرف بزند؟ الحق و الانصاف شما .......... درضمن شما چگونه خود را نماینده بقیه کاربران می دانید؟ شما چگونه بجای همه حرف می زنید؟ نکنه خودتان دکترای ادبیات طنز دارید؟ بردادر جان اینجا فضایی است که برای ما ایجاد شده تا همه نظر بدهیم. و کسی نمی تواند دیگری مجبور به سکوت کند، پس لطفا رعایت کنید قوانین این بازی را.
     

       پاسخ   

    نويسنده: ته‌نیا | تاريخ ارسال: 10/11/1388 - 21:14

    به نظر من طنز چندان قوی نبود.......
     

       پاسخ   

    نويسنده: يك شهروند | تاريخ ارسال: 12/11/1388 - 04:01

    باتشكر از نويسنده اين طنز بسيارجالب و تشكر از مديريت سايت.
    به نظرمن طنز خيلي خوبي بود وبسياري از مشكلا ت جامعه امروز مارا بيان نمود
     

       پاسخ   

    نويسنده: ندا | تاريخ ارسال: 17/11/1388 - 12:18

    با سلام خدمت جناب ژاژول و تشکر بابت طنز زیباتون که فضای خشک و قالب رسمی سایت رو تا حدی تغییر داد
    طنز بسیار زیبایی بود و بر خلاف بعضی نظرات به نظرمن شما طنز نویس تازه کاری نیستین اما نقدهایی هم به آن وارد بود از جمله اینکه
    1-فضا پردازی قویی نداشت و خواننده در ابتدا با یک فضای کاملا روستایی مواجه میشه اما هرچی که نوشته ادامه پیدا میکنه فضا شهری تر میشه به طوری که در پایان فضا کاملا شهریه
    2-تغییر قالب نوشته از یک نوشته ی سمبلیک به غیر سمبلیک در ابتدا خواننده با یک نوشته ای روبرو میشه که در آن خروس نماد آدم های بی ناموس خر نماد آدم های بی فکر و... اما در همون پاراگراف دوم بلافاصله این قالب تغییر میکنه و هیچ نمادی در نوشته باقی نمی مونه
    بازم بابت طنز زیباتون تشکر میکنم و منتظر نامه های بعدی شما هستیم
     

       پاسخ   

    نويسنده: تندر | تاريخ ارسال: 1/12/1388 - 21:22

    جناب ژاژول طنز بسیار زیبایی بود به نقد طنزتون نمیپردازم چون تخصصی در طنز پردازی ندارم اگر میبینی که تعدادی از عزیزان نقد کردند حتما بحرالعلومند ودرکلیه زمینه ها تخصص دارند ولی همین شهری که گه گاهی به عنوان روستا ازون یاد کردید حدود سال 1335 به شهرستان تبدیل شد و همه مطلعند که از نظر تقسیمات کشوری تا کجاها رو پوشش میداد و شهری که همزمان با این شهر متولد شد الان به یه استان بزرگ تبدیل شده اما متاسفانه روز به روز دارن شاخ و برگ این شهر طنز پرداز مار و میکنن تا تاییدیه ای باشه بر طنز آقای ژاژول ، مهم پیام طنز نه جملات یا کلمات طنز
    خسته نباشید وهمیشه موفق
     

       پاسخ   

    نويسنده: زمستان | تاريخ ارسال: 17/01/1389 - 16:25

    طنز فوق العاده ای بود توصیه می کنم یک سری به وبلاگ گلبانگ ادب بزنید طنزهای جالبی دارد می توانید با نگاهی به آنها به ایده های جالبی برسید
     

       پاسخ   

    نويسنده: hanar | تاريخ ارسال: 21/02/1389 - 16:20

    mrc mamanon zhazhol gyan az tanz ziba o ghavei shoma besyar ziba bod o be nokat besyar riz binanetovajoe karde obesyar ghalm ziba o ghavi darid !albate zhazho gyan in tashakor jodaye az tashakor haye digar ast!o aghaye salhi shoma tashakor nakardid chon nakhastid az mardom daga kon bashin shayd shoma az ahalye daga taze o modran hastin o farhang daga kon ra nadarid ba tashkaor farawan az zhazhol aziza farda dar sathe shahr az shoma ghadr dani menamayam!mrc hanar pavye
     

       پاسخ   

      ارسال نظر
    نام
    ايميل:


      آخرین مطالب سایت






















     

     

     

     

       

     

      صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته

    All Right Reserved By www.Komakal.com © 2008-2010

    Design By : www.Howraman.ir