"قصاب حلبچه " در انتظار چوبه دار » ..:: komakal paveh news::.. پایگاه خبری، تحلیلی پاوه و هورامان

 

صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته             

  سخن کۆمه‌کاڵ

 

  ارسال خبر
  آرشیو مطالب
» شهريور 1389 (30)
» مرداد 1389 (78)
» تير 1389 (94)
» خرداد 1389 (121)
» ارديبهشت 1389 (90)
» فروردين 1389 (69)
» اسفند 1388 (45)
» بهمن 1388 (47)
» دي 1388 (46)
» آذر 1388 (23)
» آبان 1388 (71)
» مهر 1388 (42)
» شهريور 1388 (31)
» مرداد 1388 (32)
» تير 1388 (27)
» خرداد 1388 (30)
» ارديبهشت 1388 (44)
» فروردين 1388 (36)
» اسفند 1387 (44)
» بهمن 1387 (68)
  لینکستان
» هزار ماسوله
» هورامان
» انجمن موسیقی پاوه
» کرمانشاه آنلاین
» کردستان امروز
» هورامان فوتو
» الجمعه
» پاوه.نت
» هورامان بلاگ
» هوراماننو
» بیساران
» گورانی بی ناز
» دوچرخه سواری پاوه
» زاگرس نا
» شۆنما
» هه‌نار
» هه نبانه
» رۆژان نیوز
» پاوه شار
» شهرداری پاوه
» فرمانداری پاوه
» کانون نویسندگان هورامان
» هه‌واروو عشقی
» میردوک
» هه‌ورام
» تاریخ مصور پاوه
» تاریخ مکتوب پاوه
» کوردانه
» روستای خانقاه
» لاره‌کاو
» وه‌رکه‌مه‌ر
» فوتو پاوه
» اداره ارشادسلامی پاوه
» اداره تربیت بدنی پاوه
» هورامان
» اخبار نودشه
» اداره تربیت بدنی جوانرود
» مسکن مهر پاوه
» خط سوم
» معلولیت محدودیت نیست
  پربازدیدترین مطالب
» به بهانه دوسالگی سایت کۆمه‌کاڵ / یاسر خالدی زاد
» نگاهی به عملکرد یکساله‌ی محمد نجفی فرماندار شهرستان پ ...
» فرماندار جدید پاوه فردا معارفه می شود
» تجربه فضاهای مدرن شهری در پاوه / شایان ربیعی
» کنکور پاوه‌نشینی / طنز نویس : هنگامه
» حکمت و فلسفه روزه/ حیدر غلامی
» کسب اطلاع از اسامی پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد و بالات ...
» پاوه از نگاه یک روزنامه نگار پاوه ای
» رازه‌کوڵيلێ / کاسه‌هامسایی، نمازۆ جیایی- شه‌هلا سادق ...
» گفتگو با بهاروند رییس اداره منابع طبیعی شهرستان پاوه
آمار

 

به وبسایت خبری و تحلیلی پاوه و هورامان خوش آمدید . /  سه‌یری پاوه شار ماڵه‌وماڵ وه‌شه‌ ن .... جه‌ پاوه ویه‌رد کوێمه‌کاڵ وه‌شه‌ن

"قصاب حلبچه " در انتظار چوبه دار

 دسته: اخبار      بازدیدها:612     تاریخ: 29 دي 1388

علی شیمیاییکۆمه‌کاڵ : "علي حسن المجيد " معروف به "علي شيميايي " كه عامل اصلي بمباران شيميايي "حلبچه " بود، امروز براي چهارمين بار توسط دستگاه قضايي عراق به اعدام با چوبه دار محكوم شد.
به گزارش فارس،"علي حسن المجيد " معروف به "علي شيميايي " يكي از پسر عموهاي "صدام حسين " رئيس جمهور رژيم سابق عراق و دست راست وي در سركوب مخالفان بود.
وي كه اكنون ۷۰ سال سن دارد در "تكريت " واقع در ۱۸۰ كيلومتري شمال بغداد بدنيا آمد و يكي از وفادارترين افراد به ديكتاتور سابق عراق بود.
صدور فرمان بمباران شيميايي حلبچه در سال ۱۹۸۸، كشتار مردم كردستان عراق در عمليات موسوم به "انفال " در سالهاي ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸، سركوب انتفاضه شيعيان در سال ۱۹۹۱، حادثه معروف نماز جمعه كه در پي آن "محمد صادق الصدر " مرجع شيعيان در عراق و پدر "مقتدا صدر " رهبر كنوني جريان صدر ترور شد از جمله جناياتي است كه علي شيميايي به دليل آنها تا پيش از امروز ۳ بار محكوم به اعدام شده بود.
وي يك بار هم به دليل اعدام ۴۲ تاجر در سال ۱۹۹۲ ميلادي به ۱۵ سال زندان محكوم شده بود.
علي حسن المجيد پس از بمباران شيميايي مردم حلبچه در ۱۶ مارس ۱۹۸۸ به علي شيميايي معروف شد. براساس آمارهاي غير رسمي در بمباران حلبچه بين ۵ تا ۷ هزار نفر از جمله زن و كودك كشته و حدود ۱۰ هزار نفر ديگر مجروح شدند.
وي پس از عمليات انفال كه دستكم موجب كشتار ۱۰۰ هزار نفر و تخريب ۳هزار روستا شد، به "قصاب كردستان " ملقب شد.
علي شيميايي كه دست راست صدام بشمار مي‌آمد، دست به هر كاري مي‌زد تا وفاداري خود را به صدام ثابت كند در همين راستا بطور كوركورانه از دستورهاي صدام اطاعت مي كرد.
وي "حسين كامل " داماد صدام و همسر "رغد " دختر وي را كه در سال ۱۹۹۵ به اردن فرار كرده بود و موجب خشم صدام و افشاي برنامه‌هاي اتمي و شيميايي وي شده بود، را در فوريه سال ۱۹۹۶ به اتهام توطئه عليه صدام كشت.
وي در مارس ۱۹۸۷به عنوان مسئول حزب بعث در منطقه كردستان برگزيده شد كه مديريت پليس، ارتش و شبه‌نظاميان اين منطقه را برعهده گرفت. ۲ ماه پس از پذيرش اين پست ارتش عراق اقدام به تخليه مناطق زيادي در كردستان كرد و بسياري از ساكنان و دامهاي آنان را به اجبار به مناطق صحرائي در مرزهاي اردن و عربستان انتقال داد.بدين ترتيب وي سياست "سرزمين سوخته "را در كردستان اجرائي كرد.

Imag

به گزارش سازمان ديده‌بان حقوق بشر تعداد افرادي كه در حملات سركوب گرايانه علي شيميايي كشته شده‌اند ميان ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر است.
وي در طول محاكمه به دليل قضيه انفال، اظهار داشت: من هيچ اشتباهي مرتكب نشده‌ام لذا عذرخواهي نخواهم كرد. من فقط به ارتش دستور دادم كه با تخريب روستاها ساكنان آن را به مكان ديگري انتقال دهند.
علي حسن المجيد پس از اشغال كويت در سال۱۹۹۰ ميلادي بعنوان حاكم كويت انتخاب شد تا تمام گروههاي مقاومت در آن منطقه را سركوب كند. در مارس ۱۹۹۱ بار ديگر به پست خود بعنوان وزير امور محلي كه از سال ۱۹۸۹ بدان گمارده شده‌ بود، باز‌گشت.
يكي از ماموريتهاي اين شخصيت منفور كردها بازسازي مناطق جنوبي عراق پس از جنگ تحميلي ۸ ساله عليه ايران (۱۹۸۰ - ۱۹۸۸) بود.
وي در دهه نود چند سالي را نيز بعنوان وزير دفاع به صدام خدمت كرد اما پس از آن از تمام پستهاي وزارتي كناره‌گيري كرد و تنها بعنوان يكي از اعضاي شوراي فرماندهي انقلاب و رياست حزب بعث در استان "صلاح الدين " استان محل تولد خود و صدام به فعاليت خود ادامه داد.
علي شيميايي در مارس ۲۰۰۳ يعني زمان شروع حمله نظامي آمريكايي - انگليسي به عراق، مسئول منطقه نظامي جنوبي و مقابله با اين نيروها بود. دادگاه كيفري عراق امروز حكم اعدام وي را براي چهارمين بار متوالي صادر كرد.

 


مطالب مرتبط:

  • شهداي كردستان عراق را شهداي خودمان مي‌دا ...
  • تحسين شاعرانه براي كاك باقي پاوه ای
  • از ايلام تا دیگر مناطق کردنشین/پيرامون رف ...
  • اين ركوردداران ، آن شهرداران / كاميل احمد ...
  • هنر موسيقي برسردوراهي تعالي يا ابتذال / ش ...
  •  

     ●نظرات با نام های کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

    نويسنده: عرفان صالحی | تاريخ ارسال: 29/10/1388 - 19:33

    مشکل ملتهایی مظلوم و بی دفاع با اعدام اراذل و اوباشی چون علی شیمیایی و صدام و ... حل نمی شود، اگر اینها اعدام می شوند بجایشان اوباما و سارکوزی و... حقوق این ملتها را پایمال می کنند. دیکتاتور صدام می رود و بجایش دیکتاتورهای دیگر می آیند، دلخوش کردن به حذف فیزیکی یک عده مردم مظلوم عراق را به جایی نمی رساند. مردم خاورمیانه به دلیل پایین بودن آگاهی عمومی جوامعشان از هنگامی نفت کشف شده تاکنون با آرامش وداع گفته اند و تا این منابع زیرزمینی تمام نشوند همچنان مورد تعرض این خوکهای کثیف هستند. مگر در فرهنگ این ملل خاورمیانه نشین تغییراتی اساسی صورت گیرد وگرنه معضلات هیچکدام از این ملتها با راهکارهای سیاسی حل نخواهد شد. این منطقه همچون طعمه ای چرب و نرم است که درندگان زبردستی در کمینش نشسته اند و تنها راه فرارش از این درندگان تفکر و درنگ است که دنیای کثیف سیاست با تنگ کردن عرصه براین ملتها به آنها اجازه درنگ و تأمل نمی دهد و آنها را بازیرکی به سویی می برد که به راحتی در دام چنگال این درندگان بیافتد. همین است که کسی از اجداد ما بیاد ندارد در خاورمیانه ده سال بگذرد و جنگی رخ ندهد یا ملتی با آرامش زندگی کنند حتی یک نسل از یک ملت!!؟
     

       پاسخ   

    نويسنده: aware | تاريخ ارسال: 29/10/1388 - 19:42

    سه‌ره‌نجامی کاسه‌لێسه‌کانی دیکتاتۆری و بکوژانی ڕۆڵه‌ قاره‌مانه‌کانی کوردستان،سێداره‌ و ڕیسوایی و ڕووڕه‌شی له‌ به‌رانبه‌ر خوای گه‌وره‌ و خه‌ڵکه‌،جا نازانم ئه‌و هه‌موو ئه‌زموونانه‌ بۆ خائینه‌کان داناچله‌کێنێ و بیر له‌ کرده‌وه‌ی دزێو و چه‌په‌ڵی خه‌یانه‌ت و کورد کوژی خۆیان ناکه‌نه‌وه‌ و نایێنه‌وه‌ نێو باوه‌شی گه‌ل؟ دڵنیام ڕۆڵه‌کانی گه‌لی کورد ئه‌وه‌نده‌ ئازا و له‌ خۆ بردوو و بوێر و له‌ عه‌ینی حاڵدا به‌خشه‌نده‌ و دلۆڤانن که‌ قه‌ت له‌ بیری تۆڵه‌ له‌و که‌سانه‌ نین که‌ سه‌رئه‌نجام پشت له‌ دوژمن و باوه‌ش به‌ گه‌له‌که‌ی خۆیاندا ده‌که‌ن،به‌ڵام ئه‌وانه‌ی به‌ زانایی و به‌ ئه‌نقه‌ست درێژه‌ به‌ خه‌یانه‌ته‌کانی خۆیان ده‌ده‌ن،تۆڵه‌ چاوه‌ڕوانیانه‌ و تۆڵه‌ی کورد به‌ سه‌بره‌ به‌ڵام به‌ زه‌بره‌.ڕووخانی سیسته‌می فاشیست و دژی کوردی به‌عسی باشترین به‌ڵگه‌ و سه‌نه‌دو په‌ند و ئه‌زموونه‌ بۆ مێژووی هاوچه‌رخ و داهاتووی وڵاتانی دیکتاتۆری و سه‌ره‌ڕۆیی.
     

       پاسخ   

    نويسنده: درود | تاريخ ارسال: 30/10/1388 - 11:05

    هزاران درود بر روح و روان شهیدان کردستان و حلبچه
     

       پاسخ   

    نويسنده: پیمان شریفی | تاريخ ارسال: 30/10/1388 - 15:20

    با سلام
    من به عنوان یک انسان از اعدام هر انسانی دیگری هر چند جنایت کار، ابراز تاسف کرده و این عمل غیر انسانی را محکوم میکنم.و امیدوارام بجای این عمل غیر انسانی راه دیگری برای مجازات خاطیان جای گزین شود
    با تشکر
     

       پاسخ   

    نويسنده: هيوا ولدبيگي | تاريخ ارسال: 30/10/1388 - 20:09

    آيا كردستان مظلوم است يا مظلوم كردستان يا هر دوي اين ها؟
    ريشه و بنياد نظام هاي ديكتاتوري از ريشه خراب است با اعدام اين آقا يكي از ريشه هاي ديكتاتوري مي سوزد ديكتاتورهاي ديگر چه؟من ديكتاتور كه در حق اين ملت در دهه شصت ظلم كردم يا حلبجه را بمباران كردم يا سردشت را تا نسل ها بدبخت كردم و يا هر روز اعدام مي كنم چه ؟يا صد ها مورد ديگر چه؟من اون بالا مي شينم شما ها هم برده مني هستيد هيمن جواب اين است من ديكتاتور شما بنده خدا ......................
     

       پاسخ   

    نويسنده: قاره مان | تاريخ ارسال: 1/11/1388 - 05:37

    ریز و سپاس بو بینه رانی مالپه ره که
    وه کو کاک په یمان شه ریفی، منیش واده زانم که له سیداره دانی عه لی کیمیایی کاریکی ئینسانی نیه وه هیچ ده ردیک له کورد چاره سه ر ناکات. به لام ئه وه ش چاک ده زانم که هیچ ریگایه ک دانه نراوه بو ئه وه ی که ئه م ئینسانه درندانه بگه ن به سزای تاوانه کانیان.
    ئه وانه ی که لایه نگری له سیداره دان (ئیعدامی) ئه م لاساره کوردکوژه ن، ده بی بزانین که وه لامی توند و تیژی(خشونت) نابی توند و تیژی بیت و هه ر جوره توند و تیژیه ک ده بیت له ریشک هه لکندریت چونکو هیچ ته زمینیک نیه ئیمه خومان دوباره نه بینه قوربانی ئه و توند و تیژیه وه هه روه ها پیم خوشه ئیمه ی کورد چاک بیر بکه ینه وه بزانین له سیداره دانی سه ددام ئایا توانی هیچ کام له کورده کوژراوه کان زیندوو کاته وه و ئایا به راستی توانی هیچ ده ردیک له ده رده کانی ئیمه ده رمان کات؟ و ئایا هیچ کورد کوژیک له چاره نووسی(سرنوشت) سه ددام ده رسی وه رگرت وه ره فتار و ئاکار خوی له هه مبه ر گه لی کورد بگوری؟؟؟؟؟؟؟
     

       پاسخ   

    نويسنده: اسپارکی | تاريخ ارسال: 1/11/1388 - 14:50

    با سلام
    برای من جالب است بدانم اقایانی مانند جناب شریفی و کریمی که خود را نو اندیشانی می دانند و خود را در حیطه حقوق و ازادی اجتماعی صاحب نظر می دانند چه مجازاتی برای این اقای علی در نظر می گیرند و خواهشا هر وقت توانستند مجازاتی درخور این افراد و یا افراد مشابه ایشان را ارائه دهند انوقت ابراز نظر کنند جناب قاره مان شما که در حوزه حقوق درس میدهید چیزی بیابید
     

       پاسخ   

    نويسنده: aware | تاريخ ارسال: 1/11/1388 - 15:26

    کاک قاره‌مانی به‌ڕێز و خۆشه‌ویست وێڕای سڵاو،برا گیان مێژوو ئه‌زموونی زۆری تێدایه‌،یه‌کێک له‌و ئه‌زموونانه‌ش به‌ سزا گه‌یاندنی دیکتاتۆره‌کانه‌،بۆ ئه‌وه‌ی ببێته‌ دیکتاتۆره‌کانی دیکه‌ تۆزی وه‌ خۆ بێن و لانی که‌م بۆ ماوه‌یه‌کیش بوه‌ ده‌س له‌ کرده‌وه‌ دزێوه‌کانی خۆیان هه‌ڵبگرن.ڕاسته‌ جه‌نابتان کۆرپه‌ی ساوای جگه‌رگۆشه‌ت،خۆشکی عازه‌بت،برای خونچیلانه‌ت،دایک و بابی پیر و که‌نه‌فت و هه‌ژارت له‌ به‌ر چاوته‌وه‌ نه‌سووتێندراون،له‌ سێداره‌ نه‌دراون،گوله‌‌باران نه‌کراون و هتد...
    تکایه‌ مه‌ڵێ ئه‌وه‌ کارێکی ئینسانی نییه‌،ده‌زانم ده‌ردی کورد به‌وه‌ سارێژ نابێت،به‌ڵام زیاتر له‌ 20 ساڵه‌ دایکه‌ جه‌رگ سووتاوه‌کانی هه‌ڵه‌بجه‌ و شاره‌زوور به‌ ته‌مای به‌ڕێوه‌بردنی عه‌داڵه‌ت و به‌ سزا گه‌یاندنی تاوانبارانن،ئه‌ی دادپه‌روه‌ری چ مانایه‌کی هه‌یه‌؟ئه‌گه‌ر هات و بکوژی 5000 که‌س و زیاتریش سزا نه‌درێت،کاکه‌ گیان له‌ وڵاتی من و جه‌نابتان له‌ سه‌ری داوای مافی خۆکردن که‌ سه‌ره‌تاییترین هه‌قی به‌شه‌ره‌ سه‌دان که‌س له‌ سێداره‌ دراون،که‌ چی هه‌مووتان مته‌قتان لێ بڕاوه‌، ئێستا ئه‌ڵێن له‌ سێداره‌ دانی علی کیمیایی کاری نائینسانییه‌.تکایه‌ لاسایی ڕۆشنبیرانی ئیده‌ئالیست مه‌که‌نه‌وه‌،ئه‌ڵبه‌ت ڕووشم له‌ کاک پیمان شریفی چه‌،
     

       پاسخ   

    نويسنده: آزاد از پاوه | تاريخ ارسال: 1/11/1388 - 15:52

    سلام دوستان
    عاقبت ظلم و زور و استبداد ونظام ديکتاتوري واينچنين نظامهاي مستبد بهتر از سرنوشت پادشاهي رضاشاه وحکومت بعثي صدام وعلي شيميايي و... نمي باشد.

    زنده باد آزادي , زنده باد کردستان
    آزاد از پاوه
     

       پاسخ   

    نويسنده: نکته | تاريخ ارسال: 2/11/1388 - 05:24

    قرآن می‌فرماید: "وَ لَکُم‌ْ فِی الْقِصَاص‌ِ حَیَوَة‌ٌ یَـََّأُوْلِی الاْ ?َلْبَـَب‌ِ لَعَلَّکُم‌ْ تَتَّقُون‌;(بقره‌،179) و برای شما، در قصاص حیات و زندگی است‌، ای صاحبان خرد، تا شما تقوا پیشه کنید"، آیة فوق دلالت دارد بر این که حکم اعدام و قصاص اسلامی در مورد قتل‌، به هیچ وجه جنبة انتقامجویی ندارد، بلکه دریچه‌ای به سوی حیات و زندگی انسان‌ها است از یک سو ضامن حیات جامعه است‌; زیرا اگر حکم قصاص و اعدام به هیچ وجه وجود نداشت و افراد سنگدل احساس امنیت می‌کردند، جان مردم بی‌گناه به خطر می‌افتاد، همان‌گونه که در کشورهایی که اعدام به کلی لغو شده آمار قتل و جنایت به سرعت بالا رفته است‌. از سوی دیگر مایة حیات انسان است‌; زیرا دیگران را از فکر آدم‌کشی تا حد زیادی باز می‌دارد و کنترل می‌کند. . دقت در این آیه‌، روشن می‌نماید، که از بین بردن افراد مزاحم و خطرناک گاه بهترین وسیله برای رشد و تکامل اجتماع است‌، از بین بردن افراد خونریز و فاسد در اجتماع‌، همانند قطع کردن و از بین بردن عضو شاخة مزاحم و مضر است که به حکم عقل باید آن را قطع کرد. اسلام‌، حکم اعدام و قصاص را برای عموم دنیا و ملل‌، تشریع کرده و اختصاص به افرادبکار بردن حس رحمت‌، در مورد آدم جانی و سنگدل و سرکش که از هرگونه تعدی و اجحاف بر جان و عرض دیگران فروگذاری نمی‌کند، ظلم دربارة افراد صالح است‌، از طرف دیگر بکار بردن این حس در تمام موارد، موجب اختلال وضع زندگی اجتماعی و هلاک انسانیت و از بین رفتن فضیلت خواهد بود. همچنین هدف از قصاص‌، حفظ حیات عمومی اجتماع و پیشگیری از تکرار قتل و جنایات است‌،
     

       پاسخ   

    نويسنده: رؤژگار | تاريخ ارسال: 2/11/1388 - 10:04

    سپاس برای همه دوستان عزیز
    وقتی یک بار دیگر کامنتها رو بررسی کردم دیدم که از دو طیف به موضوع اعدام نگاه شده است:
    1- موضع موافق: طرفداران این موضع ظاهرا به جز سیراب کردن حس انتقام هیچ استدلال دیگری برای حرف خودشان ندارند. البته یک سری دوستان فقط به خاطر دینی بودن حکم قصاص آن را مورد پذیرش قرار
    داده اند.
    2-موضع مخالف اعدام: این دوستان یکسری دلایل را ذکر کرده اند:
    الف: غیرانسانی بودن. ب:عدم فایده از نظر عبرت آموزی جهت باقی دیکتاتورها و دشمنان ملت کرد
    پ:عدم بازتولید خشونت که هر لحظه ممکنست دوباره دامن گیر ملت زیردست کرد گردد.

    من قبلش اصلا روی این موضوع فکر نکرده بودم که برای افرادی مثل صدام وعلی شیمیای باید چه مجازاتهایی درنظر گرفت ولی وقتی به استدلااین دو دسته نگاه کردم، دیدم که استدلالات طیف دوم منطقی تره به این دلایل.
    1- صدام اگر زنده بود و می دید که کردها به چه پیشرفت و مقامی دست پیدا کرده اند، هر روز براش یک مرگ بودخصوصا وقتی که مام جه لال تو کاخ ریاست جمهوری اون دیکتاتور داره حکمرانی میکنه و یادش می اومد اون روزی رو که مام جه لال برای نجات مردمش از گرسنگی بعد از شیمیایی هلبچه دستش رو بوسید و چه تحقیرهایی که مام جه لال نشد.
    امروزه صدام مرده و برای اعراب به قهرمان ملی تبدیل شد ولی کدام یک از کردهای انفال شده زنده شدند.
    2- اگه ما با آدم دیکتاتور مثل خودش رفتار کنیم، چه فرقی با خودش داریم. یاد شعر خیام می افتم که رو به خدا این شعر گفت: چو من بد کنم تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو.
    3- اصولا باید آرزوی ما حذف هر نوع خشونتی از زندگی افراد باشه و اگه خشونتی در جامعه وجود داشته باشه بزرگترین قربانیاش بدون شک مردم زیردستند که کردها بزرگترین ملت زیردستند. پس ما باید تمام سعیمون رو صرف پاک کردن خشونت کنیم.
    4-شما تصورش رو بکنید که اگه کردها طوماری امضا میکردن و از حق خودشون درباب اعدام علی شیمیایی صرف نظر می کردند چه وجهه بین الملل برای مای کرد درست می شد و این اصلا ادای روشنفکر درآوردن نیست بلکه نفع ملت ماست.
    5-من بعد از اعدام صدام هرچی نگا می کنم هیچ تغییر رفتاری رو در دشمنان کرد نمی بینم، پس استدلال مبنی بر عبرت آموزی فاقد هیچ مدرک و مستندی هستش.
    6- یک سؤال از وجدان خودمون بکنیم که واقعا کشتن فردی که هیچ قدرتی دستش نیست چه لذتی رو می تونی برای مادرای هلبچه ایجاد بکنه. ما زمانی لذتمون رو بردیم که تونستیم دشمنانمون رو شکست بدیم و امروز زندگی خوبی رو برای مردممون ایجاد بکنیم.
    7- در مورد دوستمون که برای مجازات علی شیمیایی به آیه قصاص استناد کرده بود بگم که دوست عزیز شیمیایی هلبچه تنها بخشی از عملیات انفال بود که منطقش برمی گشت به سوره انفال.
     

       پاسخ   

    نويسنده: رهگذر | تاريخ ارسال: 2/11/1388 - 12:52

    با درود بر همه کاربران بویژه دوستان واقع بین، جناب آقای شریفی و کاک قاره مان و همه عزیزانی که اعدام را غیرانسانی می دانید، آری اعدام ناشاست است اما برای مواردی که قاتل غیر عمد یا از روی عصبانیت یک نفر را کشته باشد و در قتل رخ داده، هیچ قصد قبلیی محرز نباشد. اما انسانی که با قصد قبلی و به عزم نابود کردن یک ملت دست به ژنوساید می زند، اعدام انسان مدارانه ترین هدیه ای است که به او داده می شود. چرا که جزا چنین حیواناتی این است که به سلیب کشیده شوند و با کمک سرم و تزریق از مرگشان جلوگیری کرد تا زمانی که گنجشکها بر روی کاسه سرشان لانه بسازند، این نوع برخورد می تواند تا اندازه ای خشم فروخورده ملتی مظلوم همچون کورد را تا حدودی فروبنشاند وگرنه اعدام از نظر ما اکراد زجر دیده، همچون دعوت علی شیمیایی به ناهار است.
     

       پاسخ   

    نويسنده: گومه شین | تاريخ ارسال: 2/11/1388 - 14:12

    سلام خدمت همه دوستان
    چند روزی که از اعلام خبر و درج آن در سایت می گذرد شاهد نظرات زیبا از طرف دوستان بوده ام،ولی احساس میکنم اجرای حکم اعدام باعث ایجاد بحثی جدید در میان نظرات شده است، قطعا" اجرای حکم اعدام و گرفتن جان هر انسان اقدامی دردناک است ولی دوست عزیز آقای شریفی و سایر دوستان به این نکته هم توجه کنیم که علی شیمیایی کسی است که آگاهانه و با برنامه مشخصی و اهدافی کاملا" نژاد پرستانه اقداماتی را انجام داده است که مرگ هزاران انسان بیگناه را در پی داشته است بنظر شما نباید این شخص را بگونه ای مجازات نمود که طعم مرگ را،طعمی که خود بگونه ای دیگر به انسانها هدیه می داد، بچشد،اعدامهای دسته جمعی هدیه ای بود که او و سایر همفکرانش در پارتی های حزبی به مردم بیگناه هدیه می دادند و اکنون خود این هدیه را از همین مردم می گیرند، من هم مانند شما از حکم اعدام بیزارم ولی توجه داشته باشیم که اجرای این حکم با اجرای حکم اعدام کسی که بخاطر عقاید و افکارش در قبال مسائل جامعه و تفکرات مذهبی مجازات می شود متفاوت است.صادقانه میگویم که حکم اعدام اینگونه اشخاص را ضروری می دانم تا افرادی دیگر که تفکرات مشابه دارند پایان کار خود را مشاهده نمایند.به امید روزی که دیکتاتوری نماند تا شاهد اجرای حکم اعدام باشیم
     

       پاسخ   

    نويسنده: هه ورامان | تاريخ ارسال: 4/11/1388 - 02:09

    چوارده ي مانگ بوو
    له سه ر گويژه
    با قه له مه كه ي رفاندم
    كاتيك دايمه وه و پيم نووسي پول پول فرين وشه كانم.
    پانزه ي مانگ بوو
    با قه له مه كه ي رفاندم
    كاتيك دايمه وه و پيم نووسي
    بوون به ماسي شيعره كانم
    شانزه ي مانگ بوو
    ئاخ .....شانزه ي مانگ
    شاره زور قه له مه كه ي رفاندم
    كاتيك دايمه وه و پيم نووسي
    وه ك هه له بجه وشك بوبوون په نجه كانم.
    شيركو بيكه س.
    ئيعدام كردني عه لي كيمياوي هيچ ئه نفالكراويك ناگه رينيته وه بو ئه م دونيايه. هيچ كچيكمان له ژير جه سته ي چه په لي شيخه كاني خه ليج رزگار ناكات . منداله كاني ناو بيشكه كه بوون به خوراكيي سه گه كاني ئه و گوندانه ناهينيته وه باوه شي دايكيان. كارواني شه هيدان به ره و بيابانه كاني لم له باشووري عيراق چوون . نه هاتنه وه و هيچ كاتيكيش له ناو خه ونه كانيشماندا نايينه وه. دايكي نيشتمان له دواي 20 سال هيشتا چاوي جواني بريوه ته ئاسوي دووري ده شتي باشوور به لام هيچ كاتيك روله ييكي ناگه ريته وه وه برينه كاني دله سپيه كه ي قه ت ساريژ نابيت.
    بو يادي شه هيداني ئه نفالكراوو پيشكه ش به دايكي نيشتمان:
    ميژووهاتوو بالاي خوي گرت به بالاي خه مه كاني تو.
    خه مه كانت يه ك دوو قولانج دريژتربوون
    كه زه رياش ويستي قولايي زامي خوي وتو بپيوي
    هاواريكي كردو ئه و خه ريك بوو له ناو تو دا بخنكي.
    شيركو بيكه س
     

       پاسخ   

    نويسنده: فردین | تاريخ ارسال: 4/11/1388 - 08:40

    باسلام..
    نمی دانم چرا دوستان با توجه به نص صریح قران در مورد قصاص اعدام را غیر انسانی وبدور از انسانیت میدانند بخصوص دوستان حقوق خوانده ومتحبر ما در حقوق . رؤژگارعزیز مبنای تمام افکار عقاید وقضاوتهای ما دینی است که به ان باور داریم وبه ان ایمان اورده ایم که همانا اسلام است وکتابش قران بعنوان کاملترین منبع. موفق وسربلند باشید.
     

       پاسخ   

    نويسنده: ارکان صالحی | تاريخ ارسال: 4/11/1388 - 15:11

    مجازات اعدام به عنوان سنگين‌ترين مجازاتى كه در حوزه كيفرشناسى مطرح است، چند سالى است كه از سوى برخى محافل مورد انتقادات شديد قرار گرفته و بعضى كشورها به تبع دانشمندانشان، رويكردهاى متفاوتى به آن داشته‌اند؛ برخى به حذف مطلق يا نسبى آن اقدام كرده‌اند تا به جرگه مخالفان اعدام درآيند و برخى با ابقاى اين مجازات، آن را مؤثر و بلكه پرثمر مى‌دانند.
    بحث بر سر اعدام و مجازات حکم اعدام به دلیل توجه به حقوق بشر و نفی خشونت در جامعه بسیاری از کشورها را در وادی تصمیم برای لغو این امر واداشته.اما هنوز کشورهایی که داعیه آزادی و رعایت حقوق بشر را دارند مثل آمریکا و کشورهای اروپایی، مجازات اعدام البته به روشهایی غیر از کشورهای اسلامی(گازگرفتگی،مسومیت و ..)اعمال می شود.اینکه بحث بر سر آیا مجازات اعدام باید لغو بشود و جامعه امروزی برخلاف سده های پیشین باید با بازتولید خشونت و رواج مجازات های سنگین در ملا عام مخالفت کند و یا نه مجازات اعدام، برای کسانی که با انجام کارهایی، اذهان و روح بسیاری از انسان ها را جریحه دار می کنند،امروزه مثل گذشته باید اعمال شود ؟ نگاه به این قضیه می تواند از چند بعد 1- حقوقی(حقوق بشر)2- فقهی و اسلامی 3- جامعه شناختی باشد؛فلسفه اعدام از نظر فقهی و اسلام تا اونجایی که من می دانم،جنبه «بازدارندگی » دارد و با این دلیل که مجازات اعدام می تواند عبرتی برای کسانی باشد که از هنجارهای جامعه و علی الخصوص هنجارهای اسلامی(جرم های سنگین مثل قتل عمد و...) تخطی می کنند باید اعمال شود.از نگاه حقوقی که بیشتر جنبه حقوق بشر منظور است،این امر خلاف رعایت حقوق انسانیت و سازمانهای متولی حقوق بشر،نمایندگان رسمی مخالف با این حکم هستند. دیدگاه سومی که من می خواهم از این دید به قضیه نگاه کنم،«دیدگاه جامعه شناختی بر مبانی نظریات امیل دورکیم و میشل فوکو» هست. از نظر دورکیم ؛اساساً در تحلیل های جامعه شناختی،نظام های حقوقی را از لحاظ هدف می توان به دو نوع بنیادین تقسیم نمود؛نوع اول«حقوق تنبیهی» و نوع دوم«حقوق ترمیمی».حقوق تنبیهی صرفاً مبتنی است بر مجازات مجرم به تناسب جرمی که مرتکب شده است بی آنکه به زمینه،عوامل و شرایط ارتکاب جرم توجه شود .در این گونه نظامها،کسی به اینکه چگونه جامعه آسیب دیده را مرمت کند فکر نمی کنند و نگران این نیست اگر مجرمی مجازاتش اعدام نباشد،بعد از کیفر بر سر او چه خواهد آمد ؟در این نوع نظامها مجازاتها سخت و گریز ناپذیر است،زیرا در این جوامع ،انسجام و یگانگی ناشی از تجانس،به حدی است که همگی همچون یک شخصیت واحد،خواهان کیفر مجرمند.اما در نظامهای ترمیمی ،حقوق نه بر پایه مجازات مجرم،بلکه بر مبنای پیشگیری از وقوع جرم ،ترمیم و جبران خسارت ناشی ازارتکاب جرم بر جامعه ،حمایت از خانواده قربانی،مراقبت از خانواده مجرم،شناخت زمینه ها و عوامل جرم و تلاش بر ای از بین بردن جرم در جامعه است.

    « میشل فوکو» در کتاب مرافبت و تنبیه با آوردن نمونه ای از مجازات به شدت سنگین« دامی ین» کسی که سوء قصد به جان پادشاه را داشت و به طرز فجیعانه ای در ملا عام مجازات می شود، در پی نحوه اعمال مجازات در جامعه امروزی و سده های میانی پیشین می باشد و معتقد است که امروزه نه تنها اعمال مجازات خفیف تر نشده که شدید تر هم شده است.از نظر فوکو نحوه سبک کیفری امروزه با سده های پیشین فرق کرده.او پیدایش «آسایشگاه ها و زندان ها» را نمونه ای از جامعه مدرن می داند و بیان می دارد که شکنجه و شلاق زدن و اعدام به شکل علنی در جوامع ماقبل مدرن ،ابزار قدرت دولت برای حفظ نظم بود. اما در جامعه مدرن کاربرد قدرت تغییر شکل داده و در این جوامع از زندان و محبوس کردن استفاده می شود. او معتقد است که ما فکر می کنیم پیدایش بیمارستان روانی و از بین رفتن مجازات اعدام،علامت پیشرفت است ،اما اینها نشانگر تغییر در نحوه اعمال قدرت است. از نظر او امروزه «روح » است که به جای بدن عذاب می کشد،باید به جای کفاره ای که بر بدن وارد می آید،مجازاتی بنشیند که بر اعماق قلب و اندیشه و اراده و امیال تاثیر بگذارد.
    فوکو همچنین معتقد است شکل تنبیه با جریان های مدرن علمی- قانونی مطابقت پیدا می کند یعنی با تنبیه جسمانی و شکنجه به شکل علنی مخالفت می شود و به شکل های دیگر اجرا می شود که با گفتمان مدرن مطابقت دارد. از نظر او اکنون پرسش کاملاً متفاوتی درباره حقیقت و روند قضاوت کیفری مطرح شده است.دیگر پرسش صرفاً این نیست که آیا عملی انجام گرفته است یا نه؟آیا این عمل بزهکارانه و قابل تنبیه هست یا نه؟بلکه پرسش این است که این عمل،عمل خشونت بار یا قتل چیست؟به چه سطح یا حوزه ای از واقعیت تعلق دارد؟خیال است،واکنشی روانی است،مقطعی هذیان آمیز است یا انحراف؟دیگر پرسش این نیست که چه کسی مرتکب جرم شده است؟بلکه این است که چگونه می توان فرایند علی به وجود آوردن آن را تعیین کرد؟ریشه آن در مرتکب کجاست؟در غریزه،ناخودآگاه،محیط یا در وراثت او؟دیگر پرسش این نیست که تدبیر در مورد او کدام است؟بلکه این است که مناسبترین تدبیر برای او کدام است ؟بهترین و مطمئن ترین راه اصلاح او کدام است؟
    حال با توجه به دو نظریه فوق،به نظر من ما هم نباید فراموش کنیم که مخالفت با مجازات های خشن یک روند مسلط در جهان است و نمی توان و حتی باید با آن مخالفت کرد و استقبال از آن هم لازم است. فلسفه اعدام نقش بازدارندگی آن است. به عبارتی قانونگذار یا جامعه فکر می کند که با افزایش هزینه ارتکاب جرم مانع از انجام آن خواهد شد اما واقعیت چیز دیگری است. مجازات شر ط لازم و نه کافی برای کاهش جرم است.چرا که اگه با اعدام جباران و ظالمان علی الخصوص دستگاه های دولتی،ما دیگر شاهد جنایت ها و ظلم های حاکمان مستکبر و زورگو نمی بودیم،می توانستیم بر مجازات اعدام صحه بگذاریم. اما ما امروزه می بینیم که با وجود مجازات های اعدام،هم در سطح خرد(قتل عمد)،هم در سطح کلان(اعدام صدام) و علی الخصوص آمارهای بالای اعدام در کشورما ،باز هم شاید جرم ،جنایت و تبعیض هم در سطح فردی و هم در سطح کلان هستیم. «گيدنز» يكي از جامعه‌شناسان برجسته كه خودش انگليسي و تئوريسين حزب كارگر است، اشاره مي‌كند: در كشورهاي مختلف فشار عمومي براي بازگرداندن مجازات اعدام، حداقل براي بعضي از انواع جنايت- مانند تروريسم يا به قتل رساندن افراد پليس-وجود دارد. در بريتانيا نظرخواهي‌ها پيوسته نشان مي‌دهد كه اكثريت جمعيت مايلند مجازات مرگ دوباره برقرار شود. ظاهراً بيشتر مردم معتقدند كه تهديد اعدام، قاتلان بالقوه را از ارتكاب به جنايت بازمي‌دارد اما هر چند كه بحث و جدل‌ها ادامه دارد چندان دليلي يا هيچ دليلي براي تاييد اين نظر وجود ندارد.
    پس می توانیم بگوییم که به شکل حقوق ترمیمی دورکیم و تنبیه روحی و ذهنی مجرم از نگاه فوکویی ،« علی حسن المجیدملقب به علی شیمایی» را عذاب داد. من می خواهم بگویم که «زندان و حبس ابد» می تواند شدید ترین مجازات برای همچین فردی باشد. امروزه همه ماها شاهدیم که تحمل کردن ساعتها تنهایی و عزلت در دهکده جهانی و عصر اطلاعات و به تعبیر کاستلز «جامعه شبکه ای»،واقعاً سخت است. ماها امروزه نمی توانیم بدون دنیای اطلاعات و در شرایط فقر فرهنگی و علمی زندگی کنیم و هز از چندگاهی که تنها و از جامعه بریده می شویم،دچار یک نوع عذاب روحی و فکری می شویم که چه بسا بعضیها را به ورطه نابودی و خودکشی می کشاند. امروزه مادران کرد ما دلهایشان از اعمال ضد انسانی و حقوق بشری علی شیمایی،خونی است.و با مجازات اعدام من فکر نمی کنم که داغ این آسیب دیدگان از بین برود،بلکه با عذاب روحی و ذهنی سالیان سال این فرد،می توان تبعات داغ این دل آزردگان را کاهش و یا حتی به از بین بردن کامل آن رسید. ما اگه امروزه صدام را می دیدیم(که جرمش طبعاً خیلی سنگین تر از علی شیمیایی هم بود) و به گفته آقای کریمی ،شاهد ریس جمهور شدن جلال طالبانی و فدرالیسم کردها در عراق بود،به قطع می توانیم بگوییم که هر روزش یک مرگ بود و این امر ،از هزاران بار اعدام هم برایش عذاب آور بود.
    مطالب برای گفتن زیاد است و فکر می کنم تا حدی توانسته باشم از زوایای جامعه شناختی دیدگاه و نظر خود را را جب حکم اعدام این فرد جنایتکار(حسن علی شیمیایی) گفته باشم. به امید کردستانی آزاد و سرافراز
     

       پاسخ   

    نويسنده: علی شیمیایی اعدام شد | تاريخ ارسال: 5/11/1388 - 18:53

    کومه کال : علی شیمیایی بالاخره اعدام شد
    به گزارش کردستان امروز : «علی الدباغ» سخنگوی دولت عراق از اجرای حکم اعدام علی حسن المجید وزیر دفاع رژیم سابق عراق ـ معروف به علی شیمیایی ـ خبر داد.
    به گزارش خبرگزاری ها بنا بر اعلام سخنگوی دولت عراق علی شیمیایی صبح امروز به دار آویخته شد.
    وی هفته گذشته نیز به جرم دست داشتن در قتل هزاران کرد در حمله شیمیایی به روستای حلبچه در سال ۱۹۸۸ به به چهار بار حکم اعدام اعدام محکوم شده بود.
    علی حسن المجید که پسر عموی صدام بود، بعد از حمله شیمیایی عراق به کردهای این کشور، به علی الکیمیاوی (یعنی شیمیایی) معروف شد.
    در پی برگزاری دادگاه وی در سال ۲۰۰۷ و صادر شدن حکم اعدام وی و نیز همدستانش «سلطان هاشم الطانی» و «محمد التکریتی» ، اعتراضاتی در بین اهل‏سنت افراطی این کشور ایجاد شد.
     

       پاسخ   

    نويسنده: حقوق بيچاره‌ي بشر | تاريخ ارسال: 8/11/1388 - 09:58

    خوش بود گر محكه تجربه آيد به ميان تا سيه‌روي شود هركه در او غش باشد
    دوستان عزيزي كه مخالف اعداميد و آن را ضد حقوق بشر مي‌دانيد اما شكنجه شدن انساني مثل علي شيميايي را روا و حق مي‌دانيد ايا اين است دفاع از انسان كه كسي را اعدام نكنيم ولي او را شكنجه كنيم؟حقا كه به شما مي‌گن طرفدار حقوق بشر!!
     

       پاسخ   

      ارسال نظر
    نام
    ايميل:


      آخرین مطالب سایت






















     

     

     

     

       

     

      صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته

    All Right Reserved By www.Komakal.com © 2008-2010

    Design By : www.Howraman.ir