|
|
|
|
آزادی مفهوم مخالف اجبار و اکراه است ./ پیمان شریفی |
|
دسته:
یادداشت
بازدیدها:686
تاریخ:
28 دي 1388
آزادی مفهوم مخالف اجبار و اکراه است. انسان آزاد کسی است که به اراده خود انتخاب می کند و اراده کس دیگری بر او تحمیل نمی شود. با نگاهی هر چند اجمالی به شهر پاوه و اوضاع و احوالی که بر آن می گذرد، به یقین یکی از ویژگی های بسیار مهم آن که توجه آدمی را به خود جلب می کند، گسترس فضای گفتمان و ارتباطات کلامی در حوزه های گوناگون در میان شهروندان آن می باشد که به شکل عینی نمونه آنرا در همین سایت(کومه کال) می بینیم، که در آن افراد گوناگون در مورد مسائل مختلف به بحث و جدل و گاها نزاع با همدیگر مشغول اند. این موضوع شاید به سبب تکرار آن در زندگی روزمره کم اهمیت به نظر برسد اما از آنجایی که به قول هابرماس(فیلسوف آلمانی) گسترش حوزه عمومی و ارتباطات کلامی یکی از مهمترین نیازهای بشریت برای نیل به جامعه ای آزاد و مدرن است و از طرفی در گسترش مفهوم دموکراسی در جامعه بسیار حائز اهمیت است، بر آن شدم تا از دیدگاه جامعه شناسی به بررسی ان هر چند به صورت مختصر برآیم. با وجود تاریخ چند هزار ساله این منطقه (به طور خاص شهر پاوه) شاهد نوشته های مکتوب، حوزه های فکری و نویسندگانی بزرگ و نامی که در حد و اندازی تاریخ این دیار باشند، نیستیم هر چند که در هر دوره ای بزرگانی زیسته اند اما به راستی تعداد آنها به حدی اندک است که می شود از آنها گذشت چرا که ما در علم به سراغ استثنائات و نوابغ نمی گردیم بلکه جریان عمومی جامعه را مورد برسی قرار می دهیم. در رابطه با این قضیه که چرا اکنون و در این دوره، اینگونه شاهد رشد و گسترش حوزه های فکری و گفتمانی می باشیم پاسخ ها زیاد و متنوع و گاها کاملا متفاوت می باشند. عده ای آن را بدلیل رشد و گسترش تکنولوژی و امکانات محیطی(به طور مثال اینتر نت، کاغد و...) می دانند و عده ای دیگر آنرا ناشی از کنش و خواست خود افراد می دانند. حال در اینجا در تبیین مباحث مطرح شده سعی می شود از چهارچوب جامعه شناسی معرفت استفاده شود. در ابتدا لازم است که در رابطه با خود جامعه شناسی معرفت، شناختی کلی بدست آورد : جامعهشناسي معرفت، مثل هر شاخۀ ديگري از رشتههاي داخلي جامعهشناسي بررسي موضوعي روشن را دنبال ميکند: معرفت. در لغتنامه جامعهشناسي، معرفت را اينگونه تعريف شدهاست : وجهي از جامعهشناسي که به ارتباط ميان معرفت با نظامهاي فکري (اعم از علمي، مذهبي، فلسفي، زيباشناختي، سياسي، حقوقي و ...) و پديدههاي اجتماعي و فرهنگي توجه دارد و يا اين تعريف: جامعهشناسي معرفت به رابطۀ ميان معرفت و زمينههاي اجتماعي معطوف ميباشد. منظور از معرفت همان شناخت یا آگاهی می باشد. البته لازم به ذکر است که تعریف جامعه شناسی معرفت در حوزه های مختلف جامعه شناسی با همدیگر متفاوت است برای مثال براساس مکتب مارکسي جامعه شناسی معرفت عبارت است از اینکه بشري به پايگاه فرد در يک ساخت اجتماعي وابسته است و براساس آن تغيير مييابد. معرفت روشن است که منظور از ساخت اجتماعي فوق، ساخت طبقاتي است که فرد به آن تعلق دارد. . به ديگر سخن ارتباط ميان معرفت و پديدههاي اجتماعي فرهنگي به نوعي از ارتباط عواملگرايانه و يک سونگرانه تعبير شدهاست که معرفت در آن تحت تعيين ساخت اجتماعي، و به معناي دقيقتر تحت تعيين ماهيت ساخت جامعه طبقاتي است. در برابر مکتب تضاد مارکسي، مکتب انسجامي به نمايندگي دورکيم نيز همين ارتباط را به شيوهاي که با مباني و مفروضات مسلم مکتبي کارگردگرايي انسجامي همنوا شود، ترسيم ميکند. مقولات اساسي ادراک و تنظيم تجربه بشري (مثل تجربه امکان، جهتيابي، زماني، عليت و ....) از ساخت اجتماعي ما سرچشمه گرفته و قسمتي از آن ساخت است و بمراتب آن را به عنوان شيوهاي ممکن در زندگي اجتماعي تدوين و پشتيباني ميکند.سالیان طولانی دیدگاههای جبری در حوزه جامعه شناسی معرفت حاکم بود اما با گذشت زمان دریچه جدیدی در این حوزه به وجود آمد. ماکس وبر آلمانی با بازگشتي نقادانه به سنت مارکسي تلاش کرد تا ضمن تأکيد بر روش جدلي مارکس، از درک مادهگرايانۀ وي رو بر گرداند و فرآيند پيدايش و تکوين معرفت را در جدلي از ذهن و عين به ترسيم کشد. پس از او کم کم افرادی همچون زیمل، میلز، مید و هربرت بلومر در این مورد به مطالعه پرداختند و نظریاتی را در این زمینه ارائه دادند و از یک جانبه نگری حرکت و به دیدگاهی رسیدند که در آخر نمود بارز آن در مکتب کنش متقابل نمادی هربرت بلومر وجود دارد. یعنی تلفیقی از شرایط محیطی و جبری از یک طرف و اختیار و قدرت انتخاب انسان از طرف دیگر. بلومر وقایع و امور را در سه مقوله دسته بندی می کند : 1)امور فیزیکی از قبیل صندلی، درخت و دوچرخه 2) امور اجتماعی از قبیل دانش آموزان، روحانیون، مادران، دولت ها و... 3) امور مجرد از قبیل اصول اخلاقی، دیدگاه های فلسفی یا ایده هایی چون عدالت، استثمار و یا احساس. او انسان را موجودی می داندکه در میان این مقوله قرار می گیرد و در ارتباط با دیگران دست به عمل آگاهانه می زند. آدمی هر چند در چهاچوب این مقولات و تحت تاثیر اینها دست به عمل می زند ولی آنچه که اهمیت دارد این است که انسان به صورت جبری و فارغ از اختیار نیست و در داخل هر گونه ساختاری که باشد این اوست که نهایتا دست به عمل زده و انتخاب می کند، این مطلب را ژان پل سارتر به گونه ای دیگر بیان می کند که تنها یک جبر وجود دارد و آن جبر انتخاب است. پس ما اگر چه در هر دوره ای تحت تاثیر شرایط محیطی مان هستیم، اما این ما هستیم که در هر حال انتخاب می کنیم که چگونه باشیم. اکنون ما اینگونه می خواهیم که بیندیشیم، بنویسیم و از همه مهمتر شک کنیم(به تمام آنچه که به آن تا کنون باور داشته ایم).پس اگر ما اکنون اینچنینیم نه صرف وجود تکنولوژی و امکانات محیطی و تنها به دلیل خواست خودمان ، که ترکیبی از این دو سبب رفتار ما است. برای رسیدن به جامعه ای باز و برابر که در آن عقلانیت حاکم باشد راهی جز گسترش حوزه عمومی وجود ندارد و اکنون که ما در این راه قدم برداشته ایم از همه ی دوستان تقاضا میکنم که همدیگر را با اشکال گوناگون تحت فشار قرار ندهیم و اجازه بدهیم که با آزادی کامل این نهال آگاهی رشد کند.ما باید در کنار اینکه با یکدیگر به بحث و جدل بر سر هر مسئله ای هستیم اصول و قواعد آزادی را کاملا رعایت کنیم. آزادی را نباید با آزاد بودن از همه قید و بند ها اشتباه گرفت. معروف است که می گوید حد پایانی آزادی هر کس، مرز آغاز آزادی دیگران است. همه باید در گسترش حوزه عمومی شهرمان کوشا باشیم .
مطالب مرتبط: خشونت عليه زنان / نگاربيانيه جمعي از فعالان کُرد در مورد انتخاب ...سخاوت طبيعت و خشونت ما / عارف قادريانآئين "پيرشاليار" راوي هزاران سال يكتاپرس ...خداوند صلاحالدین دیگری را برای رهایی فل ... |
●نظرات
با نام های کاربری نچندان پسندیده
و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا،
کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی شوند.

|
|
|
نويسنده:
هیوا |
تاريخ ارسال: 28/10/1388 - 17:37
|
|
با سلام به همه با تشکر از کاک پیمان بابت مطلب منسجم و هدفمند و اصولیشون حرکت به سمت تعالی فطری ذات بشر است و گذار از هر مرحله ای به مرحله دیگر دارای هزینه به هر صورت کومکال زایش پیدا کرد و در خیزشش به سمت تعالی همه ما دخیلیم. تمرینی که ما در این جولانگاه برای گذار به بهتر با هم زیستن انجام می دهیم باید آنچنان بینابینی باشد که به قول معروف از هیچ طرف بام برای فاصله گرفتن از طرف دیگر پایین نیفتیم و قافیه رو نبازیم. حرکت در این راستا مستلزم براوردن دو هدف به صورت همزمان است. اول یاد گرفتن اصول با هم زیستن که نیازمند ازاد بودن تا مرز به هم نزدن ازادی دیگران است. که در متن اشاره شده بود.که در مسایل نوشتاری؛ رعایت حق بیان دیگران است و در صورت نقد کردن رعایت اصول نقد علمی چه از طرف نقاد چه از طرف نقد شونده است. و دیگری بالا بردن آگاهیهای عمومی همدیگر با بیان نقطه نظرات مفید و علمی. که به نظر می رسد فقط در صورتی می توان در عمل از این اهداف بهره جست که پیشبردشان به صورت بینابینی و همزمان باشد. و بناید به قیمت پررنگ کردن یکی از اهداف، هدف دیگر را از نظر دور داشت. البته گذار از این مراحل حکما با آزمون و خطاهایی همراه است که ناگریز هر حرکت و کنشی است. بازم با تشکر از کاک پیمان موید باشید |
|
|
|
نويسنده:
عرفان صالحی |
تاريخ ارسال: 28/10/1388 - 18:54
|
|
خیلی ممنون کاک پیمان، من بالشخصه نکات زیادی را از این نوشتار یاد گرفتم. امیدوارم از این پس شاهد حضور بیشتر شما و تمام کارشناسان خبره در علوم انسانی در سایت کومکال باشیم. با سپای مجدد. |
|
|
|
نويسنده:
ئاشنا پاوه ای |
تاريخ ارسال: 29/10/1388 - 02:36
|
|
سلام پیمان جان عالی بود بسیار روشن و گویا. امید چراغی که با جوانانی مثل شما روشن و پرفروغ گشته هرگز رو به خاموشی نرفته و نوای رشد و توسعه از آن برخیزد کما اینکه اینگونه است و شکوه تو و جوانان پاوه را در این نوشته فخیم و متعالی و علمی می بینم. درود بر تو و دوستداران راه دانایی و خرد. بار دیگر این جملات را مرور می کنم:
برای رسیدن به جامعه ای باز و برابر که در آن عقلانیت حاکم باشد راهی جز گسترش حوزه عمومی وجود ندارد و اکنون که ما در این راه قدم برداشته ایم از همه ی دوستان تقاضا میکنم که همدیگر را با اشکال گوناگون تحت فشار قرار ندهیم و اجازه بدهیم که با آزادی کامل این نهال آگاهی رشد کند.ما باید در کنار اینکه با یکدیگر به بحث و جدل بر سر هر مسئله ای هستیم اصول و قواعد آزادی را کاملا رعایت کنیم. آزادی را نباید با آزاد بودن از همه قید و بند ها اشتباه گرفت. معروف است که می گوید حد پایانی آزادی هر کس، مرز آغاز آزادی دیگران است. همه باید در گسترش حوزه عمومی شهرمان کوشا باشیم .
شاد شاد شاد باشی |
|
|
|
نويسنده:
هوشيار وبيدار |
تاريخ ارسال: 29/10/1388 - 05:24
|
|
ما هم از آقاي شريفي متشكريم .نفس مباحث نظري و ايده هايي كه مطرح كردند بسيار متعالي هستند اميد است كه در عملياتي كردن آنها نيز كوشا باشيم .اما دنياي كتابها تا جهان واقعي فاصله بسيار دارند .از طرف ديگر شخص جنابعالي در نظرات خود راجع به موضوع مقاله هاي قبلي عملا اين راه را مسدود كرديد وحتي به نويسنده مطلب كه زماني افتخار شاگرديش را داشتي بد جوري تاختي حالا منادي تحمل نظرات ديگران شده اي الحمد لله وبازهم شاكريم كه انسان در طول دوران وگذشت عمر روبه تكامل ميرود .پس بنابراين در مورد موضوعات ديگران با حوصله ومنصفانه اظهار نظر كنيم علي رغم ميل باطني . |
|
|
|
نويسنده:
شعیب خالدی زاد |
تاريخ ارسال: 29/10/1388 - 11:31
|
|
به سهم خودم از شما دوست عزیز مچکرم محکم وعلمی و کارشناسانه بود امیدوارم که کومه کال شاهد نوشته های بیشتری از شما باشد موفق باشید |
|
|
|
نويسنده:
ذره بین |
تاريخ ارسال: 29/10/1388 - 15:41
|
|
خیلی جالب بود وفضای علمی جدیدی را گشود ومارا نسبت به آینده شهر وجامعه مان با نیرو هایی مثل شما امیدوار تر کرد دوباره بنویس تا فضا روشن تر شده ومطالب تازه در جامعه روح جدیدی بدمد و آزادی با مرز تعریف شده شما در وجودمان نهادینه شود |
|
|
|
نويسنده:
سید عبید فخرالدینی |
تاريخ ارسال: 1/11/1388 - 14:18
|
|
با سلام با سپاس از مقاله ی پربار و زیبایتان بدون شک به یکی از مشکلات اساسی و ریشه ای جامعه اشاره کردید ، به نظر بنده گسترش حوزه ی عمومی نیازمند آگاهی و توان مقابله با دیدگاه های سنتی و عامیانه مردم است که در این راه می بایست هزینه ی بسیاری را متقبل شد. هر چند جهت گسترش این حوزه راه بسیار پر فراز و نشیبی در پیش است اما وجود افراد آگاه و مسئولی چون شما سختی های راه را کمتر و تحقق این هدف را در کوتاه ترین زمان ممکن می سازد. |
|
|
|
نويسنده:
سیروان |
تاريخ ارسال: 5/11/1388 - 10:54
|
|
|
|
نويسنده:
رها |
تاريخ ارسال: 6/11/1388 - 12:08
|
|
خسته نباشید عالی بود دقت می کنم عده ای همیشه نظر میدن اینجا نیستن!!!!!!!!! چرا شو نمید ونم بهر حال مطلب خوبی بود همیشه سبز باشید کاک یاسر خسته نباشی |
|
|
|
نويسنده:
نکته |
تاريخ ارسال: 7/11/1388 - 08:51
|
|
اقای شریفی بند پایانی مطلب عالی بود واثر خود را روی خواننده میگذارد.اما دو نکته در مورد نظر کنش متقابل بلومر وجود دارد که اگر لطف کنی کمی در باره انها توضیح دهی. 1-میگن این نظریه فنون علمی متعارف را بیش از حد نادیده گرفته 2-ساختارهای گسترده وعوامل روانی خرد ناخوداگاه را نادیده گرفته لطف کنید در رابطه با این دو مورد کمی توضیح دهید. |
|
|
|
نويسنده:
نداتات |
تاريخ ارسال: 8/11/1388 - 16:47
|
|
|
|
نويسنده:
پیمان شریفی |
تاريخ ارسال: 11/11/1388 - 08:49
|
|
با سلام : آقا یا خانم نکته دررابطه با سوالاتی که مطرح نموده بودید لازم میدانیم نکاتی را به استحضار برسانم: هربرت بلومر و به طور عامتر مکتب کنش متقابل نمادین در مطالعات خود از روش پدیدار شناسی که هوسرل و شوتس آنرا بنیان نهاده اند سود میجوید. در صورتی که اکثر مکاتب یگر جامعه شناسی در آن دوره از روش های پوزیتیویستی استفاده می کردند.اگر منظور شما از فنون متعارف همان روش پوزیتیویستسی است اری، بلومر کمتر از فنون متعارف آن زمان استفاده کرد. اینکه شما خود کدامیک از این روشها را می پسندید، بستگی به چهارچوب نظری شما ، نوع دیدگاه و هستی شناسی شما دارد. اما در رابطه با اینکه او به عوامل ساختاری گسترده توجه نکرده است برای روشن شده این مسئله پیشنهاد میکنم که شما (کتاب کنش متقابل نمادین_نوشته هربرت بلومر_ترجمه و تالیف دکتر تنهایی_انتشارا ت بهمن برنا) را حتما مطالعه نماید چرا که با نظرات خود بلومر در این رابطه آگاهی کامل می یابید.او انسان را موجودی آزاد میداند که قدرت انتخاب دارد، هرچند کنش آزادانه انسان را محدود در ساختارهای جامعه و سایر عوامل محدود کنند می بیند اما او نیز همانند سارترمعتقد چه در نهایت و با وجود تمام محدود کننده ها حتی به قول شما عوامل روانی، این انسان است که دست به کنش(انتخاب) میزند و تصمیم نهایی را میگیرد. بنیان این نظام با فرض مفهوم (خود) و رابطه دیالکتیکی(من) و (من اجتماعی) برقرار می شود، فرایند تشکیل خود اجتماعی را در انسان نشان داده و بر قدرت خلاقانه و تفسیر گرایی گونه انسانی تاکید دارد. بلومر با کناره گیری از واقع گرایی و ذهن گرایی ساده، در تمامی سطوح ساختاری جامعه (خرد، کلان و جهانی) باور دارد.او معتقد است که معنای تمامی پدیده ها یا اعیان درگذار کنش متقابل اجتماعی تشکیل شده و قوالب معرفتی هر جامعه که او با اصطلاح(ساخت اجتماعی سرسخت) از آن یاد می کند، را می سازد.
با تشکر |
|
|
|
نويسنده:
یسرا |
تاريخ ارسال: 12/11/1388 - 06:09
|
|
با تشکر از پیمان شریفی عزیز کاملا با نظر شما موافقم .با امید به اینکه برای آزادیهای فردی دیگران نیز احترام قائل شویم.ودیگران را به خاطر هر آنچه که هستند دوست داشته باشیم . نه هر آنچه که ما می خواهیم باشند، دوست داشته باشیم. |
|
|
|
نويسنده:
تندر |
تاريخ ارسال: 28/11/1388 - 09:41
|
|
جناب شریفی خسته نباشی مطلب جالبی یود اما فکر نمیکنم نقد کردن عامل باز دارنده آزادی بیان باشه چون ظرفیت پذیرش نقد رو نداریم اسم اون رو گذاشتیم جدال بیان ، اکثر مطالب و نظر هارو مطالعه کردم به غیر از چند نظر اکثر نظر ها منطقی بوده و ما نباید به چشم ایراد گیری به ان ها نگاه کنیم چرا که بعضی مواقع خود نقد کردن عامل پیشرفت در جوامع بشری بوده ، نکته سنجی عزیزان در هنگام مطالعه مطالب قابل تحسین بوده به نظر من باید به فرهنگ نقد کردن بهای بیشتری داده بشه این جمله رو نقل از یک اندیشمند عرض میکنم "بیاید که فرهنگ و آگاهی شنوندگان و خوانندگان را بالا ببریم " چرا که شنودگان و یا خوانندگان اکثریت جامعه رو تشکیل میدن و گویندگان ( سخنرانان ) و نویسندگان اقلیت جامعه ، پس بالا بودن علم و فرهنگ و آگاهی این اجازه رو به هرکسی نمیده که خودشو صاحب نظر جامعه قلم داد کنه و این جامعه اگاه است که میگوید کی صاحب نظر است یا نیست ، پس کمی با بالا بردن اعتماد به نفس خودمون ظرفیت پذیرش نقدها رو در خود بالا ببریم و مسلم بدانید که نقد عامل باز دارنده به بیراهه خواهد بود حالا در هر زمینه ای که باشه. متشکرم موفق باشی |
|
|
|
نويسنده:
عروسک |
تاريخ ارسال: 22/01/1389 - 13:16
|
|
از مطالبی که در اختیار مون گذاشتید ممنون خیلی مفید بود. |
|
|
|
|
|
آخرین مطالب سایت |
|

|
|