به خود بیا ... / سروه سهرابی » ..:: komakal paveh news::.. پایگاه خبری، تحلیلی پاوه و هورامان

 

صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته             

  سخن کۆمه‌کاڵ

 

  ارسال خبر
  آرشیو مطالب
» شهريور 1389 (30)
» مرداد 1389 (78)
» تير 1389 (94)
» خرداد 1389 (121)
» ارديبهشت 1389 (90)
» فروردين 1389 (69)
» اسفند 1388 (45)
» بهمن 1388 (47)
» دي 1388 (46)
» آذر 1388 (23)
» آبان 1388 (71)
» مهر 1388 (42)
» شهريور 1388 (31)
» مرداد 1388 (32)
» تير 1388 (27)
» خرداد 1388 (30)
» ارديبهشت 1388 (44)
» فروردين 1388 (36)
» اسفند 1387 (44)
» بهمن 1387 (68)
  لینکستان
» هزار ماسوله
» هورامان
» انجمن موسیقی پاوه
» کرمانشاه آنلاین
» کردستان امروز
» هورامان فوتو
» الجمعه
» پاوه.نت
» هورامان بلاگ
» هوراماننو
» بیساران
» گورانی بی ناز
» دوچرخه سواری پاوه
» زاگرس نا
» شۆنما
» هه‌نار
» هه نبانه
» رۆژان نیوز
» پاوه شار
» شهرداری پاوه
» فرمانداری پاوه
» کانون نویسندگان هورامان
» هه‌واروو عشقی
» میردوک
» هه‌ورام
» تاریخ مصور پاوه
» تاریخ مکتوب پاوه
» کوردانه
» روستای خانقاه
» لاره‌کاو
» وه‌رکه‌مه‌ر
» فوتو پاوه
» اداره ارشادسلامی پاوه
» اداره تربیت بدنی پاوه
» هورامان
» اخبار نودشه
» اداره تربیت بدنی جوانرود
» مسکن مهر پاوه
» خط سوم
» معلولیت محدودیت نیست
  پربازدیدترین مطالب
» به بهانه دوسالگی سایت کۆمه‌کاڵ / یاسر خالدی زاد
» نگاهی به عملکرد یکساله‌ی محمد نجفی فرماندار شهرستان پ ...
» فرماندار جدید پاوه فردا معارفه می شود
» تجربه فضاهای مدرن شهری در پاوه / شایان ربیعی
» کنکور پاوه‌نشینی / طنز نویس : هنگامه
» حکمت و فلسفه روزه/ حیدر غلامی
» کسب اطلاع از اسامی پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد و بالات ...
» پاوه از نگاه یک روزنامه نگار پاوه ای
» رازه‌کوڵيلێ / کاسه‌هامسایی، نمازۆ جیایی- شه‌هلا سادق ...
» گفتگو با بهاروند رییس اداره منابع طبیعی شهرستان پاوه
آمار

 

به وبسایت خبری و تحلیلی پاوه و هورامان خوش آمدید . /  سه‌یری پاوه شار ماڵه‌وماڵ وه‌شه‌ ن .... جه‌ پاوه ویه‌رد کوێمه‌کاڵ وه‌شه‌ن

به خود بیا ... / سروه سهرابی

 دسته: یادداشت      بازدیدها:334     تاریخ: 22 دي 1388

Imag دلیل اینکه اکثریت ماجوانان گفته ی بزرگتران رانمیخوانیم چیست ؟ چراهمه مابه نوعی افسرده ایم، خستگی و ناراحتی را درچهره همه جوانان میتوان دید.چرا؟بهترین دوران شیرین و لذت بخش هرانسانی دوران جوانی است اماچرا دیده و درک نمی شود؟

همه ازفرهنگ وآداب ورسوم بحث می کنیم ازعشق سخن میگوییم ازادبیات هنرعلم و... اما هیچکس از خود سخن نمی گوید بله درست شنیدیدخود ... ازخودمان حرف نمیزنیم چون خودمان رابزرگ میدانیم چون ازنقاط قوت وضعف خود خبر نداریم بغییر از اینکه ازخودمان حرفی نمیزنیم ازپدر و مادر هم خبری نیست، بندرت پیدا میشود انسانهایی که از تجربه پدر ومادر حرفی بزنند خیلی عجیبه؟بایدپسرها پدربشوند و دخترها مادر تافهمید پدر یا مادر شدن یعنی چه همه ما مینالیم ؟

هریک به نوعی ازدیگری شاکی هستیم فرزندان ازپدرومادر شاکی هستندوپدرومادرازفرزندان .این مدت شاهداشکهای پدران ومادرانی شده ایم که ازبی محبتی فرزندانشان سخن میگویند، شاهد اشکهای جوانانی هم شده ایم که ازپدر و مادرشان شاکی وسخت درعذاب هستند مثلا فرزندانشان را به ازدواج وادارکرده اند و همین اجبار باعث شده که اشک رادرجوانان ببینیم .

درست است که ما جوانان نسبت به پدر و مادرخود بی تفاوت شده ایم مادر که زحمت فراوانی را بدوش میکشد ازبدو تولد تا زمان بزرگسالی فرزندش و تمام عمرش را برای سلامتی فرزندش سپری میکندپ دری که عرق میریزد تا بچه اش در آسودگی کامل زندگی کند. نمی دانم آیا جواب ما فرزندان نسبت به حق آنان اینگونه باید باشد که الان باید شاهد اشک آنان باشیم . پدرومادر تنها کسانی هستند که بدون هیچ چشم داشتی به ما کمک می کنند ، بله باید پدرشد ، مادرشد تا درک کنیم .

ماجوانان ازسخنان آنان عذاب میکشیم حتی اگر نصیحت باشد. بهترین دلیل آنها برای ما جوانان تجربیات آنان است که یقینا آنان از ما بیشترتجربه دارند. همیشه نباید خود تجربه کسب کنیم انسان عاقل از تجربه دیگران استفاده میکند. تجربه ثابت کرده است که استفاده از تجربه دیگران عاقلانه ترین وکم هزینه ترین راه رسیدن به موفقیت است. پس ما این تجربه ها را درخانه خود داریم  ولی متاسفانه عده ی زیادی از ما شکرگزار نیستیم . اکثریت انسانها مرده اند فقط جسم آنها زنده است . اماجامعه امروزی آن راتکذیب میکندچون من زنده ام وتن سالمی دارم پس این خود می تواند امید به آینده را برای ما روشن تر کند .

اکثریت ما انسانها بخصوص مناطق کرد نشین ازدست زندگی مینالیم وشاکی هستیم .کمترآدم هایی رامیبینیم که شکرگزار باشند، این خود می تواند تاثیرمنفی داشته باشد، پس اعتماد به نفس را هم ازدست میدهیم . دراین میان یک راه داریم بایدخود را تغییر دهیم ، پدر و مادر میتوانند مشوق خوبی برای ما باشند شک نکنید. پس باید باور  را به یقین تبدیل کنیم و به آن ایمان داشته باشیم اگر من خود راتغییردهم یک درصد ازجامعه تغییر کرده است.

متاسفانه بعضی ازمشکلات اخلاقی جامعه باعث شده است که بازتاب منفی رادر جوانان ببینیم وحتی این تاثیر را در بزرگان هم شاهد هستیم . میتوان به چندنمونه ازمشکلات به صورت کلی اشاره نمود:

1) قضاوت کردن : اگر قضاوت کردن انسان راحت و آسان بود حتی خداوند هم دنیا را خلق نمی کرد و کار قضاوت را برای آخرت بگذارد پس کارآسانی نیست . ماباید با چشم بسته درمورد دیگری به راحتی قضاوت نکنیم ومثل قاضی حکم صادرنکنیم.

2)غیبت کردن : خیلی ساده غیبت می کنیم درجمعی مینشینیم و درباره دیگری گفتگو میکنیم درفکرآخرت خود نیستیم جالب اینجاست درآخر از حرکت خود رنج میبریم یا آن را انکار میکنیم .

3)تهمت زدن : این گناه کبیره که آن را به هرکسی که دوست داریم میزنیم تاخود را بزرگ کنیم و دیگران را کوچک نماییم.

4)دروغ گفتن : زبانمان باز است هر دروغ بزرگی را میگوییم گناهان را فراموش کرده ایم وهیچ محدودیتی درگفتن نداریم .

دراین باب هرچه بیشتربگوییم نمیتوانیم اشاره ای  کوچک به این واقعیت داشته باشیم که دل اکثریت انسان ها به راستی بد شده است ، همه برای منافع خویش هرکاری میکنند ما دچار سردرگمی شده ایم و باید خود را پیدا کنیم و خود را بهتر بشناسیم ، خودباوری میتواند ریشه ی بسیاری ازمشکلات اخلاقی جامعه رابرطرف کند.

 (( نیل دونالد والش ))درمورد خودشناسی چنین میگوید : این یکی از رازهای عظیم زندگی است همه شما میتوانید همان چیزی باشید که در انتظار آن هستید و همین که چنین بودن راب رگزینید انتظار به پایان می رسد پس ممکن است .

-------------------------------------------------
منتشر شده در نشریه دریابار / منطقه اورامانات و کردستان - شماره 10


مطالب مرتبط:

  • مصاحبه با رویا رحمانی نفر نهم کشور از پاو ...
  • نقش تغذیه دریادگیری / کیهان حاتمی
  • تو مرا دشمن خود میدانی! / یاسرحاتمی پور
  • زبان ما (2)، کتێبی زه‌رده‌شت که ئه‌ڤێستا ...
  • دیگر نه بلوط ها به رویمان می خندند و .... / ر ...
  •  

     ●نظرات با نام های کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

    نويسنده: awareh | تاريخ ارسال: 22/10/1388 - 18:56

    das wash brasi matlabakat jaleban
     

       پاسخ   

    نويسنده: عرفان صالحی | تاريخ ارسال: 22/10/1388 - 19:50

    سرکار خانم سهرابی دستتون درد نکنه. مطالب خوبی را یادآور شده اید.
     

       پاسخ   

    نويسنده: محمد آشنا | تاريخ ارسال: 23/10/1388 - 03:35

    سلام
    خسته نباشید خانم سهرابی
    نوشته خوبی بود
    امید جوانان پاوه پا به پای همه جوانان دنیا در راه پیشرفت و توسعه علم و هنر و ادب و اخلاق گام بردارند.
    و می دانم جوان پاوه چیزی از جوان دنیا کم ندارد.
    پاینده باشید.
     

       پاسخ   

    نويسنده: بهنام خالدی | تاريخ ارسال: 23/10/1388 - 07:20

    تشکر از مطلب خوبتان .خواستم بگویم که شکرگزاری به تلقی بعضی از مردم نباید مانع کمال طلبی شود وشخص را به حداقلها راضی وتسلیم قضا وقدرکند وهمانطور که خودتان گفته اید می توان به آینده امیدوار بودوتلاش کرد.ولی آنچه اکنون به ما امید میدهد حضور بانشاط شما جوانان درصحنه های گوناگون اجتماعی است.
     

       پاسخ   

    نويسنده: فردین | تاريخ ارسال: 23/10/1388 - 07:28

    با سلام.. خانم سهرابی یاد اوری بجایی بود متاسفانه مشکلاتی که مثال زدید قباحت خود را از دست داده اند و براحتی دارد در میان مردم جا باز میکنندو براحتی اب خوردن وحتی راحت تر از اب خوردن دروغ و تهمت وغیبت و قضاوت عجولانه رواج پیدا کرده که ان هم از سستی اعتقادات دینی ودور شدن از اصول اخلاقی است.موفق وسربلند باشید.
     

       پاسخ   

    نويسنده: سید عبید فخرالدینی | تاريخ ارسال: 23/10/1388 - 11:28

    "اندکی معرفت بهتر از بسیاری علم است"
    " حضرت محمد (ص) "
     

       پاسخ   

    نويسنده: صادق | تاريخ ارسال: 23/10/1388 - 11:53

    دستتان درد نکند اشاره ی خوبی به به بعضی از مرضهای روحی کرده اید اما ای کاش در مانی هم تجویز می نمودید
     

       پاسخ   

    نويسنده: تاریکستان | تاريخ ارسال: 27/10/1388 - 18:57

    متن خوبی بود ........ . من فکر کنم سروه خانم باید متن را از زبان خردسالان مینوشت نه جوانان
     

       پاسخ   

    نويسنده: خفته | تاريخ ارسال: 28/10/1388 - 08:09

    خانم سهرابی عزیز
    مطلبی بسیار زیبای و دردناکی بود باز هم به ما یادآوری کرد که ما همه چیز را زبانی و به نفع خود قبول داریم حتی اصلی ترین پایه های اعتقادی دینمان را اگر به نفع ما نباشد انکار می کنیم
     

       پاسخ   

    نويسنده: سروه | تاريخ ارسال: 1/11/1388 - 06:02

    خفته,
    سلام ممنون از لطفتون بله درسته متاسفانه این مشکلات روما با چشم میبینیم میشه گفت عادت شده بین همه مردم هریک از ما برای منافع خویش هر کاری میکنیم اما چیکار میشه کرد هرچی بیشتر سعی میکنی بیشتر ضربه میبینی، فقط سکوت......


    ----------------------------------

    تاریکستان,
    سلام اما فکرنمیکنیدماهم عین بچه ها هستیم.....


    .....................................




    [صادق,
    فکرکنم درمانش پیش خودمان باشه دکتر و مشاور هر ادمی هیچکس بهتر از خودش نیست شک نداشته باش




    ---------------------------------------------



    سلام خانم سهرابی عزیز ممنون از مطلب بسیار شیرین و به جاتون، شماخانم موفقی هستید اما باید خودتان هم بدانید که این مشکلات دامن گیر همه ی ماشده حتی خودتان،اما مجبوریم به نوعی به مردم بفهمانیم که نمیتونیم حتی خود شما که شاهدهستیم چه مشکلاتی دارید وعذاب میکشید البته توهین نشه از چهره ی خود شما مییشه فهمید اما تونستید کاری بکنید؟نه پس بایدبی خیال بود
     

       پاسخ   

    نويسنده: شاهو | تاريخ ارسال: 1/11/1388 - 15:54

    سلام خانم سهرابی
    متن خوبی بود از زحمات شما سپاسگزارم .امید است در ادامه راهت و ارائه مطالب دیگر موفق باشی.
     

       پاسخ   

      ارسال نظر
    نام
    ايميل:


      آخرین مطالب سایت






















     

     

     

     

       

     

      صفحه اصلی|اخبار|مقالات|گفتگو ومصاحبه|شعر و ادب|طنز|مشاهیر|کودکان| درباره کومه کال | تماس با ما |دانلود|تصاویر|عکس هفته

    All Right Reserved By www.Komakal.com © 2008-2010

    Design By : www.Howraman.ir