« رضا خالدی پاوه » : به همه معلمها توصیه میکنم که صداقت، عدم پذیرش توصیه، اجرای عدالت و احقاق حق دیگران را سرلوحه کار خود قرار دهند
فروزان رسولی / مهمان مدیری میشوم که با سالها رنج، آموزش و پرورش دیارم را بارور کرد. یاد نیکی که از او در اذهان مردمانمان نقش بسته، حکایت از صداقت و اقتدار در عمل دارد. مدیری که در اجرای وظیفه، رایگان تدریس کرد، پای پیاده به روستاها رفت، مدرسه ساخت، با مردم نشست و یک گام فراتر از آنان به آینده اندیشید، بین پاوهای و باینگانی و جوانرودی و بارزانی و ... تفاوت قائل نشد؛ و اینهمه حکایت بزرگی است؛ ندائی برای مسئولینی که امروز مقامی در اختیار دارند؛ « رضا خالدیپاوه » رئیس سابق آموزش و پرورش شهرستان پاوه، اینک ساکن شهر کرمانشاه است، اما آن دغدغهی منطقه را هنوز هم با خود دارد و این را در لا به لای نکاتی که بیان میکند میتوان لمس کرد. او همان مدیری بود که برای مستقل نگه داشتن آموزش و پرورش از سایر بخشهای دولتی، تلاشهای بسیاری کرد و در مقابل بسیاری از مقامات وقت ایستاد؛ تلاشهایش، آیندهی علمی و شکوفائی تحصیلی دانشآموزانمان را به همراه آورد:
*آقای خالدی ضمن تشکر از زمانی که در اختیار ما قرار دادهاید، برای آغاز سخن از دوران تحصیل، سالهای تدریس و زندگی کاری خود بگوئید؟
بعد از پایان دوران ابتدایی در پاوه، برای ادامهی تحصیل به کرمانشاه آمدم و مدرک دیپلم خود را دریافت کردم. در سال 1337 به عنوان معلم استخدام شدم و سه سال در مقطع دبیرستان(سیکل اول) و ابتدایی تدریس کردم. سپس برای ادامه تحصیل، در مقطع لیسانس به تهران رفتم و در دانشسرای عالی تهران که اکنون دانشگاه تربیت معلم نام دارد، مدرک لیسانس علوم طبیعی را در خرداد 1344 دریافت کردم. وقتی به کرمانشاه برگشتم، به علت اینکه پاوه سیکل دوم دبیرستان نداشت، اداره آموزش و پرورش کرمانشاه با رفتن من به پاوه موافقت نکرد و من به سنقر منتقل شدم. در سنقر به مدت دو سال دبیر و به مدت سه سال رئیس دبیرستان با نُه الی 19 ساعت تدریس مجانی، تا سال 1349 انجام وظیفه کردم. در سنقر در زمینههای تدریس و مدیریت تجربههای ارزشمندی کسب کردم و بعد از پنج سال به کرمانشاه منتقل و به عنوان دبیر به خدمت خود ادامه دادم. بعد از دو سال، به پیشنهاد مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه، تصدی مدیریت آموزش و پرورش پاوه و اورامانات را پذیرفتم. قبول این پست، مستلزم شرایطی بود که باید برای من فراهم میشد و آن اختیار تام در حوزهی کاری بود، لذا مدیریت استان پذیرفت و من از سال 1351 تا 1353، به مدت دو سال و چهار ماه رئیس آموزش و پرورش پاوه بودم. پس از آن به درخواست خودم، به کرمانشاه بازگشتم. سپس در سلماس واقع در آذربایجان غربی، به عنوان رییس آموزش وپرورش به مدت دو سال و بعد از آن در مهاباد، به مدت یک سال و نیم، در همان سمت خدمت کردم. در سال 1356 به کرمانشاه بازگشتم و تا دوران بازنشستگی، به عنوان رئیس پیگیری و نظارت و شکایت استان کرمانشاه، زیر نظر مدیر کل فعالیت داشتم و در سال 1359 بازنشسته شدم.
*قبل از ورود شما به منطقه به عنوان رئیس، آموزش و پرورش پاوه و اورامانات چه وضعیتی داشت؟
دورههای تحصیلی در آن زمان با سیکل مشخص میشد؛ سیکل اول دوران راهنمائی (شامل کلاس هفت، هشت و نه) و سیکل دوم شامل دوران دبیرستان (کلاس ده، یازده و دوازده) بود. بین سالهای 1334 تا 1350 در پاوه، سیکل اول، به اضافهی کلاس 10 وجود داشت. همچنین هیچ معلمی با مدرک لیسانس در این شهر وجود نداشت. در نتیجه دانشآموزانی که برای ادامهی تحصیل به کرمانشاه میرفتند به دلیل اینکه پایهی تحصیلی ضعیفی داشتند موفقیت چندانی در تحصیل کسب نمیکردند و به کارهای دیگر غیر از تحصیل مبادرت میورزیدند.
*آغاز حضور شما چه تحولاتی را در آموزش و پرورش به وجود آورد؟
ابتدا تدریس دروس علوم طبیعی دبیرستان پاوه را به منظور دایر کردن دوره های پنجم و ششم طبیعی برعهده گرفتم. به عبارتی در کنار اجرای مدیریت اداری، کار تدریس را بدون چشمداشت مادی و دریافت حق التدریس(14ساعت در هفته) با عشق و علاقه انجام میدادم، به گونه ای که حتی یک ساعت تدریس دبیرستان را به تاخیر نمیانداختم. لازم به ذکر است حوزه آموزش وپرورش اورامانات شامل پاوه و بخشهای نوسود، باینگان، جوانرود، روانسر و ثلاث باباجانی میشد. آموزش و پرورش منطقه از روستای هانهگرمله در مرز عراق از یکسو تا روستای کانی شریف از توابع روانسر، و همچنین ازروستای شیخ صله تا روستای باویسی (نزدیک سرپل ذهاب)، توسط نمایندگان اداره آموزش و پرورش پاوه اداره میشد. به منظور تامین و تکمیل نیروی انسانی آموزش و پرورش پاوه اقدام به جذب نیروهای متخصص و توانمند کردیم؛ به عنوان مثال یک نفر با مدرک لیسانس فیزیک از بوکان، یک نفر با مدرک لیسانس ریاضی از کرمانشاه و نه نفر با مدرک لیسانس در رشتههایی چون تاریخ، جغرافیا، زبان، حقوق و حتی یک نفر با مدرک فوقلیسانس شیمی از دانشگاه صنعتی شریف به عنوان دبیر، جذب سیستم آموزشی ما شدند. علاوه بر این طبق درخواست مردم ثلاثباباجانی در سال1351 ، 324 روستای آن بخش در آن زمان فاقد مدرسه و یا امکانات آموزشی مناسب بودند. لذا با تامین اعتبار و فراهم نمودن امکانات، تجهیزات و نیروی انسانی، وضعیت آموزش و پرورش مردم ثلاثباباجانی راسامان دادیم. باید بگویم در دوران مدیریت اینجانب، هیچ تفاوتی بین روستاها و شهرهای مختلف وجود نداشته و برای همه بخشها خدمات یکسان ارائه میکردیم. همچنین نظارت 25 مدرسهی عشایری که مرکز آن در شیراز بود، برعهدهی ما بود و در کنار وظایف خود آن را انجام می دادیم.
تهیه فضای آموزشی با تامین اعتبار، گوشهای دیگر از اقدامات آن زمان بوده است. در بعضی نقاط شهر پاوه، از جمله محلهی «میرآباد» که به دلیل ناهمواری و صعب العبور بودن، دسترسی دانشآموزان مقطع ابتدایی را به مدرسههای دیگر مشکل ساخته بود، پیشنهاد اهدای زمین برای احداث مدرسه را به خانوادهی محترم فهیمی دادم و آنان نیز پذیرفتند و به نام مرحوم «وهاب فهیمی» دبستان احداث شده، نامگذاری شد که هنوز هم به فعالیت خود ادامه میدهد. همچنین در محلهی رسولآباد، روبروی مدرسهی راهنمائی «آریا» (مدرسهی راهنمائی عصمت و حضرت خدیجه امروزی)، زمینی موقوفی مربوط به مسجد ملاعمر، به تولیت مرحوم حاج عنایت شیانی وجود داشت که پیشنهاد واگذاری آن را برای ساخت مدرسه دادم و مرحوم حاج عنایت شیانی پذیرفتند. (این مدرسه اینک دبیرستان دخترانه شهر پاوه است.)
من در این دوران، کلاس 12 را هم در شهر پاوه دایر کردم. همچنین تاسیس مدرسهی راهنمائی در باینگان، هانهگرمله، جوانرود، ثلاثباباجانی و روانسر از دیگر اقدامات من بود.
علاوه بر این، در این دوران، جنگزدگان عراق که از کُردهای بارزانی بودند، اردوگاهشان در سریاس ساخته شد و ما نیز برایشان امکانات رفاهی از قبیل زمین والیبال و فوتبال فراهم ساخته و برای 30 معلم و 150 دانشآموز این اردوگاه، امکانات آموزشی و فرهنگی مهیا کردیم. این اقدام با همکاری هلالاحمر (شیر و خورشید وقت)، که در آن زمان مدیریتاش برعهده مرحوم محمد انصاری بود، انجام شد.
از دیگر وظایف ما، مدیریت سپاه دانش و سرکشی به معلمان آن بود که بارها با پای پیاده این وظیفه را به انجام رساندهام، چرا که در آن سالها راههای دسترسی به روستاها با خودرو، وجود نداشت و ما با پای پیاده به همراه کارکنان زحمتکش و دلسوز اداره آموزش و پرورش پاوه به بسیاری از روستاها سرکشی میکردیم.
از دیگر اقدامات، باید از طرحی به نام مدرسهی «یادبود» بگویم که اجازهی ساخت مدرسه را تنها در روستاها، قابل اجرا میدانست. اما من آن را در تپهی وکیل جوانرود اجرا کردم. این کار خلاف قانون وقت بود اما ما بخاطرتوسعه فضای آموزشی جوانرود آن را انجام دادیم.
تاسیس شرکت تعاونی کارمندان دولت، ساخت اولین سالن ورزشی در مدرسهی شاهدخت (بنتالهدی کنونی)، تشکیل گروه نمایش و اجرای تئاتر، و دایر نمودن کلاسهای نساجی و نجاری از دیگر اقدامات بود.
یکی از مهمترین مسائل در آن زمان، موضوع «توصیه» بود که با توجه به اینکه پایهی دانشآموزان ضعیف بود، قبولی آنان برای رفتن به مقاطع بالاتر، با توصیه و سفارش صورت میگرفت، یعنی دانشآموزان نمراتی بیشتر از آنچه استحقاقش را داشتند، میگرفتند. لذا با جدیت، مشکل توصیه تا حدامکان برطرف شد. سپس با تاسیس کلاس 11 و 12 (5 و 6 نظام قدیم)، و تقویت پایههای دانشآموزان، گامهای ابتدائی را برای موفقیتهای تحصیلی برداشتیم. من این را مهمترین اقدام در زمان مدیریتم میدانم. کمرنگ شدن پدیده توصیه در تقویت پایههای دانشآموزان بسیار موثر بود و نتیجهی آن را در رشد پایههای علمی دانشآموزان منطقه دیدهایم و هنوز هم با موفقیت، پاسخگوی حضور درخشان دانشآموزان منطقه در مقاطع علمی مختلف است.

*آموزش و پرورش منطقه را مرهون زحمات چه کسانی میدانید؟
در سالهای بیست تا اواسط سالهای سی، سرپرستی اداره فرهنگ آن زمان به عهده مرحوم حاج ملامحمدزاهد ضیائی بود که باید از زحمات ایشان تقدیر کرد. بعد از ایشان مرحوم آقای محمد مدرسی که از کردستان تشریف آورده بودند؛ درسالهای 1337 تا 1338 در پاوه سرپرستی اداره فرهنگ رابه عهده داشت، و از کارهای ایشان، تاسیس اولین دبستان دخترانه در پاوه بود. لازم به یادآوریست که نودشه و نوسود در اواسط سالهای 1330 دارای دبیرستان، سیکل اول متوسطه بوده که باهمت و فداکاری فرهنگیان بومی و اعزامی از استان کردستان اداره میشده است.
در توسعه امکانات و فضاهای آموزشی در منطقه اورامانات جا دارد از مردم نیکوکار، پیمانکاران محلی، کارمندان آموزش و پرورش که با توجه به وسعت بسیار منطقه، و کمبود امکانات، نهایت فداکاری و مساعدت را داشتهاند قدردانی کنم که اگر توانستیم به وظایفمان عمل کنیم، مرهون زحمات و همکاری بیدریغ و صادقانهی آنان است.
*آموزش و پرورش پاوه برای آموزش دخترها نیروی بومی خود را دارد، پاسخ آن در عملکرد گذشتهی آموزش و پرورش است، در این خصوص چه صحبتی دارید؟
تعدادی از دختران شهر پاوه، پس از کسب مدرک سوم راهنمائی، در دانشسرا و تربیتمعلم شرکت کردند و هستهی اصلی آموزش و پرورش را در قسمت بانوان تشکیل دادند، ازجمله این بانوان مرحومه حاجیه خانم شمسی ذینوری است که از پیشکسوتان زنان فرهنگیست. همچنین کسانی مانند خانمها طلا فهیمی، صغری شریفی و بسیاری زنان دیگر که این حضورشان در عرصه آموزش و پرورش، به دلیل وجود مدرسهی راهنمائی دخترانه در پاوه بوده است .
*چه سخنی با نسل امروز که در آموزش و پرورش در حال تحصیلاند دارید؟
باید بگویم این آموزش و پرورشی که الان به مردم خدمت میکند، مرهون زحمات پیشکسوتان و بزرگانی چون حاج ملامحمدزاهد ضیائی و دیگر عزیزان در حوزه تعلیم و تربیت است که با کمبود امکانات، بودجههای محدود، حقوقهای ناچیز، نبودن ارتباطات و دوری از دستاوردهای علمی و آموزشی کشورهای پیشرفته، بازهم ماندند و زحمت کشیدند و امروز باید قدرشان را دانست. این آموزش و پرورش آسان به دست نیامده و باید قدرشناس زحمات این بزرگان بود.
همچنین توصیه من به تحصیلکردهها این است که خود را موظف به خدمت در دیارشان بدانند و در منطقهی خودمان خدمت کنند. نباید همیشه هدف مادیات باشد، بلکه خدمت به مردم و رضای خدا را در اولویت قرار دهند.
*چه سخنی با مسئولین امروز آموزش و پرورش دارید؟
امروز، برای اعتلای آموزش و پرورش، باید از روشهای نوین استفاده کنیم و صداقت، پشتکار و احترام به عقاید دیگران، سرلوحهی کار کادر آموزش و پرورش باشد. من باز هم به همه معلمان توصیه میکنم که به روز کردن دانش خود، صداقت در انجام وظیفه، عدم پذیرش توصیه، اجرای عدالت و احقاق حق دیگران را سرلوحه کار خود قرار دهند.
*و سخن پایانی؟
ضمن تشکر و سپاس فراوان از زحمات شما، تقاضا دارم در این گفتگو چنانچه قصور و یا اشتباهی رخ داده، به دیده اغماض نگریسته شود.