در عصر جهانی شدن ، با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و با بالا رفتن میزان توقعات بشر برای فراهم آوردن زندگی بهتر ، مهاجرت به یکی از پدیدهها و معضلات شایع به خصوص در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه تبدیل شده است که اکثریت مهاجرتها از روستاها و شهرهای کوچک با قابلیت و بازدهی پائین به متروپلها و یا مراکز شهری ، با کارائی بالاتر هستند ،که این امر متاسفانه صرف نظر از ایجاد حاشیه نشینها در اطراف شهرها ، آلودگی فضای شهری ، بزرگ شدن بی رویهی این مراکز ، گسترش آمار جرم وجنایت ، دوگانگی فرهنگی ، کمبود فضای کافیبه نسبت تراکم جمعیتی و ادغام روستاهای نزدیک در این شهرها ، باعث فرو پاشی تدریجی ساختار و هارمونی شهرهای کوچک ، عاری شدن آنها از افراد نخبه و در نهایت ضربه به پیکرهی اقتصاد و فرهنگ کشور میشود که با گذشت زمان ، عدم توجه علمی به این مشکل میتواند اثرات سوء و جبران ناپذیری را به بار آورد. به طور قطع این مهاجرتها بیش از همه زیان اصلی را به شهرها و روستاهای مبدا وارد میسازد،که شهر مرزی نودشه نیز یکی از آن هاست.
نوشتار حاضر بر آن است در ادامهی سطور به علل و عوامل مهاجرت از شهر نودشه، شهری که در چند سال اخیر، با مهاجرت بی رویهی ساکنینش، به خصوص قشر متخصص و آکادمیک ان به دیگر اقصی نقاط کشور مواجه بوده ، اشاره نماید ودر حد بضاعت خود این معضلات را موشکافی کند.
نودشه شهری در نقطهی صفر مرزی ایران و عراق از توابع شهرستان پاوه واستان کرمانشاه است که از مرکز این استان 150 کیلومتر فاصله دارد. وضعیت جغرافیائی منطقه تقریباً صد در صد کوهستانی است وآب و هوای نسبتاً معتدلی را دارد. به طور کلی میتوان گفت دلایل اصلی مهاجرت در این شهر نبود پتانسیلهای اقتصادی ، فرهنگی، آموزشی و نبود راههای ارتباطی و امکانات رفاهی است که سعی میشود به ترتییب اهمیت از آنها بحث شود.
الف- عوامل اقتصادی:
اصولاً اقتصاد به عنوان پایه واساس زندگی انسانی شناخته شده و شاید بدون اغراق بتوان گفت که مهم ترین عامل ادامهی زندگی بوده ، و حذف آن عملاً پروسهی زندگی را مختل و غیر ممکن میسازد، در چنین شرایطی هر شهری که دست اندرکاران اجرائی آن توانائی اشتغال زائی را نداشته باشند جمعیت آن مکان مجبور به تغییر محل زندگی، علیرغم میل باطنی خود میشوند. در شهر نودشه نیز به علت کوهستانی بودن امکان کشاورزی به صورت کشت فراوان وجود ندارد، به باغداری و دامداری توجه کافی نمیشود، به طور مثال محصولی که از باغات میوه و مرکبات شهر برداشت میشود به علت نبود سیستم های سرد خانهای ، قابلت نگهداری برای مدت طولانی را از دست میدهد ، نیز به دلیل نداشتن صنف و اتحادیهی مشخص فروشندگان و حمایت نکردن بخش دولتی از آنها همه ساله باغداران مجبور به فروش محصولات خود به دلالان و تجار واسطهای زیر قیمت واقعی میشوند، دامدارن نیز به همان صورت به علت حمایت نکردن دولت در مکانیزه کردن وسایل شیر دوشی، رعایت نکردن اصول بهداشت دامی برای جلوگیری از مرگ و میر آنها ، ندادن تسهیلات و کمکهای مالی به دامداران برای تهیهی علوفه واز همه مهم تر عدم امکان انتقال سریع و به موقع تولیدات لبنی و گوشتی به بازار نه تنها مجبور به تغییر شغل خود میشوند بلکه به قصد پیدا کردن کار از شهر خود مهاجرت مینمایند. در بخش صنعت نیز به دلیل اهمال و کم کاری در نودشه بنگاههای زود بازده صنعتی ، کارخانجات و کارگاه های تولیدی ساخته نشده است که با این وضع عملاً تکنسین و کارمند بخش فنی در نودشه وجود ندارد ، در بخش خدمات نیز ، در سیستم اداری به ظرفیت کامل نزدیک شده وامکان به کار کیری نیروهای زبده و در عین حال بیکار در سازمان های دولتی این شهر وجود ندارد.
ب- عوامل فرهنگی:
بدون شک فرهنگ وآداب ورسوم هر جامعهای یکی از مهم ترین نرم های مورد توجه مردم به خصوص قشر تحصیل کرده و آگاه اجتماع برای زندگی است ، فرهنگ شهر نودشه به مانند بسیاری از شهرهای کوچک دیگر در ایران منبعث از فرهنگ عشیرهای و سنتی است که در طول زمان و به نسبت علم و فن آوری کم ترین تغییرات را در خود پذیرفته و به همان شکل گذشته با ساختاری طایفهای باقی مانده است.

مدل خانواده و جوامع پدر سالار و حاکمیت مرد ، بدون در نظر گرفتن نقش زن به عنوان موجودی برابر با مرد با همان سبک و سیاق گذشته به قوت خود باقی استکه این امر منجر به پدید آمدن مشکلات عاطفی برای زنان ، رواج فرهنگ استبداد و نیز عدم تساهل و تسامح در چنین جامعهای میشود. در این حالت رغبت طبقهی آگاه و دگر اندیش برای ادامهی زندگی به نحو چشم گیری کاهش مییابد.
پ-عوامل آموزشی:
یکی از بزرگترین عوامل تشکیل جامعهی نرمال و متعادل، آموزش صحیح واصولی است. اهمیت دادن به آموزش از سطوح پایین و آغاز آن از سنین خرد سالی و نونهالی در جوامع امروزی به یکی از دغدغههای اصلی بدل شده و استفاده از مدیران ، دبیران ودانش آموختگان مجرب برای تدریس در آموزشگاه ها شرطی اساسی است. اما در نودشه ضعف مدیریت آموزشی در سطوح مدارس به وضوح دیده شده و حداقل امکانات انسانی برای تربیت فرزندان و دانشآموزان در نظر گرفته شده که این امر میتواند از نظر روانشناسی در آیندهای نزدیک خسارات جبران ناپذیری را به سیستم آموزشی شهر وارد آورد ، به طبع خانوادههایی که با چنین مشکلات آموزشی از قبیل افت تحصیلی ، عدم درک متقابل فرزندان و دبیران ، نبود چهار چوبی معین برای تربیت و توجه نکردن به مقوله های روانشناسی تربیتی مواجه میشوند به قصد فراهم آوردن آتیهای بهتر برای کودکانشان مهاجرت میکنند ، در طرف مقابل دبیران و مدیران آموزشی با فهمیدن این نکته که شاید خدمت آموزشی در نودشه تا مرز بازنشستگی کم ترین چرخش وانعطاف را در زندگیشان به وجود نیاورد علیرغم خواست خود مجبور به ترک شهر میشوند.
ت- نبود راههای ارتباطی:
ارتباط یک شهر یا منطقهای با دیگر مناطق یکی از ملزومات اساسی پیشرفت میباشد و قطعاً راههای ارتباطی باعث رونق شهردر تمام زمینهها میشود. شهر نودشه از نظر موقعیت جغرافیایی ، در هورامان که یکی از صعب العبورترین مناطق مرزی ایران است و اقع شده و احداث جادههای آسفالته درآن به دلیل وضعیت توپوگرافی منطقه، باید با پروژهها و مشاورههای مهندسی دقیق ساخته شوند کهمتأسفانه، از نظررعایت نکات ایمنیدراحداث جادهها بهنسبت استانداردهای معمول(توجه به مسائلی مانند شیب وخطرسقوط بهمن در زمستان) دروضعیت خوبی به سرنمیبرد و با مشکلات عدیدهای روبروست ، هر ساله تصادفات رانندگی هولناکی در مسیر منتهی به نودشه اتفاق میافتد. در فصلهای سرد سال و با بارشهای جوی راه ارتباطی آن با شهرستان مریوان مسدود میشود و این انسداد تا فصل بهار ادامه مییابد که این امر برای مشکلات پزشکی نکتهای منفی محسوب میشود ، قطع ارتباط خود عاملی مهم در مهاجرت از شهر میباشد.
ج- امکانات رفاهی:
نقش امکانات رفاهی و دسترسی آسان شهروندان به آنها از شروط اساسی انتخاب جایگاه زندگی افراد میباشد که به راستی نقش تعیین کنندهای از هر لحاظ دارد. این امکانات رفاهی شامل فضای سبز و پارکها ، سالنهای ورزشی ، مراکز هنری ، بیمارستانها و درمانگاههای استاندارد ، مدارس و دسترسی آسان به ادارات دولتی میباشند که به طور یقین میتوان گفت که شهر نودشه به نسبت جمعیتش در به دست آوردن آنها اقبال چندانی نداشته است.وجود یک سالن ورزشی چند منظوره و دور از شهر، داشتن پارکی ناتمام و نیمه کاره ، بدون در نظر گرفتن موارد ایمنی در ساخت آن و آن هم در مسافتی دور، نبود مراکز هنری فعال ، نبود پزشک مجرب و نیز مدارس قدیمی و محتاج به تعمیر اساسی نمیتواند نگهدارندهی جمعیت شهر شود.
در پایان باید گفت که ارائه ی مشوق های اقتصادی ، فرهنگی ، آموزشی و رفاهی میتواند از آمار مهاجرت کنندگان شهر نودشه به دیگر شهرها به طور محسوسی بکاهد و یا حتی مقدمات توقف آن را فراهم آورد.
امید است که مسئولین ادارات وارگانهای ذی ربط باارائه ی این مشوق ها از مهاجرت ها جلوگیری به عمل آورده و از فشارهای ناشی از این تغییر مکان ها کاسته شود .